تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان

برای من جالب بود فکر کردم شما هم  دوست داشته باشین بدونین

درباره‌ی خانه موسیقی


" خانه موسيقي" به عنوان تشكيلات صنفي, غيردولتي و غير سياسي كليه هنرمندان دست اندر كار موسيقي در رشته هاي مختلف است که به انگيزه حفظ , گسترش ،اعتلا، اشاعه و معرفي موسيقي و موسيقي دانان ايراني بر مبناي اصول فرهنگي قانون اساسي جمهوری اسلامی ایران تاسیس شده است.

اهداف:
• حفظ ميراث هنري ايران در بخش موسيقي،
•  ارتقاء كيفي و رشد  ارزش هاي معنوي موسيقي ايراني مبتني بر فرهنگ ملي،
•  حمايت از حقوق قانوني و معنوي موسيقي دانان در نقاط مختلف ايران در زمينه هاي مختلف موسيقي،

• هدفمند نمودن فعاليت هاي موسيقي دانان و هنر جويان ايراني به منظور تداوم حضور سنن ملي موسيقي در جامعه ،
• شناسائي و باروري استعدادهاي هنري به منظور رشد كيفي موسيقي ايراني،
•  معرفي و عرضه موسيقي ايران به ملت هاي ديگر،
•  تلاش جدي در امر پژوهش موسيقي قديم و نوين ايران جهت شناخت ظرفيت هاي موسيقي ملي،
•  حضور فعال در جشنواره هاي مختلف موسيقي در خارج از كشور به منظور معرفي و شناساندن موسيقي و موسيقي دانان ايراني و آشنائي با تحولات موسيقي در جهان،
•  تلاش جهت اجرا و نشر آثار موسيقي دانان ايراني در خارج از كشور ،
• تلاش براي انتشار نشريه موسيقي در چار چوب توسعه فرهنگ ملي،
• تلاش به منظور تأمين امور رفاهي اعضاء با حمايت مسئولين دولتي و بخش خصوصي


خانه موسیقی در تاريخ شانزدهم مرداد 1379 ( ششم آگوست 2000 ميلادي ) به ثبت رسيده است0

 

اساسنامه خانه موسیقی

 آیین نامه های خانه موسیقی

(مجمع عمومی،عضویت وتاسیس شعب)  


اركان خانه موسيقي ايرانْ

هيئت موسس
شوراي عالي خانه موسيقي
هيئت مديره
مديرعامل
مجمع عمومي
كميته هاي تخصصي
بازرسان

 

اعضای هیات موسس :

     علي تجويدي ، حسين دهلوي ، مصطفي كمال پورتراب ، فرهاد فخرالديني،حسن ریاحی، محمد سریر، مجيد كياني ،احمد پژمان، کریم صالح عظیمی، فريدون ناصري ،حسین علیزاده، محمد رضا درويشي، داريوش پيرنياكان، داود گنجه اي ، کامبیز روشن روان،محمد سعيد شريفيان ، حميد رضا اردلان ، آذين موحد ، سيد نورالدين رضوي سروستاني.

 

شوراي عالي خانه موسيقي:
شوراي عالي خانه موسيقي بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است و هفت نفر اعضاي آن از ميان موسيقي دانان برجسته , متعهد و خوش نام كه حداقل سي سال سابقه فعاليت در زمينه هاي مختلف موسيقي در كشور داشته و عضو خانه موسيقي باشند، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي براي مدت سه سال انتخاب مي شوند0

 اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي عبارتند از:

حسين دهلوي : آهنگساز ورهبر  اركستر (رياست شورا)
علي تجويدي : آهنگساز ونوازنده ويولن (نايب رئيس )( در اسفند 1384 درگذشت)
مصطفي كمال پور تراب : آهنگساز، مدرس و نويسنده
احمد پژمان : آهنگساز
فرهاد فخرالديني : آهنگساز و رهبر اركستر
كامبيز روشن روان:آهنگساز و مدرس
حسين عليزاده : آهنگساز و نوازنده تار و سه تار

هيئت مديره:


     هيئت مديره مركب از هفت نفراز اعضاي كميته هاي تخصصي است كه با رأي مجمع عمومي براي مدت دو سال انتخاب مي شوند و وظيفه سياست گذاري و نظارت بر فعاليتهاي خانه موسيقي را به عهده دارند 0

اعضاي كنوني هيئت مديره عبارتند: 

 1- محمد سریر ( رئيس هيئت مديره ) ، 2- داود گنجه ای3-هوشنگ ظريف 4 -داریوش پیرنیاکان( دبيرو سخنگو)5- حمیدرضا نوربخش( عضو ومدیرعامل)6-ساسان فاطمی  7- رامین جزایری- بازرس : امیر بکان

مديرعامل :
     اعضاي هيئت مديره از بين خود يا خارج از آن يك نفر را به عنوان مديرعامل با راُي اكثريت مطلق اعضاي حاضر ، براي مدت دو سال با اختيارات اجرائي معين انتخاب مي نمايد0
در حال حاضر حمیدرضا نوربخش عهده دار سمت مديرعاملي خانه موسيقي است.

مجمع عمومي:
     مجمع عمومي خانه موسيقي شامل سه نفر از اعضاي هريك از كميته هاي تخصصي و حرفه اي فعال در خانه موسيقي است.
مجمع عمومي ضمن انتخاب هيئت مديره و بازرسان و تاُئيد اعضاي شوراي عالي ، تصويب سياستهاي كلي و چگونگي عملكرد و فعاليت هاي هيئت مديره به عهده دارد0

کانون های تخصصي:
     هر يك از کانون های تخصصي ، مجمعي است از تمام اعضاي پيوسته و وابسته درجه يك و دو خانه موسيقي كه در زمينه كاري مربوط به همان كميته ، داراي تخصص و سابقه فعاليت باشند0
اعضاي پيوسته و وابسته درجه يك  هر كميته مي توانند به عنوان اعضاي هيئت رئيسه كميته خود انتخاب شوند0
در حال حاضرهشت کانون تخصصي نوازندگان سازهاي ايراني ، نوازندگان سازهاي غربي ، خوانندگان موسيقي ايراني ، خوانندگان كلاسيك غربي ،آهنگسازان ،رهبران  كر واركستر، مدرسان موسيقي، پژوهشگران موسيقي، سازندگان ساز، تشكيل گرديده و فعاليت مي نمايند0

بازرسان:
     مجمع عمومي از ميان نامزدهاي حاضر درجلسه يك نفر را به عنوان بازرس اصلي و يك نفر را به عنوان بازرس علي البدل براي مدت يكسال انتخاب مي نمايد0

اعضای اصلی هیات مدیره های کانون های هشتگانه خانه موسیقی

اعضای هیئت مدیره کانون خوانندگان ایرانی
1- هنگامه اخوان ( رئیس هیئت مدیره ) 2- نصراله ناصح پور 3-فاضل جمشیدی  4-حمیدرضا نوربخش  5- مظفر شفیعی -علیرضا قربانی(علی البدل)فریبا داوودی( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
1- هوشنگ ظریف ( رئیس هیئت مدیره ) 2- داریوش پیرنیاکان 3-محمدعلی کیانی نژاد4- علی اکبر شکارچی5- میرجعفرحیدری-ویدا روستا ( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون پژوهشگران
1- ساسان فاطمی ( رئیس هیئت مدیره ) 2-  ابوالحسن مختاباد 3-فرشاد توکلی 4-منصوره ثابت زاده 5- هما افسری -هوشنگ جاوید(علی البدل)حمیدرضا عاطفی ( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون خوانندگان کلاسیک
1-شهلا میلانی( رئیس هیئت مدیره 2- فریبا قنادی اسدی 3-نسرین ناصحی 4- روح الله تاتار 5- سودابه شمس - نرگس میردادیان(علی البدل)مسعود عالمی( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون سازندگان ساز
1-بیاض امیرعطایی ( رئیس هیئت مدیره )  2-محمود فرهمند 3- یوسف پوریا 4-فرمان مرادی 5-رامین جزایری - غلامرضا میرهاشمی ( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون مدرسان
1-مصطفی کمال پورتراب( رئیس هیئت مدیره )2- داوودگنجه ای3-محمد سریر4-هادی منتظری 5- -آذرهاشمی - رویا حلاج(بازرس)مهناز ناصرروستا( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون آهنگسازان
1-تقی ضرابی ( رئیس هیئت مدیره ) 2- فریدون شهبازیان 3- محمد میرزمانی  4- ناصرچشم آذر5- علی بکان-3- ابراهیم نظری ( بازرس )

اساسنامه

اعضای هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای غربی
1-فرزاد دانشمند( رئیس هیئت مدیره ) 2-سیمون آیوازیان 3- مهرک صفائیه 4-فرشید نوابی
5-امیرپدرام طاهریان-علی اکبرکرد بچه(علی البدل)خسروبهرامی( بازرس )

اساسنامه

نشانی خانه موسیقی:

تهران،انتهای خیابان دکترفاطمی،نبش جمالزاده،شماره 284

تلفن:12و66917711

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:49 |

واقعيتى انكارناپذير كه نسل نو آوازخوانان سنتى، هيچ گاه نتوانسته اند، چنان كه بايد چراغ فرهنگ گفتارى حوزه موسيقى سنتى را فروزان نگاه دارند. اين مسأله آن چنان نيازمند بازشكافى، تفصيل و ارائه ادله و نظر است كه در چنين گفتارى نمى گنجد و اصولاً نيازمند صرف زمان بسيار است.

268059.jpg

اگرچه نااميدانه آغاز كرديم، اما مى توان از ميان همين نسل، معدودى را سراغ گرفت كه پاره اى پايبندى ها و قدرى سررشته ها را در حوزه آوازسنتى كسب كرده و آن را محملى براى رسيدن به مقصد قرارداده اند.اين كوتاه را بهانه اى براى گفت وگو با «سينا سرلك» قرارداده ايم. آوازخوانى كه ۱۴ سال را در محضر «محمدرضا شجريان» گذراند و علاوه بر آن، با بهره گيرى از موسيقى غنى بختيارى، لحنى ويژه به آواز خود داده است.

