به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خراسان، محمدرضا شجريان كه 30 سال پيش دعاي "ربنا" را تلاوت كرده بود، عصر امروز در مراسم ختم مادرش كه در مسجد الزهرا (س) مشهد با حضور جمعي از مردم برگزار شد، بار ديگر فرازهاي پاياني سوره "بقره" را كه به اين دعا ختم ميشود، تلاوت كرد.
وي همچنين پيش از تلاوت قرآن در سخناني با تشكر از حضور مردم در طول مراسم تشييع و نيز بزرگداشت مادر خود اظهار كرد: زبانم از تشكر محبتهاي بيدريغ شما قاصر است، هرگز اين همه بزرگي منش و صفاي شما را از ياد نخواهم برد.
او افزود: از روز اولي كه ضايعه درگذشت مادرم پيشآمد از برگزاركنندگان مراسم خواستم تا آنرا كوتاه برگزار كنند تا مزاحم شما نشويم، شما مردم افتخار وجوديام هستيد و بار ديگر با محبتهاي خود شرمنده و سرفرازم كرديد.
عثمان محمدپرست نيز بهنمايندگي از جامعهي هنرمندان، به خانواده شجريان تسليت گفت و خطاب به مردم عنوان كرد: بهواقع احساس كردم همه شما عزادار بوديد و از اينكه حق استاد محمدرضا شجريان را ادا كرديد، صميمانه تشكر ميكنم.
***
در گراميداشت استاد سخن سعدي، استاد محمدرضا شجريان و گروه آوا (به نوازندگي مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سعيد فرجپوري، همايون شجريان و حسين رضايينيا) روزهاي 8 و 9، 11 و 12، 14 و 15 مرداد ماه 1386 در تالار بزرگ کشور کنسرت موسيقي ايراني برگزار مينمايند.
اين برنامه در دستگاههاي ماهور، شور و آواز افشاري اجرا ميگردد. 
به منظور تسهيل در تهيه بليط و توزيع وسيعتر، فروش بليط کنسرت تنها از طريق سايت دلآواز و پرداخت هزينه بليط تنها به صورت اينترنتي (Online) انجام ميشود.
از روز پنجشنبه 28 تيرماه 86، سايت دلآواز آماده دريافت اطلاعات فردي مراجعهکنندگان محترم ميباشد. حتماً توصيه ميشود علاقهمندان به سايت مراجعه و اطلاعات خود را وارد نمايند تا در موقع خريد و تحويل بليط با مشکلي مواجه نشوند.
علاقهمندان ميتوانند براي دريافت اطلاعات بيشتر و راهنمايي با شماره تلفن 66959045 تماس حاصل فرمايند.
خبرهای تکمیلی در مورد نحوه ی خرید اینترنتی بلیط
و
توصیه هایی جهت انجام سریع و مطمئن عملیات
به زودی در وبلاگ دل آواز ...

همایون شجریان در نشست خبری مربوط به کنسرت استاد شجریان - مرداد 1386
اطلاعات تکمیلی تا پنجشنبه بعداز ظهر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت. فایل راهنما با قالب پی.دی.اف PDF که با نرم افزار Acrobat Reader قابل مشاهده است از هم اکنون از این آدرس قابل دانلود است.
اکبر گلپایگانی به تازگی یکی ازمصاحبه های خود را انجام داده است . در اینجا فرازهایی از سخنان او را بدون حذف و اضافه می خوانیم :
1) مرغ سحر :
40 سال بود. با آن حال و هوا. حالا اگر بروم جلو آينه ميگويم: «دروغ نگو آينه كه من هنوز جوونم/ واسه دلاي خسته بازم ميخوام بخونم» اين آدم را تكان ميدهد تا اينكه دوباره برويم بخوانيم «مرغ سحر ناله...» ، بابا اين را در زمان خودش خواندند و خيلي هم خوب خواندند. حالا ما بياييم دوباره همه را دوباره بخوانيم. علت اين است كه خلاقيت وجود ندارد.