آيا شاگردى در محضر يك استاد (محمدرضا شجريان) مى تواند منبعى كافى براى كسب مهارت هاى لازمه رشته آواز باشد؟
***
استاد شجريان در حال حاضر، جامع الشرايط ترين فرد در حوزه آواز سنتى است كه اين مسأله هم در حوزه عمل و هم در حيطه نظر در مورد ايشان صدق مى كند، اما خب! در اين مدت از اكثر كسانى كه مى شناختم و يا دوستان معرفى مى كردند بهره مند شده ام تا بلكه به تجربيات تازه ترى در حوزه آواز دست پيدا كنم. ضمن آن كه بايد بگويم، بهره مندى از دانش و تجربه استاد «صديق تعريف» يكى از تجارب خوب من است و ايشان نيز بر گردن من حق زيادى دارند.
نظر شما درباره تقليد اكثر آوازخوانان از استاد شجريان چيست؟
آقاى شجريان، هنرمندى است با ويژگى هاى مستقل به لحاظ فيزيولوژى حنجره و از نقطه نظر شخصيت درونى. خب مسلم است آوازى كه ايشان مى خواند، به لحاظ دو خاستگاهى كه ذكر آن رفت، رنگ خود را دارد و اصولاً ويژه ايشان است. از لحاظ فن و قدرتمندى هم كه هيچ نيازى به تعريف و تمجيد من نيست. اما مشكل اين است كه به دليل اقبالى كه نسبت به هنر ايشان وجود دارد، هر كس كه وارد اين وادى مى شود. خود را به سمت و سوى خوانندگى ايشان و شيوه و روش هنرى شجريان مى برد.
به هر شكل شما مى بينيد، نتيجه چنين رويكردى آن شده است كه رنگ و گفتمان جديدى از آواز به ندرت مشاهده مى شود و اكثر قريب به اتفاق، به دنبال اقبال احتمالى مردم از تقليد صرف هنر استاد شجريان رفته اند. باور كنيد كه آقاى شجريان، خودش هم از اين مسأله راضى نيست. به هر حال ايشان، به عنوان هنرمندى كه ۵۰ سال از عمرش را صرف اين كار كرده است، علاقه دارد اين رشته از موسيقى، رشد كند و شاخ و برگ هاى بيشتر و تازه ترى بر تنه آن برويد اما فعلاً كه شرايط اين گونه است.
خود شما چطور؟ آيا از شجريان تقليد نمى كنيد؟
به عقيده من تقليد، شرط اول رسيدن به گفتمان مستقل در هر هنرى است. اما آن چه تبديل به آفتى براى هنر مى شود، ماندن در شرايط تقليد است. من گمان مى كنم كه در حال بيرون آمدن از چنين شرايطى هستم و تجربه هاى تازه اى را در آواز به دست آورده ام. اما در مورد پرسش شما حرف ديگرى هم دارم و آن نيز دعوتى است از دوستان جوان هنرمند كه ضمن تحقيق در سبك هاى گوناگون آوازى به شرايط تازه ترى در هنر دست پيدا كنندچرا كه اين تنها راه براى رشد آوازخوانى است.
در حال حاضر برخى مى گويند مقام آوازخوان از نوازنده بالاتر است و يا بالعكس. شما اين نظر را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
موسيقى ملى در شرايطى نيست كه چنين چيزهايى مطرح شوند. شرايط فعلى موسيقى، فقط و فقط نيازمند همدلى و همراهى همه فعالان اين هنر، اعم از نوازنده و خواننده و ترانه سرا و ... است. من هيچ گاه انگيزه طرح اين حرف ها را به طور جدى درك نكرده ام. كار خواننده بدون حضور نوازنده ناقص است، همان گونه كه ساز تنها و يا يك كار اركسترال تنها بدون حضور آوازخوان مدت زيادى در خاطره ها نمى ماند. همه اين مؤلفه ها به هم ربط دارند و هيچ يك بدون ديگرى مدت زياد دوام نمى آورد.
بيش از هر چيز نقش چه چيزى را در رشد و اعتلاى موسيقى ملى مؤثر مى بينيد؟
به اين سؤال معمولاً پاسخ هاى يكسانى داده مى شود اما من در اين جا مى خواهم به نكته اى اشاره كنم كه متأسفانه زياد به آن توجه نمى شود و آن رعايت اخلاق در موسيقى است.
... و به عنوان سخن آخر از كارها و كنسرت ها بگوييد؟
در حال حاضر، علاوه بر آن كه گاه گاه به عنوان خواننده اركستر ملى فعاليت هايى دارم، با اركستر ملل به سرپرستى «پيمان سلطانى» همكارى مى كنم.
علاوه بر اين در گروه «قمر» به سرپرستى «نويد دهقان» هم همكارى دارم و اجرايى هم در تالار انديشه حوزه هنرى به همكارى همين گروه داشته ايم. با اركستر ملل هم در تالار بزرگ كشور اجرا كرده ام و تجربه خوبى از كار با آن داشته ام. در ضمن، كاستى را هم آماده انتشار دارم كه بزودى وارد بازار موسيقى مى شود. علاوه بر اين كه به تازگى برخى فعاليت ها را هم در حوزه سينما شروع كرده ام كه بايد ديد چه خواهد شد.
منبع : ايران
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:40 |

هنگامي كه زلزله بم رخ داد تمامي گروههاي اجتماعي و فرهنگي و هنري به ميدان آمدند
 و سيل كمك از هر سو روانه شد تا مرهمي باشد براي زخمهاي طاقت سوز  مردم بلازده بم. هنرمندان نيز از جمله اقشاري بودند كه گام در اين وادي نهادند، به خصوص اهالي موسيقي كه از كف رفتن ايرج بسطامي گرامي و عزيز همذات پنداري اين قشر را با مردم بم بيش از ساير اقشار كرد . سپس خانه موسيقي فراخواني داد و عصر همان روز هم استاد شجريان ، نماد موسيقي و ‌آواز ايراني نيز كه صبح همان روز از سفر خارج باز گشته بود در پيامي همدردي خود را اعلام كرد.
تا اواخر شب شايعات درباره درگذشت ايرج بسطامي دهان به دهان مي‌گشت و برخي آن را تكذيب و برخي تاييد مي‌كردند تا اينكه در نهايت اعلام شد اين هنرمند نامي و از شاگردان استاد، درميان جان باختگان است .
يكي، دو روز بعد استاد شجريان در خانه موسيقي حاضر شد تا كمك علاقه‌مندان به موسيقي و مردم بم را جمع آوري كند. روز پرشكوهي بود، آن روز. تمامي بضاعت موسيقي ايران نيز آمده بودند تا از اين اقدام مردمي حمايت كنند . اين كمك‌ها گرد آوري شد و ابتدا قرار شدكه جمع بست آن براي ساخت مدرسه اي هزينه شود، اما وقتي جماعت اهل موسيقي بيشتر با هم مشورت كردند، در نهايت به اين جمع بندي رسيدند كه تالاري بسازند به نام ايرج بسطامي كه اهل موسيقي هم بتوانند از آن استفاده كرده و اجراي موسيقي داشته باشند.
از ميان تمامي آن تصميمات در نهايت استاد محمد رضا شجريان خود تصميم گرفت كه با برگزاري كنسرتي در تالار بزرگ كشور، عوايد آن را به ساخت و ساز مجموعه‌اي ويژه اختصاص دهد. كنسرت با استقبال بي نظير علاقه مندان موسيقي روبرو شد و عوايد كار هم به گفته آقاي شجريان رقمي شد كه بتوان استارت كار را زد. درنهايت تصميم گرفته شدكه عوايد ديگر هم به اين كار اختصاص يابد و در نهايت مجموعه اي با نام باغ هنر بم شكل بگيرد.
 مجموعه اي كه در آن تمامي امكانات براي انواع هنر ها از جمله موسيقي فراهم مي شد  و ساختار معماري آن هم به گونه اي بود كه بر بنياد معماري ايراني و به ويژه منطقه كويري بم بنا نهاده شده بود تا سنخيت معماري كار هم حفظ شود .
يادم نمي رود كه در يكي ا ز اين سفر ها از استاد پرسيدم كه آيا براي ادامه اين مجموعه كه بر‌آوردهاي اوليه از هزينه اي سه ميليارد توماني براي آن حكايت مي كرد، هم از اجراي موسيقي و كنسرت و عوايد آن استفاده مي كنيد كه استاد گفتند نه . بايد ديگران هم كمك كنند، ‌اما شخص استاد خود مي‌دانست كه در اين كشور هنگامي كه چيزي از ديده مي رود از دل هم خواهد رفت و در نهايت اكنون استاد شجريان مانده است و باغ هنر بم كه بخش اعظم ساختمان آن هنوز ساخته نشده است.
شجريان در اين سالها همتي جانانه صرف كرده است و همانند يك كارمند تمام وقت دلسوز پاي اين كار ايستاده و همچنان هم ايستاده است، اما به نظر مي رسد براي تداوم اين مجموعه  از آن زمان تا امروز كه سومين سال اين زلزله بلا خيز را پشت سر مي گذاريم ، اين مجموعه اگرچه به پيش رفته است، ولي بايد همت‌هاي ديگر شكل بگيرد و ديگران نيز بر اين پاي اين درخت آب افشانند. ديگراني كه از خانه سينما، تا آن فيلمساز نامي و آن كارگردان  شناخته شده و شهره تئاتر كه در گفته هاي رسانه‌اي قول مساعدت دادند و تاكنون به شكل عملي كمكي نكرده اند. اميد كه اين قول و قرار ها پا بر جا بماند و به مرحله عمل برسد.
امروز استاد تنهامانده است و كوهي از كار . به ياري استادبشتابيم
ابوالحسن مختاباد -همشهري

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:38 |
بسیاری از ما رابطه کنونی مان را با شعر فارسی مدیون صدای استاد محمدرضا شجریان هستیم. صدای دلنشین استاد بزرگ موسیقی ایران رنگ تازه ای به شعرهای بزرگان ادبیات فارسی بخشیده است و یکی از این بزرگان مولانا است که او این روزها به خاطر صدور شناسنامه جعلی برایش نگران است. وقتی به دیدارش رفتم تازه از پاریس برگشته بود ، پس از اجرای دو کنسرت که یکی از کنسرت ها در مراسم خداحافظی احمد جلالی نماینده ایران در یونسکو بود و شجریان در طول گفت و گو چندین بار به نیکی از او یاد کرد به خاطر این که در شناساندن فرهنگ ایرانی به جهانیان تلاش کرده است و به فرهنگ ایران خدمت کرده است.
شجريان گفت که به خاطر او به پاریس رفته است نه برای گرفتن مدال موتسارت . گلایه ای هم کرد از نحوه برخورد با جلالی و کنار گذاشتنش . حتی پیشنهاد داد برای قدردانی از او کاری کنیم و گفت که ما نباید کسانی را که به کشور خدمت کرده اند فراموش کنیم.
شجریان از معدود هنرمندان ایران است که در کنار پرداختن به هنر از نقش اجتماعی اش نیز غفلت نکرده است . او پس از زلزله بم با برگزاری کنسرت هایی و یاری جستن از مردم به کمک زلزله زدگان شتافت و پروژه بزرگ باغ هنر بم را آغاز کرد و یکی از کارهای این روزهایش باغ هنر بم است .
فرصت اندک بود و موضوع مشخص. قرار بود درباره مولانا و شناسنامه جعلی که برای میراث معنوی ایران صادر می کنند و کوتاهی های خودمان سخن بگوییم .
آخرین کنسرت شما به یاد مولانا بود . چرا مولانا؟
مي‌دانيد كه سال میلادی جاری به عنوان سال مولانا در جهان تعیین شده است. اولین کار ما در اين سال، کنسرت پاریس بود که هم به مناسبت سال مولانا بود و هم برای تقويت صلح. این کنسرت به دعوت یونسکو انجام شد و در آن دو غزل از مولانا ارائه کردیم، یکي به صورت تصنیف و یک غزل هم به آواز اجرا شد. اما چون دیر گفته بودند، نتوانستیم کارهای بیش تری از مولانا ارائه کنیم . 20 روز مانده به کنسرت به ما خبر دادند و ما هم این کنسرت را برگزار کردیم تا هم یادی از مولانا بشود و هم پیام آوران صلح باشیم به ويژه در زمانه ای که خطر جنگ همه جا را گرفته است.
در سال های اخیر شاهد بوده‌ايم كه خیلی از هنرمندان جهان به مولانا توجه کرده اند ، اما او را به نامی جز مولانا می شناسند. در اغلب اين آثار از مولانا به عنوان رومي ياد مي‌شود. من اصلا نمی دانم چرا این اسم را روی مولانا گذاشته اند و شناسنامه جعلی برای ایشان صادر کرده اند . مولانا بلخی است نه رومی . ایشان در روم فوت کرده، اما نياكان او، پدر و مادرش ایرانی بودند و در بلخ بودند. اگر چه الان بلخ در خاک افغانستان قرار دارد، اما جزء ايران بزرگ بوده و فرهنگ ايراني دارد. مولانا هر چه دارد، از ایران دارد و تمام غرلیات و آثارش به زبان فارسی است نه رومی، خيلي متاسفم كه گاهی خود ما ایرانی ها هم او را با عنوان رومی مي‌ناميم. در جشن خانه موسیقی هم می گفتند رومی . اعتراض كردم که ما نباید بگوییم رومی . گاهی هم می گویند مولاناي رومی. اگر به فرض بنده از بد زمانه ناگزیر بشوم به آمریکا بروم و بعد در آنجا بمیرم، آمریکایی می شوم؟! من به زبان فارسی حرف می زنم ، موسیقی ایرانی کار می کنم ، از فرهنگ ایران بهره می گیرم ، ایرانی ام ، حتی اگر در جای دیگری بمیرم.
این دعوا که دعوای تازه ای نیست !
بله، همين طور است. یادم است سال 53 در جلسه‌اي در تركيه در باره مولانا حضور داشتم. آن موقع محمود تفضلی نماینده فرهنگی ایران در ترکیه بود. ما با ایشان رفتیم. در جلسه اختلاف نظر پيش آمده بود. یک عده می گفتند بلخی یک عده می گفتند رومی . ایشان دید نمی تواند یک طرف بحث را بگیرد ، گفت ما خیلی متاسفیم که بخواهيم برای مولانا شناسنامه صادر کنیم، منظورش اين بود كه از این حرف‌ها دست برداریم.
هنوز دولت تركيه در اين جهت مي‌كوشد كه مولانا را به خود منتسب كند. ایشان را رومی مي‌خواند و به خودشان منتسب مي‌کنند ، اما واقعا مولانا ربطی به ترکیه ندارد. شعرهاي او معناي عميق انساني دارد و از دايره جغرافيايي خارج است و به نوعي به فرهنگ جهاني تعلق دارد. او اين نگاه را از فرهنگ ايراني گرفته، به زبان فارسي شعر گفته و از موقعيت فرهنگ ايراني به انسان نگاه مي‌كند، از فرهنگ ایرانی نشات گرفته و تحت تاثیر عرفای بزرگ ایرانی مثل عطار بوده است. پدرش هم در زمینه فرهنگ آدم متشخصی بوده و از همه مهم‌تر کسی که آتش به خرمن مولانا می زند و او را از پوسته تنگ خودش بیرون می آورد، شمس تبریزی يعني يك ايراني بوده است. این ها همه نشان می دهد که ایشان رومی نیستند و بلخی هستند. ما ایرانیان باید با جديت این موضوع را برای جهانیان بازگو کنیم و مولانا را به جهانیان یشناسانیم و بگوییم که مولانا ایرانی است و از ميراث غني فرهنگي خود دفاع كنيم و نگذاريم كه ميراث عميق فرهنگي ما گرفتار دست‌اندازي ديگران بيگانه شود.
به نظر شما چرا مولانا این قدر در جهان مورد توجه قرار گرفته در حالي که دیگر شعرای برجسته ما مثل سعدی و حافظ مورد توجه نیستند؟
این بحث بحثی جامعه شناختی است و باید جامعه شناسان نظر بدهند . من از این جهت نمی توانم بحث کنم و مطالبی که می گویم نظر شخصي است و بايد در اين زمينه تحقيق و بررسي دقيق‌تري انجام داد. دو تن از شعرای ما در جهان خيلي شناخته شده‌اند؛ یکی خیام و ديگري مولانا. شعر دعوت به زندگي است. مي‌گويد كه قدر عمرت را بدان ، قدر لحظه هایت را بدان. همین زندگی خیلی مهم است و قدر همین زندگی را بدان. شايد پيام خيام از جنبه‌هاي شعري و هنري كارش مهم‌تر باشد و اين پيام است كه براي همه مخاطبان قابل فهم و ترجمه است. مولانا هم تقریبا همین را دنبال کرده است :
من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است
قادر هر دو جهانم تنناها یاهو
با این که مولانا در زمانه ای مي‌زيسته كه خیلی راحت می توانستند انگ کفر به او بزنند و می زدند اما او آشكار يا در لفافه حرف خود را مطرح مي‌كرد و در قالب شعر نظرات خود را ارائه مي‌كرد. تصور مي‌كنم دليل این که این دو شاعر مورد توجه جهاني قرار گرفته‌اند، يكي به دليل همين پيام آنهاست.
البته مولانا شهرت جهاني بيشتري دارد و گاهي هم تفسيرهاي عجيب و غريبي از شعرهاي او مي‌شود.
دليلش باز بودن شعر مولاناست كه امكان تفسيرهاي مختلف را مي‌دهد. هر کس شعر مولانا را می خواند يا می شنود، نقش خود را در آب می بیند، به این خاطر که مولانا رهاست، پايبند خرافات و قالب‌هاي بسته نيست. از هر چارچوب تنگ محدود كننده رهاست.
نكته ديگر در باره دليل استقبال جهاني به مساله ترجمه باز مي‌گردد. ترجمه کردن شعرهای اين دو شاعر يعني خيام و مولانا مثل ترجمه ديگر شعرا دشوار نيست. به خصوص در مورد خیام مي‌توان چنين سخني گفت.
یعنی نسبت به حافظ وسعدی؟
- بله حافظ را نمی شود ترجمه کرد ، سعدی را هم نمی شود ، این ها ایماها و اشاراتی دارند که دنیاي غير ايراني نمی فهمد ، چون با زبان و فرهنگ خاص آن آشنا نيستند. این زبان یک حالاتی دارد که ترجمه کردنش سخت است . معتقدم ترجمه حافظ، نشدنی است و هر کس ترجمه کند، آن را خراب کرده است . بسياري از غزلیات سعدی را هم نمی شود ترجمه كرد. اما خیام را خیلی راحت تر می شود ترجمه کرد ، چون زبان صريح‌تر و آشكارتري دارد.
یا به این خاطر که معنی بیش تر اهمیت دارد تا عناصر شعری.
- بله معنی بیش تر اهمیت دارد . خوب مولانا هم اغلب ابیاتش این گونه است و راحت می شود ترجمه اش کرد. البته مقصودم اين نيست كه معني در شعر حافظ مهم نيست يا در شعر مولانا جنبه‌هاي هنري اهميت ندارند. نه، زبان حافظ داراي پيچيدگي‌اي است كه ترجمه آن را دشوار مي‌كند.
یعنی فقط همین مسئله ترجمه پذیری باعث معرفی بهتر مولانا شده است ؟
در کنار این باید فعالیت های دولت ترکیه را هم اضافه کنیم . دولت ترکیه برای این در جهان یک نشان فرهنگی برای خود بسازد، مولانا را با نام رومی به جهان معرفی کرده و در این زمینه خیلی سرمایه گذاری کرده است و پيوسته این را تکرار می کند و سعی بسيار مي‌كند كه که ایرانی بودن مولانا فراموش شود. نزديكي تركيه به غرب هم كمك كرده و اين تبليغات موثر افتاده است. جهان هم امروز مولانا را بيشتر به عنوان رومی مي‌شناسد. اخیرا شنیده ام که حتی ابیاتی ترکی برای مولانا جعل کرده اند و لابلای آثار او جاي داده‌اند. اين سرمايه‌گذاري در شناختن مولانا موثر بوده است ولي به تحريف او نيز منجر شده است. به نظر من ما باید روی این مسئله کار بکنیم . جامعه شناسان ما ، ادبای ما ، کسانی که با تاریخ و ادبیات و فرهنگ ما آشنا هستند، همه ايرانيان علاقمند و شيفته فرهنگ غني ايراني بايد اهتمام كنند و از از ميراث فرهنگي خود دفاع كنند. اين يك ضرورت فرهنگي است.
استاد البته این مسئله فقط درباره مولانا نیست . در ماه های اخیر در خبر ها بود که ابن سینا را در اسناد رسمی به عنوان دانشمند عربی معرفی کرده اند یا شخصیت های دیگر ایرانی را.
- بله متاسفانه . منِ ايراني هر چه دارم از فرهنگ و ادبيات است. اگر حرفی برای طرح داریم به خاطر ادبیات وفرهنگ کهن‌مان است والا در سیاست يا صنعت و اين نوع حوزه‌ها كه اهميت چنداني نداريم. خوب همين امر افتخارآميز را هم دارند از ما مي‌گيرند. ابن سینا می شود عرب ، مولانا می شود رومی و متاسفانه و متاسفانه ما هم ساکت نشتسه ایم، همه ما ساكت هستيم. مسئولان ساكتند، اهل فرهنگ ساكتند و در غفلت و سكوت ما، ديگران دارند فرهنگ ما را از آن خود مي‌كنند. در حالی که همه اين بزرگان و دانشمندان از فرهنگ ایران برخاسته‌اند. ایران بزرگی که تکه تکه کنده شد و جدا شد و فقط بخش مرکزی اش به نام ايران مانده است . همسایه ها همیشه نشان های فرهنگی ما را به نام خودشان قلمداد کرده اند و ما هم چیزی نمی گوییم .
یک بحثی است درباره ثبت جهانی میراث معنوی در یونسکو که از ایران هم می خواستند نوروز و تعزیه و... را ثبت بکنند که گویا نوروز به طور مشترک به نام ایران و چند کشور همسایه ثبت شد . تعزیه ظاهرا نقص مدارک بود و به هر حال ثبت این ها ممکن نشد . بخشی از میراث معنوی ما دارد به نام دیگران ثبت می شود و به قول شما ما ساکت نشسته ایم . چرا این اتفاق ها برای ما ایرانیان بیش تر از دیگران می افتد ؟
معتقدم دولت‌هاي ما خیلی مقصرند و کوتاهی می کنند . این کار ها را دولت ها باید بکنند و دولت بی توجه است . می دانید که ابن سینا به نام ایران در یونسکو ثبت شده و یک مدال هم به نام او و با عنوان اخلاق در علم ساخته شده است. مولانا هم به نام ایران ثبت شده ، و قرار است مدالی هم به نام ایشان درست کنند. البته فکر کنم به صورت مشترک با ترکیه. اما به هر حال تلاش هایی شده و به نام ایران ثبت شده اند . این کارها را هم آقای دکتر جلالی بنیان گذاشتند و با جديت دنبال كردند. به هر حال دولت ها باید متوجه این موضوع باشند ، چون میراث فرهنگی ما تاریخ ماست ، شاسنامه ماست . مردم که گرفتار زندگی روزمره اند و كاري از دستشان برنمي‌آيد. مسئولیت متوجه دولت و دستگاه‌هاي فرهنگي است. این ها باید توجه کنند. در سال های گذشته پنج اثر باستانی ما ثبت جهاني شد که باز به همت و دلسوزي آقای دكتر احمد جلالی بود. مثل پاسارگاد ، گنبد سلطانیه ، ارگ بم. حتی قنات ها را هم به نام ایران به ثبت دادند که بعد ها اصلا پایگاه قنات در جهان را در ایران خواهد بود. این ها کارهایی است که شده است و موجب افتخار ايراني است و بايد شايسته قدرداني كسي كه چنين تلاشي كرده است.
اما به نظر می آید که بیش تر نقش شخصی ایشان باشد تا برنامه ریزی
- بله واقعا دلسوزی و ابتكارات شخصی ایشان بوده است. آقای دكتر جلالی چون اهل ادب و شعر و فرهنگ است و از تاریخ ایران آگاهی دارند و تعصبی روی ایران دارند، اين كارها را انجام داده است. در 9 سالی که به عنوان نماینده ایران در يونسكو بوده، خیلی تلاش کرد که فرهنگ ایران را بشاساند و این آثار را ثبت كند. مي‌دانيد كه ثبت هر یک از این آثار دشواري بسياري‌ دارد. تلاش زيادي بايد صرف شود. و ايشان با دلسوزي و از خودگذشتگي اين كار را كرده است.
کار آقای جلالی تمام شده در یونسکو؟
-بله ایشان تغيير كرد و جانشین برایش انتخاب می شود.
كنسرت شما در پاريس در مراسم توديع ايشان بود؟
بله، من تصميم گرفتم به عنوان يك ايراني از او به سبب تلاشي كه براي فرهنگ ايران كرده، تشكر كنم. در طول سال‌هاي فعاليت هنري خود در مراسم توديع هيچ مقامي شركت نكرده‌ام ولي لازم دانستم كه از ايشان به تشكر كنم. به همين دليل در مراسم توديع شركت كردم.
استاد شما بیش تر روی نقش دولت در این زمینه تمرکز کردید، اما جامعه فرهنگی و هنری چه نقشی می توانند داشته باشند؟
- خیلی می توانند نقش داشته باشند. این ها باید دولت را آگاه کنند در روزنامه ها ، کتاب ها و....
فکر نمی کنید که اهل هنر و فرهنگ هم به اندازه دولت کوتاهی کرده اند؟
همه کوتاهی کرده ایم
شما حاضرید برای این کار پیش قدم شوید برای طرح این موضوع ها در مجامع جهانی ؟
- بله كاملاً. اگر كاري از دست برآيد، كوتاهي نخواهم كرد.
اگر شخصیت فرهنگی ، هنری و علمی ایران که در جهان شناخته شده اند موضع گیری کنند، خيلي موثر خواهد بود.
- بله درست است. البته نقش و وظيفه ادباي ما بيشتر از گروه‌هاي ديگر است و بايد در اين كار پیشگام شوند. در عين حال، اهل فلسفه، اهل فرهنگ و انديشه نيز بايد همراهي كنند تا بتوانيم از هويت فرهنگي خود دفاع كنيم. شخصيت‌هاي بزرگي داريم كه مي‌توانند به پيشبرد اين كار كمك كنند. من هم كاملاً آماده‌ام تا دست به دست هم بدهیم و این مسئله را به جهانیان بشناسانیم. پيشنهاد مي‌كنم در گام اول، نامه‌ای خطاب به مدير كل يونسكو نوشته شود. مي‌توان با آقای دکتر جلالی که سابقه خوبی در یونسکو دارند، مشورت شود . اهل ادب و فرهنگ و استادان و کسانی که سری در میان سرهای فرهنگی دارند و حرفشان خریدار دارد، حتما با این کار موافق اند. آنها هم به ميدان بيايند تا كار را پيش ببريم.
به هر حال ما نباید بگذاریم، این فرهنگ را كه سرمايه ماست، از ما بگیرند. باید این سرمایه را حفظ کنیم. راهش هم این است که دائم به دولت و دستگاه‌هاي فرهنگي یادآوری کنیم و آگاهی بدهیم که پيگير مسئله باشند. به هر حال من حاضرم و در این زمینه هر کاری از دستم بر می آید، كوتاهي نخواهم كرد.
استاد شما همیشه در کنار کار موسیقی به مسائل دیگری نیز توجه داشته اید و گاهی از موسیقی نیز در این راستا کمک گرفته اید و یک نقش اجتماعی هم ایفا کرده اید ، حالا بخشی از این ها مثل اعتراض به ابتذال در تلویزیون که سال 1354 بود و گفتید که دیگر صدایتان پخش نشود که چنین موضع گیری را در سال های اخیر هم داشتید یا بحث باغ هنر بم و کاری که برای مردم بم دارید انجام می دهید و موارد دیگر ، البته هنرمندان دیگری هم بوده اند که کارهایی کرده اند ، اما این کار ها معمولا در ایران همیشه در حد فردی می ماند و به یک کار جمعی تبدیل نمی شود.
- بله واقعا در بین ما ایرانی ها روح جمعی وجود ندارد . همه چیز فردی انجام می شود .
مثلا ماجرای باغ هنر که شما آن اوائل اعلام کردید تعدادی از هنرمندان و کسان دیگر اعلام همکاری کردند ، اما گویا الان خبری از خیلی از آن ها نیست
- نه اين طور نيست. اين‌ها هستند و هنوز هم در كنار ما هستند و تایید می کنند و خیلی ممنونیم که در همین حد هم همراهی می کنند و امیدواریم که به مرحله عمل برسد. اما امیدواریم که همه اين كارها و تلاش‌هاي به جایی برسد. باید مدام گفت و یادآوری کرد تا کار ها به جایی برسد. من خوش‌بينم و اميدوارم.
استاد شما همیشه فاصله تان را با اهل قدرت حتی آن هایی که به نظر می رسیده از نظر فکری به شما نزدیک هستند ، حفظ کرده اید و از بیرون برای علاقه مندان آثارتان در رفتار شما با اهل قدرت یک غرور قشنگی دیده می شده ، اما چند ماه گذشته خبر رسید که دیداری خصوصی و در پشت درهاي بسته با آقای صفار هرندی داشته اید و چیزی از مذاکرات هم منتشر نشد . ماجرا چی بود؟
- متاسفانه سوء استفاده ای بود که یک عده از این ماجرا کردند. اصلا ماجرا اينطور نبود كه مطرح شد. سالگرد تاسیس خانه موسیقی بود و آقای نوربخش رییس خانه موسیقی خیلی اصرار کرد که بروم و من هم گفتم قبول كردم. البته من همواره به دليل اين نوع مسائل حاشيه‌اي و نادرست از حضور در محامع پرهيز مي‌كنم. رفتم و مثل همه مدعوین نشستم آن جا. بعد در همان جلسه از من خواستند كه جایزه ها را بدهيد. به احترام اهل موسيقي، پذيرفتم. بعد که برنامه تمام شد، رییس خانه موسیقی گفتند که آقای وزیر آن جا نشسته اند و تمايل دارند با شما حال و احوالی بکنند. منش من هميشه رعايت ادب بوده است و پذيرفتم. حال و احوال کردیم و ایشان دعوت كردند براي صرف چاي به بالا برويم. در آن سالن پذيرايي 20-30 نفر هم با ما بالا آمدند. مذاكره‌اي نبود حتي ملاقاتي پشت درهای بسته نبود. 10 دقیقه ای یک چایی خوردیم و آمدیم. وقتي گفتند پشت درهای بسته مذاكره شده است، خيلي ناراحت شدم. گفتم اگر پشت درهای بسته بوده پس آن عکس را چه كسي گرفته است؟ من نمی دانم برای چه چنين اكاذيبي منتشر مي‌شود. نه من نیازی دارم که بگویم با آقای صفار هرندی دیدار داشتم و نه ایشان نیازی دارند که بگویند من با شجریان دیدار داشتم. اصل ماجرا تماما اين بود.
شما با وزاری قبلی هم دیدار داشتید ؟
خیلی، اما قبلا این گونه منعکس نمی شد. ببینید من اگر بدانم جایی صاحب منصبی هست معمولا آن جا نمی روم ، اما اگر بر سر اتفاق جایی رفتم که صاحب منصبی بود، مثل بقیه با او سلام و احوالپرسی می کنیم. ادب اينطور اقتضاء مي‌كند. قبلا هم این کار را می کردم و هنوز هم اين كار را مي‌كنم. قبلا ديدارهايي در اين حد بوده اما اينطور و به نادرست منعكس نمي‌شد. اين نحو انعكاس باعث سلب اعتماد از رسانه‌هاي عمومي مي‌شود.
البته خبر را روابط عمومی داده بود
- من از جزييات اطلاعي ندارم و مايل نيستم بر اساس اين شايعات اظهار نظر كنم. نمي‌دانم چه كسي يا نهادي اين خبر نادرست و كذب را داده است. همانطور كه بارها گفته‌ام من دفتری دارم به نام دل آواز که شماره تلفنش پشت تمام نوارهای من هست. روزنامه ها و ديگر رسانه‌ها می توانستند زنگ بزنند و بپرسند که جریان چه بوده؟ آیا این حرف درست است ؟ صدربار هم گفته ایم اما باز هم این اتفاقات تکرار می شود و حیف است که برخی از خبرنگاران و روزنامه ها هم دقت نمی کنند. حالا آن ها که چنین چیزهایی را اعلام می کنند لابد هدفی دارند ،اما این هدف زودگذر است و بالاخره بعدا که معلوم می شود اصل موضوع چیست .
سال آینده برای مردم چه عیدی خواهید داشت ؟ کنسرت ها و برنامه های سال آینده تان چیست؟
برنامه‌اي را در دست تمرين و اجرا داريم و به زودي در استوديو ضبط خواهيم كرد. بنا دارم در سال آينده كنسرتي هم در تهران و احتمالا در چند استان برگزار كنم كه به وقت خود اطلاع‌رساني خواهد شد.
استاد از اين كه دعوت مصاحبه با ما را پذيرفتيد، ممنونم. اميدواريم كه همت شما مساله مولانا را دنبال كنيم. ما در روزنامه اين كار را پيگيري مي‌كنيم و باز هم مزاحم شما خواهيم شد كه در اين ماجرا ما را كمك كنيد.
من هم از شما تشكر مي‌كنم كه به مسائل فرهنگي حساسيت نشان مي‌دهيد و در دفاع از ميراث فرهنگي ايران، هر كاري از دست من برآيد، انجام دهم. من فرزند اين فرهنگ هستم و به عنوان فرزند اين سرزمين و فرهنگ، وظيفه خود مي‌دانم كه در دفاع از آن تا جايي كه مي‌توانم بكوشم.
*این گفت و گو در ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی منتشر شده است ، چون هنوز آن جا روی سایت نرفته است ، این جا منتشرش می کنم تا کسانی هم که به نسخه چاپی آن دسترسی ندارند ، بتوانند بخوانند.
منبع : وبلاگ هنوز
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:35 |