من نميدانم. از لحاظ خودشان لابد خوب است ولي هيچكس نديده كه من آهنگ كسي را بخوانم يا اينكه برگردم بازسازي كنيم. ما شاعر داريم، نوازنده داريم، آهنگساز داريم. چرا نياييم يك چيز تازه درست كنيم. همهاش بايد برويم بگوييم آقاي عارف اين را خوانده، آقاي شيدا اين را خوانده و هر كس را كه نگاه ميكنيم ميبينيم يكي، دو تا از اين آهنگها خوانده. اين بازسازي دارد به جاهاي ديگر هم سرايت ميكند...
2) جایزه های زیاد گرفتم:
من آن زمان رئيس سنديكاي هنرمندان بودم. من همان زمان ميگفتم اگر هنرمندي آمد كه استعداد خوبي دارد تشويقاش كنيد. چوب نگذاريد لاي چرخش. من كارهايم را كردهام.
كارنامهام در گلها هست و همه ميدانند كه من چه آثاري را اجرا كردهام. 17 سال آواز خواندم: «پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يكي است»، «كاروان» و «ما رند و خراباتي و مستيم».
اينها همه آواز بود و آنقدر مورد توجه بود كه به صورت ترانه درآمده بود. همين الان كه نوارهايم منتشر ميشود از همه بيشتر ميفروشد. جايزههاي زيادي هم گرفتهام. شير طلايي از مجارستان گرفتم. يك دكترا هم از مجارستان گرفتم. با نورعليخان و پايور و فرهنگ شريف به يونسكو هم دعوت شديم.

3) یعنی اینقدر بی اعتبار هستید؟
خودشان فكر ميكنند كه اگر گلپا بيايد آنها بايد جل و پلاسشان را جمع كنند و بروند. يعني شما اينقدر بياعتبار هستيد كه پخش صداي من اينطور جلوپلاستان را به هم ميريزد؟ اگر اينطور است خودتان برويد ديگر. براي من فرقي نميكند. در هر خانهاي كه بروي چهار تا نوار گلپا هست.
4) گل های تازه چرا ؟
من احتياجي به اين ندارم. اين مسائل هم فقط مال الان نيست. مال قبلترها هست. همان موقع قبل از انقلاب آمدند برنامهاي درست كردند و ما گفتيم چرا اسمش را گذاشتهايد گلهاي تازه؟ اسم برنامه گلهاي جاويدان است. مگر به سعدي ميگوييم سعدي تازه. مگر به حافظ ميگويند حافظ تازه. گلهاي جاويدان قشنگ است ديگر. چه چيزي ميخواهد به آن اضافه كنيد؟
چرا از من ميترسيد؟ اگر هم گاهي نواري از من پخش ميشود چيز تازهاي نيست. من بيشتر بايد كمك كنم به اين جوانها. من الان يك نواري را ميآورم براي شما كه اگر ببينيد شاخ درميآوريد كه اينها چه ميگويند. ما آمديم در 15 نوار 890 گوشه را جمعآوري كرديم. تاريخ موسيقي ما از 450 تا گوشه بيشتر نيست.
5) همان که از بم آمده بود ، دو سه جلسه آمد پهلوی من :
بالاخره اين به وجود خواهد آمد كه آدمهايي پيدا شوند كه زحمت كشيدند، رديف هم ميدانند، پايههايشان هم خوب است اما آمدهاند دنبال خلاقيت. حالا يك شور براي تو ميخواند كه بخواهي و نخواهي تكان ميخوري. يك نفر پيدا شده بود. واقعا يك نفر پيدا شده بود. همان كه از بم آمده بود و دو، سه جلسه هم آمد پهلوي من؛ ايرج بسطامي. اگر به او ميرسيدند يكي از كمنظيرترين خلاقها ميشد. من از ته دل ميگويم كه خيلي صداي او را دوست داشتم. با همين آوازهايي كه خواند خودش را نشان داد. نگذاشتند. نگذاشتند. برگشت رفت بم.