اين روزها نام محمدرضا شجريان بار ديگر در ميان خبر‌ها تكرار مي‌شود، در اين خبر‌ها، هم درباره تورهاي اروپايي او مي‌خوانيم و هم درباره انتشار دو كاست جديد او و هم درباره ساخته شدن فيلمي درباره زندگي او كه يكي از نزديكانش از قول استاد آن را تكذيب مي‌كند و مي‌گويد قرار نيست فيلمي درباره زندگي استاد ساخته شود.
چندي قبل يكي از خبرگزاري‌ها در گفت‌وگويي با يك كارگردان مستندساز از ساختن فيلمي با نام <راز مانا> خبر داده بود كه در مطبوعات نيز مورد توجه واقع شد. راز مانا نام كتابي است كه به زندگي استاد شجريان مي‌پردازد و گفت‌وگوي محسن گودرزي، اصغر رمضان‌پور و جواد كاشي با استاد است. ‌ اين كارگردان اعلا‌م كرده بود كه قرار است نسخه 2 ساعته‌اي از كلا‌س‌هاي آموزشي شجريان تهيه ‌شود. او همچنين از توافقي گفته بود كه براساس آن مستند راز مانا را هم درباره زندگي شجريان خواهد ساخت.يكي از نزديكان شجريان در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد ملي از قول استاد، ساختن چنين فيلمي را تكذيب كرد و گفت قرار نيست چنين فيلمي درباره زندگي استاد ساخته شود. ‌
درباره چگونگي ساخت نسخه آموزشي نيز گفت كه هنوز نام كارگردان اعلا‌م نشده و فعلا‌ فيلمبرداري صورت مي‌گيرد تا بعد كارگرداني تعيين و فيلمي تهيه شود، كه اين فيلم در فرهنگستان هنر تهيه و با آرم فرهنگستان عرضه خواهد شد.
گزارش خبرنگار روزنامه اعتماد ملي حاكي است كه به تازگي دو نوار با عناوين <ساز خاموش> و <سرود مهر> از استاد منتشر شده و نوار ديگري نيز در ارديبهشت‌ماه از او منتشر خواهد شد.
دو آلبوم <ساز خاموش> در مايه دشتي و <سرود مهر> در مايه بيات ترك و افشاري بر اساس كنسرت آذر 84 گروه استادان موسيقي ايران توسط شركت دل‌آواز منتشر شده است. ‌
در آلبوم <ساز خاموش> قطعاتي چون <پيش‌درآمد دشتي از يوسف فروتن>، <تصنيف قديمي مرا رها كن> و <تصنيف‌ساز خاموش> گنجانده شده است.
‌ همچنين در آلبوم سرود مهر قطعاتي نظير <آواز روي قطعه ضربي نجوا>، <چهار مضراب همراه با آواز>، <تصنيف قديمي‌ سلسله مو>، <آواز روي قطعه ضربي رخس‌زار> و <تصنيف نيايش> شنيده مي‌شود.
‌ اين آلبوم‌ها در قالب سي‌دي صوتي و كاست توسط شركت فرهنگي هنري دل‌آواز منتشر مي‌شوند.
پس از آلبوم‌هاي <زمستان است>، <بي‌تو به سر نمي‌شود> و <فرياد>، اين دو كاست آخرين كاست‌هاي همكاري مشترك شجريان، حسين عليزاده، كيهان كلهر و همايون شجريان است. ‌ همچنين بنا به اعلا‌م شركت دل‌آواز، برنامه كنسرت‌هاي جديد استاد شجريان در اروپا اعلا‌م شده است.
اين سلسله كنسرت‌ها در تاريخ 8 و9 ارديبهشت‌ماه و از شهر لندن آغاز مي‌شود. در اين كنسرت‌ها مجيد درخشاني نوازنده تار، سعيد فرج‌پوري نوازنده كمانچه، محمد فيروزي نوازنده عود و همايون شجريان نوازنده تنبك و همخوان آواز، استاد شجريان را همراهي خواهند كرد. ‌ در ادامه شهر اسلو در تاريخ 12 ارديبهشت ميزبان اين گروه خواهد بود. شهرهاي استكهلم و گوتنبرگ نيز در تاريخ‌هاي 14 و 15 ارديبهشت‌ماه ميزبان استاد شجريان و گروه جديد وي خواهند بود.
اين گروه روز 29 ارديبهشت‌ماه در آمستردام به اجراي برنامه خواهند پرداخت و در تاريخ‌هاي 4 و6 و 8 خرداد نيز به ترتيب شهرهاي فرانكفورت، كلن و برلين ميزبان استاد آواز ايران خواهد بود. ‌
شنبه و يكشنبه 8 و 9 ارديبهشت، لندن ‌
چهارشنبه 12 ارديبهشت، اسلو ‌
جمعه 14 ارديبهشت، استكهلم ‌
شنبه 15 ارديبهشت، گوتنبرگ ‌
شنبه 29 ارديبهشت، آمستردام ‌
جمعه 4 خرداد، فرانكفورت ‌
يكشنبه 6 خرداد، فيلا‌رمونيك كلن ‌
سه‌شنبه 8 خرداد ، برلين