۶) شعرهای شاعران امروز :
چه ايراد دارد كه ما از شعرهاي شاعران امروزي استفاده كنيم. ما شاعران بسيار خوبي داريم مثل بيژن
ترقي. «مست مستم ساقيا» مال بيژن ترقي بود. «ناله افتادگان دارد اثر» آدم را تكان ميدهد. «ناله افتادگان دارد اثر/ تا نگفتم اي خدا دستم بگير» اين مال بيژن ترقي است كه الحمدالله زنده است. وقتي خلاقيت باشد ديگر لزومي ندارد هي برگرديم به گذشته و هي بازخواني كنيم.
۷) کار سیاسی مطلقا نمی کنم :
هيچ وقت هم گول فرش ماشيني را نخوردم. گفتم فرش اگر باشد، فرش نائين و قم و تبريز و اينهاست. فرش ماشيني خيلي قشنگ است ولي به دل من نمينشيند. ما دنبال آن اصل كاري هستيم. اينجا هم مانديم.
وطنمان را دوست داريم. عصر هم كه ميشود چهار تا رفيق مثل شما ميآيند اينجا گپ ميزنيم و صبح هم با آقاي مهديزاده و ورزشكاران ميرويم كوه. آنجا هوا عالي است. صحبت ميكنيم كوهنوردي ميكنيم. غيبت نميكنيم. من كار سياسي مطلقا نميكنم. چرا؟ به من بيايند بگوييند نخستوزير شو. من ميگويم من ميخواهم بروم كوه. من ميخواهم كار موسيقي بكنم. من چكار به كار سياسي دارم. من آمادهام كه خدمت كنم. خدمت من هم در حوزه موسيقي است.
*** بعد از تحریر :
توضیح :
چون جناب گلپایگانی در نهایت ادب و مناعت طبع در مصاحبه ی خودشان از دیگر هنرمندان اصلا نام نبرده اند و صرفا با ذکر بعضی کسان ، آن کس ، برخی ها ، بعضی ها ، از آن ها نام برده اند ، لذا من هم توضیحاتم را بدون نام آوردن از شخص دیگری و با همان عبارات کسان ! ، آن کس ! ، و بعضی ها ، می نویسم . حالا شما اینطور فرض کنید که ما نفهمیدیم جناب گلپا چه کسی را می گویند !!! به این می گویند ادای دموکراسی را درآوردن !
لذا به دلیل استفاده ی زیاد از کسان ! فقط کسانی که در باغ هستند ! و سر از زیر و بم دنیای ناجوانمرد پشت صحنه ی موسیقی در می آورند می توانند معنای جملات زیر را بفهمند. بسم الله:
بدون هیچ توضیحی ، صرفا لازم دانستم حضور جناب آقای گلپایگانی عرض کنم که تصنیف به قول ایشان " مرغ سحر ناله ... " را کسانی ! اگر اجرا می کنند به خواست مکرر و اکثریتی مردمی است که در سالن کنسرت نشسته اند. جالب اینجاست که در اکثر اجراها ، خواننده ی مورد نظر شما این تصنیف را نخوانده است ولی حضار در سالن یکصدا تشویق کرده اند و فریاد زده اند : " مرغ سحر ، مرغ سحر " . حتی گاهی کار به جنجال کشیده است که ما آمده ایم این کنسرت فقط برای شنیدن مرغ سحر ! لذا لطفا اینگونه القا نکنید که گویا کسانی ! از بس که دستشان تنگ است هی مرتب مرغ سحر می خوانند. زیرا آن کسان ( که شما یعنی مثلا خواسته اید نامشان را نبرید و البته ما هم یعنی مثلا نفهمیدیم منظور شما کیست ) دستشان که تنگ نیست هیچ ، اتفاقا در سال های اخیر سمبه ی پر زوری هم در اجرای کارهای شعرای معاصر و نوپرداز پیدا کرده اند. جالب اینجاست که آن کس ، به همراه یک کس دیگر که تار می زد ، و دو تایی با هم می شوند کسان ! ، سه آلبومشان سه بار نامزد جایزه ی جهانی گرمی شد .