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:33 |

تور بزرگ اروپائي محمد رضا شجريان خواننده نامي ايران،با اجراي کنسرت
درلندن شروع شد. استاد شجريان که در اين تور، استاد ديگر بزرگ موسيقي ايران، عليزاده را به همراه ندارد، از ترکيب تازه اي درگروه نوازندگان خوداستفاده کرده است.
کنسرت شجريان شب يکشنبه و ديشب در تالار کدوگان لندن اجرا شد، در حالي که هر دو شب اين سالن 900 نفره صندلي خالي نداشت و بليت ها از مدت ها قبل به فروش رفته بود؛ بليت هايي که به قيمت 10 تا 35 پوند فروخته مي شد.
سال گذشته هم شجريان به همراه گروهش در تالار کوئين اليزابت لندن به اجراي کنسرت پرداخت که با استقبال علاقه مندان روبرو شد، اما اين بار فقط لندني ها شاهد اجراي استاد نخواهند بود، بلکه اين آغاز توري است که در تمام اروپا ادامه خواهد يافت.
اين برنامه در اسلو، استکهلم، گوتنبرگ، آمستردام، فرانکفورت، کلن و بيست و نهم در برلين برگزار مي شود.
نگاهي به اجراي آغازين
اولين کنسرت شجريان در اروپا بدون گروه حيرت انگيز قبلي- جمع چهار نفره شجريان، عليزاده، کلهر و همايون که حاصل اش شماري از بهترين و ماندگارترين آلبوم هاي موسيقي ايراني بود؛ از "فرياد" تا به ويژه "بي تو به سر نمي شود" و کنسرت هاي به يادماندني که در حافظه موسيقي دوستان لحظه به لحظه ثبت و ماندگار شده؛ از کنسرت "همنوا با بم" در تالار وزارت کشور تا سال گذشته در کوئين اليزابت هال لندن- پيش از هر چيز دريغ و حسرتي را بر مي انگيزد که چرا و چطور اين گروه بي همتا در تاريخ موسيقي از هم مي پاشد و دو استاد بي نظير موسيقي ايراني- شجريان و عليزاده- بار ديگر از همکاري درخشان شان با يکديگر چشم پوشي مي کنند.
چرايش را نمي دانم- و اساساً فرقي هم نمي کند- اما نتيجه اش کماکان يکسان است: از دست رفتن يک فرصت استثنائي در موسيقي ايران.
گروه تازه شجريان در توري که اين هفته از لندن آغاز شد و در شهرهاي مختلف اروپا ادامه خواهد يافت، متشکل از سعيد فرج پوري[آهنگساز و نوازنده کمانچه]، مجيد درخشاني[ آهنگساز و نوازنده تار]، محمد فيروزي[بربط] و همايون شجريان[ تنبک و همراهي آواز] است که در برنامه اي با عنوان "سخن سعدي" در دو بخش ماهور و شور و افشاري به اجرا برنامه مي پردازند.
نکته ديگر اينکه با وجود عنوان "سخن سعدي" براي برنامه و انتخاب شعر تمام تصنيف ها و آوازها از غزليات سعدي، قطعه اي از سروده هاي حافظ هم در ميان برنامه وجود دارد: "سرو چمان". هرچند "سرو چمان" يادآور يکي از بهترين آلبوم هاي شجريان و از قطعات جاوداني اوست، اما اين جا با اجرايي نه چندان دلچسب- که ناهماهنگي آشکاري بين نوازندگان ديده مي شد که مي تواند ناشي از تمرين اندک باشد يا تغييراتي که در موسيقي جا افتاده اين قطعه رخ داده بود از جمله همخواني ـ ضعيف ترين بخش برنامه را رقم زد.
پيش از آن اما صداي گرم و تواناي شجريان تماشاگر را بر سر جاي خود ميخکوب کرده بود: در اولين ساز و آوازکه همراهي دلنشيني از بربط را به همراه داشت، در بخش هايي ـ مثلاً "گويم که سري دارم سر باخته در پايي"- تحريرهاي استاد به اوج خود نزديک بود.
در ساز و آواز دوم تحريرهاي استاد به اوج نمي رسيد- مثل بخش "بيچاره کسي است"-، اما انتخاب اشعار بکر و دست نخورده سعدي- يکي از ديگري بهتر و جذاب تر و هماهنگ تر با موسيقي ايراني- کماکان درخشان بود و حسن انتخاب اشعار را به عنوان مهمترين امتياز اين کنسرت به رخ مي کشيد.
 «شجريان همواره اين حسن را دارد که در انتخاب اشعار نهايت دقت و حوصله را به خرج مي دهد؛ برعکس شهرام ناظري که گاه چنان بي دقتي اي در انتخاب شعر مي کند که مي تواند ارزش هايش آلبوم يا کنسرتش را به زير سئوال بکشد: مثل " سلامي چو بوي خوش آشنايي" يا "بيا تا قدر يکديگر بدانيم" که هر دو از بدترين آثارش هستند.»
بخش دوم کنسرت، هماهنگي بيشتري را بين نوازندگان عيان مي کرد؛ به ويژه در تصنيف "در بند عشق" ساخته خود شجريان که نوآوري هايي را در دل داشت و دلنشين ترين بخش همخواني دو خواننده را رقم مي زد.
اما شايد بهترين قطعه کنسرت، آخرين بخش آن بود که خارج از روال برنامه و به درخواست تماشاگران اجرا شد: تصنيفي بسيار زيبا و مدرن با شعري از مولانا و همخواني طراز اول که شور و حال ويژه اي داشت؛ هرچند به دليل عدم برنامه ريزي درست، اجراي آن به درازا کشيد و ماموران سالن در عملي زشت از روشن کردن ميکروفون ها و نورها خودداري کردند، اما شجريان ساده و بي ريا نشست و با گروهش، بدون ميکروفون اين قطعه را اجرا کرد؛ که البته شايد براي دوستداران شجريان تجربه بدي هم نبود: شنيدن صداي استاد بدون ميکروفون که به قول خودش براي اولين بار اتفاق افتاد.

روز آنلاین


اشعار استاد سخن سعدي شيرازي و آواز "محمدرضا شجريان" تحسين شيفتگان موسيقي سنتي ايراني را در يكي از مشهورترين تالارهاي موسيقي پايتخت انگليس برانگيخت.
همنوازي موسيقي سنتي ايراني گروه شجريان با حضور اين استاد ايراني به عنوان خواننده و رهبر گروه، مجيد درخشاني نوازنده تار، همايون شجريان نوازنده تنبك و خواننده همراه، سعيد فرج پوري نوازنده كمانچه و محمد فيروزي نوازنده بربط (عود) برگزار شد.
اين برنامه كه يكشنبه شب در تالار تاريخي و مشهور "كادوگان هال" در قلب لندن برگزار شد، شامگاه دوشنبه نيز در همين مكان اجرا مي‌شود.
كنسرت گروه محمدرضا شجريان در لندن نخستين قسمت از تور بزرگ اروپايي اين گروه است كه طي هفته‌هاي آينده در ديگر شهرهاي اروپايي ادامه مي‌يابد.
استاد شجريان در اين برنامه دو قسمتي كه نزديك به سه ساعت به طول انجاميد اشعار مختلفي را از شيخ مصلح‌الدين سعدي شيرازي در قالب آواز و تصنيف با تك نوازي و اجراي جمعي خواند.
انحصاري بودن اشعار سعدي در بخش اصلي اين برنامه موجب شد كه تمام اين كار با عنوان "سخن سعدي" اجرا شود.
مانند ديگر برنامه‌هاي سال‌هاي اخير گروه شجريان، همايون فرزند استاد شجريان نيز چه به صورت هم آوايي، چه به صورت تكميلي و چه در قالب گفت و شنفت آواز پدر نامدارش را همراهي مي‌كرد.
در بخش اول برنامه كه در دستگاه ماهور اجرا شد، نخست قطعه "انتظار" از آثار استاد درخشاني اجرا شد. سپس طي دو بخش دوگانه اشعاري از سعدي به همراه سازهاي تك و اجراي دست جمعي خوانده شد.
در بخش مياني و پاياني اين قسمت نيز تصنيف‌هاي "سرو چمان" و "سخن عشق" هر دو ساخته محمدرضا شجريان اجرا شد.
در نيمه دوم كنسرت گروه شجريان كه در دستگاه‌هاي شور و افشاري انجام شد نخست قطعه ديدار از ساخته‌هاي استاد سعيد فرج پوري اجرا شد و سپس به تناوب دو قسمت سازو آواز به اجرا درآمد.
در اين قسمت همچنين قطعه چهار مضراب "رقص پروانه" ساخته سعيد فرج پوري اجرا شد و قبل و بعد از آن نيز دو تصنيف "در بند عشق" و "عهد شكن" هر دو از ساخته‌هاي استاد شجريان اجرا شد.
شدت استقبال علاقمندان ايراني و غير ايراني از كنسرت گروه شجريان به اندازه‌اي بود كه با وجود طولاني‌تر شدن اجراي برنامه از زمان اعلام شده، پس از پايان اجراي برنامه اصلي نيز با آن كه مسئولان تالار به خاموش كردن نور صحنه و بلندگوها و روشن كردن نور محل نشستن حاضران مبادرت كرده بودند، مردم با تشويق‌هاي بدون توقف خود گروه شجريان را مجبور كردند تا دوباره به صحنه بازگشته و تصنيف ضربي ديگري از اشعار مولانا با عنوان "برخيزاي ساقي بيا" را اجرا كنند.
در اين هنگام، با آنكه اجراي اين تصنيف در تاريكي صحنه و بدون ميكروفن كه از ملزومات قطعي اجراي زنده موسيقي هستند برگزار شد، شجريان و همكاران هنرمندش به خوبي از اجراي اين اثر جديد خود برآمدند و با پاياني خاطره انگيز، آخر هفته‌اي فراموش نشدني را براي عاشقان موسيقي سنتي ايراني به يادگار گذاشتند.
ایرنا