در مورد مرحوم بسطامی (شماره 5 ) ، می فرمایید که " اگر به او می رسیدند ... " ، گر چه شما می فرمایید ایشان دو سه بار هم پهلوی من آمد ولی من و ما خوب می دانیم که استاد او چه کسی بود و هفته ای یک جلسه برای آموزش از چه کسی رنج راه طولانی بم-تهران را تحمل می کرد و می آمد. جناب گلپایگانی ، اگر به او می رسیدند یعنی چه ؟؟؟ یعنی جلو زلزله بم را می گرفتند که نیاید و آوار بر سر بسطامی خراب نکند ؟ و ایشان فوت نکنند؟ به هر حال مرحوم بسطامی در زمان حیاتش آلبوم هایی بیرون داد که سلیقه ی هنری اش را کاملا مشخص کرد ، کارهایی از کیوان ساکت و پرویز مشکاتیان خواند ، و " گلپونه " هایش همه گیر شد ، تیتراژ برنامه ی رادیو شد. پس آن کسان که منظور شماست و نام نبرده اید و ما هم یعنی نفهمیده ایم ! ، داشتند به بسطامی می رسیدند ، ولی دست تقدیر گل وجود بسطامی را چید. و البته همان کسان ! امروز دارند خانه ی هنری به نام ایرج بسطامی در بم می سازند که یادش همیشه جاودان بماند. در ضمن ، مرحوم بسطامی ، لب که از لب باز می کرد ، هر موسیقی شناسی درجا می گفت : چه قدر شبیه آن کس ! می خواند . انگار آن کس ! دارد می خواند .
و اما در مورد شاعران امروز ، چه خوب است اگر دقت کنیم که سهراب سپهری ، فروغ فرخزاد ، احمد شاملو ، نیما یوشیج ، اخوان ثالث ، شفیعی کدکنی ، هوشنگ ابتهاج و دیگر شاعرانی که برخی کسان ! در آوازهایشان از کار آن ها استفاده کرده اند نیز در تاریخ ادبیات جزو شاعران معاصر - ولی نه البته زنده - محسوب می شوند . البته که جناب بیژن ترقی هم شاعر معاصر و هم روزگار ما هستند . اما چه خوب اگر دقت کنیم که ما داریم در مورد 2 چیز کاملا مجزا حرف می زنیم . در یکطرف این بــــــــــازی ، این ها هستند :
" واسه دلای خسته بازم می خوام بخونم " و
" مست مستم ساقیا دستم بگیر " و
" ناله ی افتادگان دارد اثر " و در طرف دیگر این بازی
" گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند "
، " من عریانم ، مثل سکوت های میان کلمات محبت ، عریانم "
، " هزار آفتاب روشن در خرام توست " ،
" قاصد روزان ابری ، داروگ ، کی می رسد باران ؟ " ،
" قاصدک ، هان چه خبر آوردی ؟ " ،
" ای مهربانتر از برگ ، در بوسه های باران " ،
" برسان باده که غم روی نمود ای ساقی " وجود دارند . امیدوارم درک کنیم که این ها دو چیز مجزا هستند . ما در ادبیات بهش می گوییم : دو طرز نگاه ، دو سبک ، دو جور شعر ، دو سطح مختلف شعر ، با دو سیستم واژه گزینی مختلف، دو سیستم پیام رسانی مختلف ، و دو سیستم ادراکی گوناگون. امیدوارم این درک شود که شما و برخی کسان ! در این " دو " ها که عرض کردم با هم فرق دارید. امیدوارم بعد از این که این همه فرق در این " دو " ها درک شد ، اینقدر نخواهیم به آن کسان ! گیر بدهیم.
در پایان ، امیدوارم همه متفق القول باشیم که " سعدی " هنوز هم شاعر خوبی است ! و بیایید با هم یک غزل از سعدی بخوانیم و کام خود را شیرین کنیم :
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم ؟
که به روی دوست ماند که بر افکند نقابی
( نکته : به جای صبح می توانید بگذارید بعضی کسان ! )
دل مـن نه مرد آنست که با غـمش بر آیــد
مـگـسی کـجا تـوانـد که بیـفـکند عـقابی؟
( نکته : به جای عقاب بخوانید بعضی کسان ! )
بـرو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
کـه هـــــزار بـار گـفتـی و نیـامـدت جــوابی
نـفس خــروس بـگــرفــت که نوبـتی بخـواند
هـمـه بـلبـلان بـــمـردند و نـماند جز غـرابی
با تشکر از ف.ب برای ارسال عکس های شخصی شان ، طی چند روزآینده عکس های بیشتری درج میشوند.
نشان مولانا در مراسم اختتاميه بزرگداشت عبدالباقي گولپينارلي از طرف بنياد ترکی مولانا به محمدرضا شجريان اهداء شد.
محمدرضا شجريان، قرار نبود دراين مراسم آوازي بخواند و يا برنامهاي اجرا كند اما به دنبال سخنان اسين

چلبي از نوادگان مولانا كه با ديدن شجريان افسانه اي را روايت كرد كه بر اساس آن روزي خوانندهاي نواي ملكوتي خود را در قونيه بر مزار مولانا طنين اندز كرده بود، به روي سن رفت و به ياد آن افسانه در اين مراسم حدود يك ربع بدون هيچ گونه سازي اشعاري را از مولانا با صداي دلنشين خود خواند كه با استقبال بسيار حاضران رو به رو شد.
در پي اين اتفاق اسين جلبي قائم مقام بنياد بين المللي مولانا و بيست و دومين نواده از فرزندان مولانا نيز نشان مولانا را كه يك سنجاق سينه است و عكس مقبره مولانا بر آن حك شده به استاد آواز ايران اهدا كرد.
اخبار تکمیلی :
متاسفانه خبرگزاری فارس در متن پیامی که مخابره کرده بود از ماجرایی که خانم اسین چلبی (بیست و دومین نواده ی مولانا و اهدا کننده ی نشان به استاد شجریان) تعریف کرده بودند به نام افسانه نام برده بود. در حالی که ماجرا اصلا ربطی به افسانه نداشته است . افسانه ی خانم اسین چلبی ، چیزی نبوده است جز صدای داوودی استاد شجریان ، که این بانو آن را به افسانه تشبیه کرده بود. توضیحات تکمیلی علی جهاندار را بخوانید:
علي جهاندار خواننده و يكي از حاضران در مراسم اختتاميه بزرگداشت عبدالباقي گولپينارلي كه منتهي به اهداي نشان مولانا به شجريان شد، در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: در اين همايش خانم«اسين چلبي»كه نسل بيستو دوم از نوادگان مولاناست گفت حدود 20 سال پيش شخصي در قونيه آواز زيبايي از مولوي خوانده بود از آن زمان آن صدا در ذهنم بود و چون آن شخصيت را كه شجريان بود، نديده بودم برايم به افسانه تبدل شده بود اينجا كه آمدم و ايشان را ديدم افسانهام به حقيقت پيوست.
به گفته جهاندار وي پس از اين صحبتها يك سنجاق سينه را كه از نشانههاي آن بنياد بود و آغشته به تربت مولوي شده بود به عنوان يادگاري به استاد تقديم كرد.
وي در خصوص اهدا اين نشان به شجريان گفت:در زمينه آواز هر چيزي كه به استاد شجريان بدهند، شايسته ايشان است. چون شخصيت «شجريان»بسيار والاست. استاد شجريان ثروت و افتخار ملي ماست. البته شجريان ميوه خوانندگاني چون بنان، طاهرزاده و ديگر بزرگان است.