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:32 |
نخستين بار در سال 1379 بود که خبر همکاري سه موسيقيدان برجسته ايراني يعني محمدرضا شجريان، حسين عليزاده و کيهان کلهر به همراه همايون شجريان در نشريات ايراني به چاپ رسيد. سال ها از قرار گرفتن نام شجريان در کنار حسين عليزاده مي گذشت و اين گذر سال ها شايد بيش از هميشه به شايعاتي که در همکاري نخست اين دو موسيقيدان بنام ايراني در اواخر سال هاي 60 شمسي و ساخت موسيقي دلشدگان به وجود آمده بود دامن مي زد. اما حضور يک باره اين دو در کنار کيهان کلهر و فرزند خلف شجريان تيتري بود که همه روزنامه هاي داخلي و خارجي را در کنار علاقه مندان موسيقي ايراني - که به غلط موسيقي سنتي خوانده مي شود - به وجد مي آورد.
همکاري محمدرضا شجريان و حسين عليزاده به همراه گروه هم آوايان که در آن سال ها توسط عليزاده پي ريزي شده بود خاطره اي را سبب شد که از آن پس گويي همه اهل موسيقي منتظر تکرار دوباره آن شده بودند. در اين سال ها کيهان کلهر در خارج از کشور فعاليت هاي اجرايي خود را در زمينه موسيقي ايراني دنبال مي کرد و آوازه اين فعاليت ها نيز به ايران رسيده بود. حتي تجربه هاي اخير وي که با شجاعت حسين خان و انتشار آثار غزل نيز بر شهرت او افزوده بود، همکاري اين سه تن از موسيقيدانان ايراني را براي مردم معقول جلوه داده بود و شايد اين خواسته زبان به زبان از مردم به گوش آنها رسيد که ناگهان در زمستان سال 1379، دانشگاه کاليفرنيا امريکا شاهد همنشيني آن ها شد.
از قرار در آن زمان اين گونه تفسير مي شد که شجريان از آن دسته آوازخوانان ايراني است که به اصول اجرايي روش هاي سنتي موسيقي ايران علاقه مند است و گويا در اين زمينه اصرار دارد. اين علاقه او با ذهن کاوشگر و فرار حسين عليزاده در موسيقي نمي خواند و در اين ميان پيوند کيهان کلهر با آنها که ديگر از عجايب بود. اما اين تفسيري به غلط بود که شايد اين گونه تفسيرها زماني همنشيني اين نوازندگان و موسيقيدانان را به تاخير مي انداخت. همکاري مشترک شجريان در آلبوم نوانديشي، چون «شب، سکوت، کوير» با کيهان کلهر، خود گواه بر اين ادعا است که شجريان از هر نوانديشي خوش قريحه و درستي استقبال مي کند و پيش از اين نيز در آثار خود به نحوي اين موضوع را يادآور شده بود. از سوي ديگر حسين عليزاده با هدف تجربه گرايي در موسيقي، مرزهاي موسيقي ايراني را تا آن سوي تفکر به اصطلاح سنتي شکسته بود و در ميان آهنگسازان نوانديش جهان جايگاه ويژه اي را اختيار کرده بود. اما با تمام اين تفاسير بيرون آمدن آلبوم «زمستان است» حکايتي ديگر بود. حسين عليزاده پيش از اين در آلبوم «راز نو» به موفقيتي شگرف در موسيقي ايران دست يافت. او در اين اثر که با همکاري گروه منحصر به فرد خود يعني هم آوايان به انجام رسانده بود بدعتي نو گذاشت و مقامي به نام «داد و بيداد» را از دو گوشه ايراني استخراج کرد. اين کار عليزاده در محافل موسيقي ايراني با تشويق و نقد زيادي مواجه شد و شايد تيغ برنده نقد ايراني گمان مي کرد با اين قبيل انتقاد ها مي تواند بر کرسي تفکر سنتي خود بنشيند. اما آلبوم «زمستان است» و همکاري محمدرضا شجريان به عنوان استاد بي بديل آواز ايراني با حسين عليزاده و اجراي موفق اين دو با همکاري کيهان کلهر و همايون شجريان از مقام «داد و بيداد»، مهري بر دهان برخي منتقدان ايراني زد تا زين پس کم گو و گزيده گو سخن بگويند. اثر «زمستان است» که روي شعري از مهدي اخوان ثالث ساخته شده در همان سال ها اروپا و امريکا را پيمود تا صداي تازه اي از موسيقي ايراني را به گوش جهانيان برساند. البته اين صداي تازه مرزهاي تازه موسيقي سرزمين مان بود و صداي ساز و آواز خبر از موسيقي ايراني مي داد. اجراي تلفيق گوشه هاي موسيقي ايراني که طي ساليان درازي با شعر کلاسيک الفت خاصي داشته است اين بار روي اثر مشهور از مهدي اخوان ثالث و با زبان نوين شعر فارسي همنشيني مي کرد. اين خود اتفاق خرسندي بود که البته پيش از اين نيز توسط خود شجريان و با شعر قاصدک اخوان ثالث تجربه شده بود. در اين ميان بوده اند خوانندگان و آهنگسازان ايراني از جمله شهرام ناظري که در اين زمينه کوشش فراواني کرده اند.
يک سال بعد و در ادامه همکاري گروه چهار نفره شجريان ها، حسين عليزاده و کيهان کلهر، اثر ديگري روانه بازار موسيقي ايران شد. «بي تو به سر نمي شود» که اين بار نقش کيهان کلهر به عنوان آهنگساز در اين اثر ديده مي شود و تاکنون بارها بر اساس شعر مشهور مولانا آهنگسازي شده است که خود شجريان نيز يک بار اين شعر را زمزمه کرده است. اما شايد اجراي اين قطعه با همکاري اساتيد موسيقي نوين ايراني جلوه اي ديگر به شعر مولانا داده باشد. اجراي اين قطعه در کنسرت هم نوا با بم که براي درد کشيده هاي زلزله ديده آن ديار اجرا شد نيز بر غناي آن افزود و شايد امروز هر کسي با شنيدن اين قطعه به ياد آن کنسرت و آن روزها بيفتد.
«بي تو به سر نمي شود» در دستگاه نوا و آواز کرد بيات اجرا شده است. اين اثر نيز به مانند «زمستان است» داراي نوآوري هايي در آواز ايراني بوده و شجريان با اشاعه شيوه هاي آوازي خود به ساختار اثر جان داده است. اجراي قطعات ضربي نوا و چهار مضراب نوا از جلوه هاي اين اثر است و خود تصنيف بي تو به سر نمي شود که مهمترين تصنيف اين مجموعه را شامل مي شود.
در سال 1381 و با سفر دوباره اين گروه چهار نفره به امريکا و اين بار به لس آنجلس باعث شد اثر ديگري به بازار آيد که يک بار ديگر دنياي ساختارهاي موسيقي ايراني و شعر نو فارسي در آن تجربه شده بود. آلبوم «فرياد» در سال 1381 نقد هاي فراواني را متوجه خود ساخت و فروش چشمگيري داشت. برخي از نويسندگان و منتقدان مطبوعاتي کشور انتشار اين آلبوم و انتخاب شعر فرياد، اثر مهدي اخوان ثالث را بازگو کننده نگاه گروه چهارنفره و شجريان مي دانستند. انتشار اين آلبوم پس از حوادث 18 تير ماه بود. از جمله يکي از زيباترين و شايد به ياد ماندني ترين آثار اجرا شده در اين اثر، تصنيف «سمن بويان» با آهنگي از کيهان کلهر و روي غزل حافظ است که هر شنونده اي را مبهوت خود مي کند. در اين تصنيف و البته در جاي جاي آلبوم، صداي همايون شجريان در کنار پدر شنيده مي شود که وجد خاصي به اثر بخشيده است. شعر «سمن بويان» حافظ يکي از تکنيکي ترين شعرهاي زبان فارسي محسوب مي شود که کلهر به خوبي آن را به زبان موسيقي درآورده است. سمن بويان را شايد بتوان به عنوان يکي از قطعات پرقريحه ايراني معرفي کرد. نبوغ آهنگساز در ساختارمند کردن شعر و موسيقي يکي از منحصربه فردترين پيوند هاي موسيقي ايراني را پديد آورده است. البته به تمام اين تفاسير بايد مدرنيته حاکم بر قطعه را نيز اضافه کرد که به خوبي با موسيقي ايراني همنشين شده است. اجراي دوصدايي قطعه که به شکلي نوبتي و همخواني ميان شجريان و پسرش قسمت مي شود از قسمت هاي دوست داشتني قطعه است.
قطعه «فرياد» نيز از جمله کارهاي آهنگسازي شجريان است. تجربه وي در شکل بخشي موسيقي ايراني و شعر نو فارسي در اين قطعه به کمال خود رسيده است و شايد قطعه فرياد را بتوان به عنوان يکي از بهترين نمونه هاي تلفيق شعر نو و موسيقي ايراني دانست.
اجراي کنسرت هم نوا با بم در دي ماه سال 1382 يکي از مهمترين رويدادهاي موسيقي ايران محسوب مي شود. در آن سال زلزله هولناک بم کشور را به اندوه کشانده بود و در کنار کارهاي خيريه اي که توسط هنرمندان و مردم براي کمک به زلزله زدگان صورت مي گرفت، اين گروه چهارنفره در تالار بزرگ کشور روي صحنه رفته و سه شب خاطره انگيز را به وجود آوردند. اجراي قطعه سمن بويان و فرياد را که شايد بتوان گفت در اين کنسرت معنايي ديگر را به وجود آورده بودند از بهترين قطعات اجرا شده در اين کنسرت بودند. تکنوازي عليزاده و کلهر و در کنار آنها اجراي هم آوايي شجريان ها آرزوي ديرينه مردم ايران بود که به علت تحريم شجريان در کنسرت دادن در ايران، مدت ها از آن محروم بودند.آخرين همکاري اين گروه چهارنفره که شايد بتوان گفت در سال هاي نخوت موسيقي ايراني روحي دوباره به آن بخشيدند در ايران بود. کنسرت «ساز خاموش» در تالار بزرگ کشور هزاران نفر را از سراسر کشور به تهران فرا خواند و چندين شب باشکوه را براي موسيقي ايراني به وجود آورد. از جمله اثر مهمي که در اين کنسرت اجرا شد تصنيف «ساز خاموش» از ساخته هاي حسين عليزاده بود که تجربه اين آهنگساز نوگراي ايراني را به نمايش گذاشته بود. اين قطعه به شکل منحصر به فردي تلفيقي خاص از لحظات آوازي و تک نوازي را در کنار گروه نوازي به نمايش گذاشته است. اجراي اين قطعه که حال و هواي نگاهي انتقادي و سياسي به وضعيت موسيقي کشور را نيز به همراه دارد، خاطره شب هاي کنسرت را تا آمدن آلبوم ها زنده نگه داشت.محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجريان، امروز از هم جدا شده اند و هر يک دوباره به سراغ تجربه هاي شخصي خود رفته اند. پيش از اين اعضاي اين گروه اعلام کرده بودند که تا آنجايي که لازم باشد در کنار هم مي مانند. شايد دوباره ملزوماتي به وجود آيد که اين تيم بي بديل را گرد هم آورد و زخمه اي دوباره بر روح موسيقي ايراني نواخته شود.