|
عکس/ باقر نصیر |
| گردهمایی بزرگان موسیقی در یک خانه | |
| هفتمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی همزمان با روز جهانی موسیقی و گرامیداشت یاد و نام مولانا ، شب گذشته با حضور بزرگان و هنرمندان برجسته و تجلیل از چهار موسیقیدان در تالار وحدت برگزار شد. | |
|
به گزارش خبرنگار موسیقی مهر، این مراسم در حالی برگزار شد که بزرگان موسیقی اصیل وسنتی ایران در "شب موسیقی" گرد هم آمدند تا علاوه بر شنیدن و دیدن اجراهای مختلف موسیقی شاهد تجلیل از چهار هنرمند پیشکسوت عرصه موسیقی،فرهاد فخرالدینی،حسین علیزاده،کیخسروپورناظری و شهرام ناظری باشند. در این مراسم علاوه براعضای هیئت مدیره خانه موسیقی و دیگر بزرگان موسیقی ،وزیر ارشاد،معاون امور هنری ،مدیردفتر امور موسیقی و جمع زیادی از هنرمندان و علاقه مندان هنر موسیقی حضور داشتند. درابتدای مراسم گروه "انوار عرفان تربت جام"به سرپرستی "نور محمد در پور"از استان خراسان قطعه ای از موسیقی مقامی شرق خراسان را به مناسبت سال پیامبر اسلام ودر نعت حضرت محمد (ص)اجرا کردند ؛ وپس از آن نماهنگی به یاد "علی تجویدی "و "منوچهر همایون پور "از دست رفتگان موسیقی ایرانی در یک سال گذشته پخش شد.
در ادامه مدیر عامل خانه موسیقی ضمن خوش آمد گویی به مهمانان جشن، جشن خانه موسیقی را به ضیاقت خانه عشق تعبیر کرد وگفت: به جرات می توان گفت که همه موجودیت موسیقی اصیل ایرانی در جشن خانه خودشان جمع هستند که باعث افتخار فرهنگ اصیل ومردمی ما ایرانیان است؛ و خوشبختانه این حضور نشان از اعتماد راستین ومهرورزانه اهالی موسیقی به خانه موسیقی دارد. "حمید رضانوربخش" در ادامه به مدیران سابق خانه اشاره کرد و گفت : اگر امروز خانه موسیقی پا گرفته و هفتمین سال تاسیس این خانه را کنار هم جشن می گیریم ؛ ثمره تلاش مدیران گذشته بوده است که جا دارد از زحمات تمام دلسوزان عرصه موسیقی چون "حسین علیزاده"،"سعید شریفیان"،زنده یاد "فریدون ناصری"،"کامبیز روشن روان"و "داود گنجه ای " مراتب سپاس و قدردانی را به جا آوریم. وی همچنین در باره اهداف در اولویت خانه موسیقی گفت:اشتغال جوانان در عرصه موسیقی یکی از اهداف اصلی واولیه خانه بوده است که در تلاشیم با رایزنی با نهادهای ذی ربط فضای مناسب برای اشتغال زایی هنرمندان جوان در عرصه موسیقی را فراهم کنیم؛ واگر خدا یاریمان کند جشن آتی خانه را به جای یک شب به یک هفته گسترش دهیم.
در این مراسم همچنین کلیپ هایی تهیه شده بود که در زمان ها مختلف پخش می شد .در اولین قسمت این فیلم که به تعریف موسیقی خوب و بد اختصاص داشت هریک از موسیقیدانان نظر خویش را ابراز کرده بودند. "محمد رضا شجریان"درباره چیستی موسیقی خوب وبد گفت:هر نوع از موسیقی که از هدف اولیه مورد نظر دور شود موسیقی بد وهرنوع موسیقی که دررشد واعتلای فرهنگ موسیقی اصیل ایرانی ساخته شده باشد موسیقی خوب است؛"فرهاد فخرالدینی" در تعریف موسیقی خوب وبد به پرورش نیروی انسانی معتقد بود و گفت که اگر انسانی درست پرورش پیدا کند وتعلیمات درست دیده باشد این انسان می تواند در تولید موسیقی خوب موثر وماندگار باشد،"محمد سریر"به اثرگذاری موسیقی اشاره کرد و گفت:اگرموسیقی ای بتواند اثرگذار باشد ودر تغییر نگاه به موسیقی و عمق این هنرمفید واقع باشد این موسیقی؛موسیقی خوبی است "پرویز مشکاتیان" به نوزایی موسیقی ایرانی در شرایط فعلی موسیقی اشاره کرد."