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:30 |
؛فيلم‭ ‬‮«‬دلشدگان‮»‬‭ ‬به‭ ‬نويسندگي‭ ‬و‭ ‬كارگرداني‭ ‬زنده‮ ‬ياد‭ ‬علي‭ ‬حاتمي، تنها اثر‭ ‬ماندگار‭ ‬درخصوص‭ ‬موسيقي‭ ‬سنتي‭ ‬ايران‭ ‬است.گونه‭ ‬اي‭ ‬از‭ ‬موسيقي‭ ‬كه‭ ‬به‭ ‬واقع‭ ‬هويت‭ ‬ملي‭ ‬و‭ ‬حافظه‭ ‬جمعي‭ ‬ملتي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬تاريخ‭ ‬پرفراز‭ ‬و‭ ‬نشيبي‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬خود‭ ‬ديده‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬قالب‭ ‬شعر‭ ‬و‭ ‬تصنيف‭ ‬و‭ ‬رديف‭ ‬و‭ ‬آواز‭ ‬به‭ ‬بيان‭ ‬احساس ها‭ ‬و‭ ‬نگراني‮ ‬ها‭ ‬و‭ ‬آرزوهايش‭ ‬پرداخته‭ ‬است
پخش‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬در‭ ‬جمعه‭ ‬شب‭ ‬گذشته‭ ‬از‭ ‬تلويزيون‭ ‬گويي‭ ‬بي‮ ‬مناسبت‭ ‬با‭ ‬هفته‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬نبود‮.‬‭ ‬چرا‭ ‬كه‭ ‬موسيقي‭ ‬سنتي‭ ‬ايران‭ ‬بخش‭ ‬عظيمي‭ ‬از‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬كشورمان‭ ‬را‭ ‬دربر‭ ‬مي‮ ‬گيرد،‭ ‬ميراثي‭ ‬كه‭ ‬پيشينه اي‭ ‬دارد‭ ‬به‭ ‬قدمت‭ ‬تاريخ‭ ‬اين‭ ‬مرز‭ ‬و‭ ‬بوم‮..‬در‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬با‭ ‬سكانس هاي‭ ‬بسيار‭ ‬جذاب‭ ‬و‭ ‬پرمحتوا‭ ‬درخصوص‭ ‬هنر‭ ‬موسيقي‭ ‬مواجه‭ ‬مي‮ ‬شويم‮.‬‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬نمونه‭ ‬آشنايي‭ ‬طاهر‭ ‬‮(‬با‭ ‬بازي‭ ‬امين‭ ‬تارخ‮)‬‭ ‬با‭ ‬ليلا،‭ ‬برادرزاده‭ ‬سفير‭ ‬عثماني‭ ‬‮(‬با‭ ‬بازي‭ ‬ليلا‭ ‬حاتمي‮)‬‭ ‬هنگام‭ ‬تمرين‭ ‬آواز،‭ ‬كه‭ ‬تاكيدي‭ ‬است‭ ‬بر‭ ‬تاثير‭ ‬موثر‭ ‬و‭ ‬بسزاي‭ ‬موسيقي‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬زبان‭ ‬مشترك‭ ‬ملت ها،‭ ‬در‭ ‬ايجاد‭ ‬صميميت،‭ ‬صلح‭ ‬و‭ ‬صفا‭ ‬و‭ ‬حتي‭ ‬عشق‭ ‬و‭ ‬مهرورزي‮.‬‭ ‬زنده‮ ‬ياد‭ ‬حاتمي‭ ‬بانگاه‭ ‬خردمندانه‭ ‬در‭ ‬بخش هايي‭ ‬از‭ ‬فيلم‭ ‬خود،‭ ‬به‭ ‬بررسي‭ ‬وضعيت‭ ‬موسيقي‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬ايراني،‭ ‬بين‭ ‬طبقات‭ ‬مختلف‭ ‬پرداخته‭ ‬است‮.‬‭ ‬وضعيتي‭ ‬كه‭ ‬حاصل‭ ‬نگاه‭ ‬مختلف‭ ‬مردم‭ ‬به‭ ‬ماهيت‭ ‬موسيقي‭ ‬بوده‭ ‬است.نقش‭ ‬كشتي‭ ‬شكسته‭ ‬در‭ ‬درياي‭ ‬طوفاني‭ ‬و‭ ‬نشان‭ ‬دادن‭ ‬صفحه‭ ‬موسيقي‭ ‬روي‭ ‬ساحل‭ ‬‮-‬در‭ ‬سكانس‭ ‬پاياني‭ ‬فيلم‮-‬‭ ‬ضمن‭ ‬آن‭ ‬كه‭ ‬هر‭ ‬بيننده‭ ‬با‭ ‬ذوق‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬ياد‭ ‬شعر‭ ‬زيباي‭ ‬حافظ‭ ‬مي‮ ‬اندازد‭ ‬كه‮:‬‭ ‬آسمان‭ ‬كشتي‭ ‬ارباب‭ ‬هنر‭ ‬مي‮ ‬شكند‮/‬‭ ‬تكيه‭ ‬آن‭ ‬به‭ ‬كه‭ ‬بر‭ ‬اين‭ ‬بحر‭ ‬معلق‭ ‬نكنيم،‭ ‬حكايت‭ ‬از‭ ‬خون‭ ‬دل‭ ‬خوردن‭ ‬و‭ ‬حتي‭ ‬از‭ ‬جان‭ ‬گذشتگي‭ ‬همه‭ ‬هنرمندان‭ ‬و‭ ‬عاشقان‭ ‬راستين‭ ‬اين‭ ‬هنر‭ ‬دارد،‭ ‬كه‭ ‬با‭ ‬وجود‭ ‬محدوديت ها‭ ‬و‭ ‬دشواري‮ ‬ها‭ ‬تمام‭ ‬تلاش‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬براي‭ ‬انتقال‭ ‬اين‭ ‬ميراث‭ ‬ارزشمند‭ ‬به‭ ‬نسل‭ ‬آينده،‭ ‬به‭ ‬كار‭ ‬برده اند‮.‬‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬بي‮ ‬بديل‭ ‬براي‭ ‬پخش‭ ‬از‭ ‬شبكه‭ ‬سوم‭ ‬سيما‭ ‬و‭ ‬برنامه‭ ‬‮«‬صدفيلم‮»‬‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬گرفته‭ ‬شده‭ ‬بود‮.‬‭ ‬براي‭ ‬ديدن‭ ‬چندمين‭ ‬بار‭ ‬اين‭ ‬فيلم،‭ ‬با‭ ‬ديالوگ هاي‭ ‬بي‮ ‬نظير‭ ‬و‭ ‬تاثيرگذارش‭ ‬كه‭ ‬با‭ ‬نغمه هاي‭ ‬شورانگيز‭ ‬تا‭ ‬رو‭ ‬سه‭ ‬تار‭ ‬استاد‭ ‬عليزاده‭ ‬و‭ ‬صداي‭ ‬جاودانه‭ ‬استاد‭ ‬شجريان‭ ‬آميخته‭ ‬است،‭ ‬نياز‭ ‬به‭ ‬هيچ‭ ‬بهانه اي‭ ‬نبود‮...‬اما‭ ‬صد‭ ‬حيف‭ ‬و‭ ‬صدافسوس‭ ‬كه‭ ‬سيما‭ ‬در‭ ‬اقدامي‭ ‬غير‭ ‬منطقي‭ ‬سكانس هاي‭ ‬تاثيرگذار‭ ‬و‭ ‬باشكوهي‭ ‬همچون‭ ‬گفتگوهاي‭ ‬طاهر‭ ‬با‭ ‬ليلا،‭ ‬بهبود‭ ‬يافتن‭ ‬بيماري‭ ‬ليلا‭ ‬با‭ ‬آواي‭ ‬عرفاني‭ ‬طاهر،‭ ‬نحوه‭ ‬جان‭ ‬سپردن‭ ‬طاهر‭ ‬روي‭ ‬پله هاي‭ ‬محل‭ ‬برگزاري‭ ‬كنسرت‭ ‬و‮...‬‭ ‬را‭ ‬سانسور‭ ‬كرد.پرسشي‭ ‬كه‭ ‬مطرح‭ ‬مي‮ ‬شود‭ ‬اين‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬آيا‭ ‬سيما‭ ‬مجاز‭ ‬است‭ ‬صحنه هايي‭ ‬از‭ ‬فيلمي‭ ‬را‭ ‬حذف‭ ‬كند‭ ‬كه‭ ‬كارگردان‭ ‬متعهد‭ ‬و‭ ‬فخيمي‭ ‬همچون‭ ‬زنده‮ ‬ياد‭ ‬علي‭ ‬حاتمي‭ ‬و‭ ‬ديگر‭ ‬عوامل‭ ‬فيلم‭ ‬براي‭ ‬خلق‭ ‬ديالوگ ها،‭ ‬طراحي‭ ‬صحنه،‭ ‬فيلم برداري‭ ‬و‮...‬آن‭ ‬خون‭ ‬دل ها‭ ‬خورده اند‭ ‬و‭ ‬مرارت ها‭ ‬كشيده اند؟
اين چنين‭ ‬سانسورهايي،‭ ‬بي‮ ‬ترديد‭ ‬به‭ ‬ساختار‭ ‬فيلم‭ ‬به‭ ‬شدت‭ ‬ضربه‭ ‬مي‮ ‬زند‭ ‬به‭ ‬حدي‭ ‬كه‭ ‬اگر‭ ‬مخاطبي‭ ‬براي‭ ‬نخستين‭ ‬بار‭ ‬به‭ ‬ديدن‭ ‬فيلم‭ ‬مبادرت‭ ‬ورزد،‭ ‬به‭ ‬طور‭ ‬كامل‭ ‬به‭ ‬مضمون‭ ‬فيلم‭ ‬پي‭ ‬نمي‮ ‬برد‭ ‬و‭ ‬اين‭ ‬بر‭ ‬ذهنيت‭ ‬مخاطب‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬اثر‭ ‬فاخري‭ ‬چون‭ ‬‮«‬دلشدگان‮»‬‭ ‬تاثيرمي‭ ‬گذارد‭ ‬‮.‬‭ ‬اين‭ ‬اقدام‭ ‬جفايي‭ ‬است‭ ‬به‭ ‬كارگردان‭ ‬فقيد‭ ‬كشورمان‭ ‬و‭ ‬البته‭ ‬ناديده‭ ‬گرفتن‭ ‬شعور‭ ‬مخاطبان‭ ‬و‭ ‬علاقه مندان‭ ‬به‭ ‬فيلم هاي‭ ‬سينمايي؛‭ ‬كه‭ ‬البته‭ ‬اين‭ ‬اقدام‭ ‬سيما‭ ‬چندان‭ ‬هم‭ ‬بي‮ ‬سابقه‭ ‬نيست‮.‬‭ ‬به‭ ‬ياد‭ ‬آوريد‭ ‬پخش‭ ‬فيلم‭ ‬‮«‬از‭ ‬كرخه‭ ‬تا‭ ‬راين‮»‬‭ ‬اثر‭ ‬حاتمي‮ ‬كيا‭ ‬را‭ ‬و‭ ‬حذف‭ ‬سكانس هايي‭ ‬از‭ ‬جمله‭ ‬تقاضاي‭ ‬پناهندگي‭ ‬يكي‭ ‬از‭ ‬جانبازان‭ ‬،‭ ‬پناه‭ ‬بردن‭ ‬سعيد‭ ‬‮(‬با‭ ‬بازي‭ ‬علي‭ ‬دهكردي‮)‬‭ ‬به‭ ‬كليسا‭ ‬و‮....‬آيا‭ ‬بهتر‭ ‬نيست‭ ‬سيما‭ ‬در‭ ‬نحوه‭ ‬پخش‭ ‬فيلم‭ ‬هاي‭ ‬ايراني‭ ‬تجديدنظر‭ ‬كند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬صورت‭ ‬معذور‭ ‬بودن‭ ‬از‭ ‬حذف‭ ‬بي‮ ‬دليل‭ ‬سكانس هاي‭ ‬تاثيرگذار‭ ‬و‭ ‬كليدي‭ ‬همچنان‭ ‬به‭ ‬پخش‭ ‬فيلم هاي‭ ‬اكشن‭ ‬آمريكايي‭ ‬كه‭ ‬هيچ‭ ‬سنخيتي‭ ‬با‭ ‬فرهنگ‭ ‬و‭ ‬ارزش‭ ‬جامعه‭ ‬ما‭ ‬ندارد،‭ ‬مبادرت‭ ‬نمايد!؟از‭ ‬طرف‭ ‬ديگر‭ ‬حذف‭ ‬چند‭ ‬سكانس‭ ‬اجراي‭ ‬نوازندگي‭ ‬در‭ ‬فيلم‮«‬‭ ‬دلشدگان‮»‬‭ ‬از‭ ‬سوي‭ ‬سيما‮-‬‭ ‬آن‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬هفته‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‮-‬‭ ‬تاكيدي‭ ‬بر‭ ‬مضمون‭ ‬اصلي‭ ‬فيلم‭ ‬دارد‭ ‬كه‭ ‬موسيقي‭ ‬سنتي‭ ‬ايران‮-‬‭ ‬نه‭ ‬در‭ ‬برهه اي‭ ‬خاص‭ ‬از‭ ‬زمان‮-‬‭ ‬همواره‭ ‬مهجور‭ ‬بوده‭ ‬و‭ ‬هست!اين‭ ‬در‭ ‬حالي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬سيما‭ ‬در‭ ‬اقدامي‭ ‬شايسته‭ ‬و‭ ‬بجا‮-‬‭ ‬كه‭ ‬جاي‭ ‬قدرداني‭ ‬دارد‮-‬‭ ‬به‭ ‬مناسبت‭ ‬هفته‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي،‭ ‬برنامه هايي‭ ‬با‭ ‬دعوت‭ ‬از‭ ‬هنرمندان‭ ‬ومصاحبه‭ ‬با‭ ‬آنها‭ ‬ساخته‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬آنهابه‭ ‬حفظ‭ ‬ميراث‭ ‬ارزشمند‭ ‬و‭ ‬عظيم‭ ‬فرهنگي‮ ‬مان‭ ‬تاكيد‭ ‬خاصي‭ ‬شده‭ ‬است.در‭ ‬اين‭ ‬بين‭ ‬آيا‭ ‬حذف‭ ‬صحنه هاي‭ ‬نوازندگي‭ ‬فيلم‭ ‬‮«‬دلشدگان‮»‬‭ ‬و‭ ‬برخي‭ ‬از‭ ‬قطعات‭ ‬آوازي‭ ‬كه‭ ‬توسط‭ ‬استاد‭ ‬شجريان‭ ‬اجرا‭ ‬شده‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬همچنين‭ ‬گفتگوهاي‭ ‬شاعرانه‭ ‬طاهر‭ ‬با‭ ‬ليلا‭ ‬كه‭ ‬سرشار‭ ‬از‭ ‬مفاهيم‭ ‬بلند‭ ‬عرفاني‭ ‬است،‭ ‬با‭ ‬چنين‭ ‬اهدافي‭ ‬در‭ ‬تعارض‭ ‬نيست.چه‭ ‬بخواهيم،‭ ‬چه‭ ‬نخواهيم‭ ‬فيلم‭ ‬و‭ ‬موسيقي‭ ‬نياز‭ ‬جوانان‭ ‬امروز‭ ‬جامعه‭ ‬است؛‭ ‬گرايش‭ ‬روزافزون‭ ‬جوانان‭ ‬كشور‭ ‬به‭ ‬سمت‭ ‬فيلم‭ ‬ها‭ ‬و‭ ‬موسيقي‮ ‬هاي‭ ‬مبتذل،‭ ‬زنگ‭ ‬خطري‭ ‬است‭ ‬براي‭ ‬تمام‭ ‬افرادي‭ ‬كه‭ ‬با‭ ‬ديدي‭ ‬بسته‭ ‬به‭ ‬موسيقي‭ ‬اصيل‭ ‬ايراني‭ ‬مي‮ ‬نگرند‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬آن‭ ‬مخالفت‭ ‬مي‮ ‬ورزند.همواره‭ ‬سخن‭ ‬استاد‭ ‬گرانقدري‭ ‬رابه‭ ‬خاطر‭ ‬دارم‭ ‬كه‭ ‬با‭ ‬اعتقادي‭ ‬راسخ‭ ‬عنوان‭ ‬مي‮ ‬كرد‮:‬‭ ‬اگر‭ ‬بند بند‭ ‬وجود‭ ‬فرزندانمان‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬اشعار‭ ‬سعدي،‭ ‬حافظ‭ ‬و‭ ‬مولانا‭ ‬و‭ ‬نغمه ها‭ ‬و‭ ‬رديف هاي‭ ‬عرفاني‭ ‬موسيقي‭ ‬ايران‭ ‬بياميزيم‭ ‬و‭ ‬پيوند‭ ‬دهيم،‭ ‬آنها‭ ‬هرگز‭ ‬به‭ ‬موسيقي‭ ‬و‭ ‬ترانه هاي‭ ‬مبتذل‭ ‬غرب‭ ‬روي‭ ‬نمي‮ ‬آ ورند‮.‬‭ ‬از‭ ‬ياد‭ ‬نبريم‭ ‬كه‭ ‬موسيقي‭ ‬سنتي‭ ‬همچون‭ ‬ادب‭ ‬و‭ ‬شعر‭ ‬ما‭ ‬جلوه گاه‭ ‬ارزش هاي‭ ‬ديني‭ ‬ما‭ ‬نيز‭ ‬هست‭ ‬و‭ ‬اگر‭ ‬دلمان‭ ‬براي‭ ‬حفظ‭ ‬ارزش هاي‭ ‬ديني‭ ‬مي‮ ‬تپد،‭ ‬نبايد‭ ‬از‭ ‬داشته هاي‭ ‬خود‭ ‬غافل‭ ‬شويم‮.
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:26 |