داریوش پیرنیاکان"به تفکر وپیام در موسیقی خوب معتقد بود. پس از پخش این قسمت از فیلم گروه موسیقی "جوان" به سرپرستی "محمد علی کیانی نژاد " قطعاتی از موسیقی را در دستگاه شوربه خوانندگی رجب زاده اجرا کرد. در اولین بخش تجلیل که قرار بود از دو هنرمندی که در اشاعه شعر و تفکر مولانا فعالیت ارزشمندی داشته اند تقدیر شود ، ابتدافیلم های کوتاهی از نوازندگی و اجرای کیخسرو پورناظری و شهرام ناظری پخش شد و سپس با دعوت از محمدرضا شجریان و محمد سریر، از این دو هنرمند(کیخسرو پورناظری و شهرام ناظری) دعوت شد تا به روی صحنه بروند. پس ازاین تجلیل که با مشارکت موسسه توسعه اندیشه و عرفان مولانا برگزار شد، "شهرام ناظری" همراه با گروه "کابوکی" قطعه ای را برای حاضرین اجرا کردند. شهرام این برنامه رابا آوازی با شعر حافظ"در نظربازی ما بیخبران حیرانند"و در دستگاه سه گاه -که به نحو خاصی که مربوط به لحن حماسی ناظری است-شروع کرد و درادامه تصنیف قفل زندان را که اخیرا در کنسرت ورزشگاه انقلاب اجرا کرده بود خواند. بخش دوم مراسم تجلیل نیز ابتدا با پخش تصاویری در باره فعالیت های هنری فخرالدینی و علیزاده آغاز شد و در ادامه "فرهاد فخرالدینی" رهبرارکستر ملی و"حسین علیزاده "با آمدن بر روی سن به ترتیب از "مصطفی کمال پور تراب"پژوهشگر موسیقی و"هوشنگ ظریف"نوازنده تار جوایز خود رادریافت کردند. در ادامه این برنامه ، اردشیرکامکار و شروین مهاجربا کمانچه و کامبیز گنجه ای با تنبک قطعاتی را در شور و دشتی اجرا کردند. در بخش ماقبل پایانی این جشن داریوش پیرنیاکان (سخنگو و دبیر هیئت مدیره)بیانیه خانه موسیقی را قرائت کرد.در این بیانیه با اشاره به نکات خوب و ارزشمندی در زمینه تعاملات خانه با دیگر نهاد ها، ابراز امیدواری شده بود تا مسئولان ارشاد در دولت نهم که با شعار فرهنگ مداری و پاسداری از ارزش ها بر سرکار آمده است از موسیقی اصیل و ارزشمند ایرانی و حمایت از فعالیت های سالم موسیقایی نقش پررنگی را ایفا کند. مراسم هفتمین سالگرد جشن خانه موسیقی با اجرای ارکستر موسیقی ملی به رهبری "فرهاد فخرالدینی " و خوانندگی "سالار عقیلی" به پایان رسید.در این اجرا پنج قطعه از ساخته های تجویدی،فخرالینی و...اجراشد که با استقبال خوب حاضران مواجه شد. حاشیه مراسم ازدحام جمعیت مشتاق برای حضور در این جشن به حدی بود که برخی از هنرمدان ازجمله هوشنگ ظریف و حسین علیزاده به زحمت وارد محوطه تالار شدند. برخورد تند و خشن یکی از نگهبانان تالار موجب رنجیدگی خاطر چند تن ار هنرمندان شد. دیررسیدن شهرام ناظری موقع آمدن بر روی صحنه و گرفتن جوایز خود از دست شجریان موجب پخش شایعاتی شد ولی ناظری درتوضیح این اتفاق گفت هیچ تعمدی در کار نبوده است. "پیام جهانمانی" یکی از شاگردان "حسین علیزاده" پس ازمراسم تجلیل به اجرای تک نوازی تارپرداخت که در این اجرا شیوه تار نوازی استادش به خوبی مشهود بود. بسیاری از حاضران از کمبود جا گله داشتند و خواستارآن بودند که در سال های بهد جشن خانه موسیقی در مکان بزرگتری برگزار شود. از خبرگزاری مهر |

هوشنگ ابتهاج -سایه- عزیز و دوست داشتنی با آن شعرهای روح فزایش و پرویز مشکاتیان در ردیف اول کنسرت محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفی ... پس از ۳۰ سال در اجرای زنده
