مديركل توليد مركز موسيقي صدا و سيما گفت: در تلاش هستيم آثاري را با اساتيد برجسته موسيقي از جمله «شجريان» و «لطفي» توليد كنيم.
« محمد ميرزماني» در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس در اين خصوص افزود: اميدواريم امسال نتايج مثبتي به دست بيايد.

وي گفت: در حال حاضر هنرمنداني چون«حميدرضا نوربخش»،«عليرضا قرباني»،«عقيلي»،«فاضل جمشيدي»، «عليرضا افتخاري» با ما كار مي‌كنند ولي اميدواريم اين همكاريها وسيع‌تر شود.همچنين درصدد و در تلاش هستيم كه بتوانيم با «لطفي» آثاري را توليد كنيم.
اين آهنگساز درباره قطعات توليد شده اداره كل توليد در سال جديد اظهار داشت:امسال با توجه به نامگذاري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي اول سال قطعه‌اي را به آهنگسازي«محمدرضا عقيلي»در اين رابطه توليد كرديم كه توسط «حميد غلامعلي»اجرا شد.همچنين به مناسبتهاي مختلف از جمله روز كارگر،شهيد آويني، بهار و تولد امام حسن عسگري(ع) و امام رضا(ع) نيز آثاري را توليد كرديم.
مدير كل توليد مركز موسيقي صدا و سيما با بيان اينكه رويكرد اصلي‌ ما به موسيقي‌ ملي و هويت ايراني اسلامي است،بيان داشت:با اين نگاه بيشترين درصد توليدات ما از نوع موسيقي‌هاي اركسترال و موسيقي ملي است كه البته بافت جهاني را هم دارند اما بيشتر در زمينه موسيقي ملي فعال هستيم. همچنين آثاري نيز با اركسترهاي سنتي و محلي توليد مي‌كنيم.
«ميرزماني»در خاتمه با اشاره به ميزان توليدات موسيقي مراكز استانها نسبت به تهران خاطر نشان كرد: با آمدن «پيريايي»رئيس مركز موسيقي و سرود صدا وسيما،نگاه ويژه‌اي به استانها شده و حتي ايشان از سهميه تهران نيز به مراكز استانها اختصاص داده‌اند كه اين مراكز بتوانند در سطح ويژه‌اي كار كنند.

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:24 |

محمد رضا شجریان در گفت وگویی با ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد ملی از نحوه انعکاس دیدار خود با وزیرفرهنگ و ارشاد به شدت انتقاد کرده است .
وی دراین گفت وگو که علی اصغر سید آبادی آن راانجام داده گفته است :متاسفانه عده ای از این ماجرا سوئ استفاده کردند در حالی که ماجرااینطور نبود که مطرح شد
وی ادامه داد:من بااصرار نوربخش در جشن خانه موسیقی شرکت کردم بعد از مراسم رییس خانه موسیقی به من گفت که وزیر تمایل دلرند باشما حال واحوالی کنند چون منش من رعایت ادب بود پذیرفتم و ایشان من را به صرف چای دعوت کردند ومن هم پذیرفتم و20-30تن نیز همراه ما ـمدند و هیچ مذاکره وملاقات پشت پرده ای نبود.خیلی ناراحت شدم
به گزارش خبرگزاری هنر او گفت :نه من نیازی داشتم که باآقای صفار هرندی دیدار داشتم ونه ایشان نیاز دارند که بگویند من با شجریان دیدار داشتم
وی تاکید کرد :من با وزرای قبلی نیز خیلی دیدار داشتم اما قبلا این گون منتشر نمی شد.ببینید من اگر بدانم جایی صاحب منصبی هست معمولا آنجا نمی روم اما اگر بر سر افاق صاحب منصبی در آنجا بود ادب اقتضا می کند مثل بقیه سلام واحوال پرسی کنم
دیدار شجریان با یک صاحب منصب دیگر!
علی رغم اظهارات جدید شجریان ،معاون هنري ارشاد در ديدار با محمدرضا شجريان آمادگي خود را براي حمايت از كارگاه آواز اين هنرمند اعلام كرد.
در دومين جلسه از نخستين كارگاه آواز محمدرضا شجريان كه عصر ديروز با حضور محمد حسين ايماني خوشخو معاون هنري ارشاد و محمد حسين احمدی مدير كل دفتر امور موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد، محمدرضا شجريان از هنرجوياني كه توانسته بودند با آزمون اوليه به اين كارگاه راه پيدا كنند امتحان گرفت. اما قبل از برگزاري اين جلسه با محمد حسين ايماني خوشخو و احمدي ديدار كرد.
بنا براين گزارش در اين ديدار ايماني ضمن قدرداني از شجريان به خاطر برگزاري چنين كارگاهي خطاب به او گفت: معاونت هنري ارشاد آمادگي خود را براي ساماندهي و برنامه‌ريزي شدن بهتر كلاس‌هاي آموزش آواز اعلام مي‌كند.
همچنين اگر نياز به مركزي براي انجام چنين جلساتي را داشته باشيد از شما حمايت خواهيم كرد.
.
منبع : خبرگزاری هنر

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:23 |