تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان

خالق قطعه مشهور «نینوا» می‌گوید كه زاده روز عاشوراست و همیشه نامش را كه مادرش به همین مناسبت بر او نهاده دوست می‌دارد و خلق این قطعه به سالهای كودكی‌اش باز می‌گردد.
محبوبیت قطعه «نینوا» در زمان انتشارش فروش بالایی را برای آن رقم زد، كه برای یك آلبوم موسیقی در ایران بعد از انقلاب تا آن زمان بی سابقه بود. برخی كارشناسان میزان محبوبیت این قطعه را با قطعه «ای ایران» روح الله خالقی برابر دانسته‌اند.حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده چیره دست تار در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی فارس دریادآوری چگونگی ساخت قطعه مشهور «نینوا» گفت: من بچه خیابان خیام هستم و یكی از سرگرمی ما بچه‌ها در آن موقع راه‌اندازی دسته بود. من نمی‌خواهم تبلیغ وابستگی مذهبی كنم ولی همیشه اسمم را دوست داشتم و از آنجایی كه من در روز عاشورا متولد شده‌ام، مادرم اسمم را حسین گذاشته و «علی‌زاده» هم هستم! .
وی ادامه داد: من از موضع یك متخصص موسیقی می‌گویم كه با نینوا بیشتر بعد از انقلاب و اول انقلاب آشنا شدم و برایم اسم بسیار زیبایی بود.خیلی‌ها تفاسیر مختلف راجع به نینوا كردند و این قطعه را برای خودشان دانستند.
وی افزود: نینوا آن واژه‌ای است كه ما همه حس‌ها را می‌توانیم درباره آن داشته باشیم. اگر می‌خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسین(ع) را به آن اطلاق كنند، من افتخار می‌كنم.
این آهنگساز در خصوص اینكه برخی این قطعه را به جای نینوا، نی‌نوا اطلاق می‌كنند، اظهار داشت: «نینوا» اسم زیبایی است كه یك معنای چند بعدی می‌توان به آن داد. هم«نینوا» است هم «نوای نی» است و هم قطعه‌ای كه این نی می‌نوازد در دستگاه نواست. به همین جهت نینوا یك قطعه ملی شد و هر كس با هر عقیده‌ای با این قطعه ارتباط برقرار كرد.
وی ادامه داد: من دوستان بسیار زیادی با عقاید مختلف با این قطعه پیدا كردم و خودم مدیون قطعه‌ نینوا هستم كه در یك زمانی در ذهن من اتفاق ‌افتاد. زمانی كه من شاهد آن بودم كه جنگ شروع شده بود و همه داشتند در زمینه‌ موسیقی برداشت خودشان را می‌كردند. در آن زمان مسئولان موسیقی از من خواستند كه بیایید در مورد اتفاقاتی كه در جنگ افتاده قطعه بسازید. من گفتم اولاً نمی‌توانم كار سفارشی بسازم چرا كه باید با حس خودم بوجود بیاید و ضمن اینكه هر كسی جنگ را یك جور می‌بیند .
این نوازنده تار بیان داشت: نمی‌گویم كه این قطعه را برای جنگ ساختم ولی در شرایطی بود كه در جنگ زندگی می‌كردیم . یادم هست یكبار یك نفر از من پرسید كه نینوا چه رنگی است؟ گفتم یك افق تیره‌ای است كه رنگ قرمزش غالب است چرا كه ساخت این قطعه در نگاهم به افق در یك غروب اتفاق افتاد. البته اولین جلد نینوا با طرحی از رضا درخشانی به همین رنگ چاپ شد.
وی در خصوص مدت زمان ساخت این قطعه گفت: نوشتنش چیزی حدود ۲ سال طول كشید و اما ایده‌اش ۵-۴ ماه ولی ایده كلی‌تر آن به سال ۵۶ برمی‌گردد. من در آن سال یك طرح اولیه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظیه اجرا شد و چیدمان و فانتزی این جریان به سالهای ۵۶-۵۵ برمی‌گردد كه كم كم این ایده را برایم آورد. تمام هنرمندان یك اثر می‌سازند و دائم این را با روایتهای دیگر بیان می‌كنند. من هم دائم با شكل‌ها و شیوهای مختلف در تكنوازی‌هایم و كارهای گروهی‌ام این ایده را داشتم .
علیزاده ادامه داد: نینوا هم نتیجه و فكرهای اولیه‌اش از سالهای ۲۳-۲۴ سالگی شكل گرفت و من در ۳۲ سالگی آن را نوشتم.
خالق نینوا با بیان اینكه تمام این ایده‌ها به زمان كودكی برمی‌گردد،اظهار داشت:من بچه‌ای بودم كه در جنوب شهر تهران در یك خانواده زیر متوسط از نظر اقتصادی اما پر از عشق زندگی می‌كردم.
 
منبع:خبرگزاری فارس
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 0:27 |
کنسرت موسیقی سنتی ایرانی
با همکاری خانه‌ی فرهنگ ایرانیان در ایتالیا

 همایون شجریان و گروه دستان

همایــون شجریــان              آواز
پژمــان حــدادی               تمبک
بهنــام سامــانی                دف
حسیـن بهروزی‌نیــا            بربت
سعیـد فرجپــوری           کمانچه
حمیــد متبســم                 تــار

پنجشنبه ۲۴ ژانویه‌ی ۲۰۰۸
۴ بهمن‌ماه ۱۳۸۶

زمــان:
ساعت ۲۱

مکــان:
سالن تئاتر «تـونـیـولـو»ی ونیز

قیمت بلیت‌ها:

جایگاه شماره‌ی ۱         ۳۰ یورو
جایگاه شماره‌ی ۲         ۲۰ یورو
گـالــری                       ۱۵ یورو

اطلاعات و رزرو بلیت:

 خانه‌ی فرهنگ ایرانیان

تلفن:    ۵۳۴۸۵۹۹ - ۴۱ - ۰۰۳۹
          ۱۰۹۴۶۵۶ - ۳۲۸ - ۰۰۳۹

فکس:   ۲۶۲۱۰۲۱ - ۴۱ - ۰۰۳۹

ایمیـل:       info@casadellaculturairaniana.com
وب‌سایت:   www.casadellaculturairaniana.com

 
تا دوهفته‌ی دیگر سالن تئاتر "تونیولو"ی ونیز در ایتالیا میزبان همایون شجریان و گروه "دستان" می‌شود.
این اجرا برای روز پنجشنبه ۲۴ ژانویه‌ی ۲۰۰۸ - چهارم بهمن‌ماه - ساعت ۲۱ از سوی خانه‌ی فرهنگ ایرانیان در ایتالیا تدارك دیده شده است.
در این كنسرت، همایون شجریان آواز می‌خواند و پژمان حدادی - تمبک، بهنام سامانی -دف، حسین بهروزی‌نیا - بربط، سعید فرجپوری - کمانچه، حمید متبسم - تار، می‌نوازند.
قرار است، گروه دستان در بخش نخست، با مایه‌ی دشتی به آهنگ‌سازی حمید متبسم،
تصنیف "عاشقانه"، ساز و آواز "بوی عشق"، بداهه‌خوانی با اشعار سعدی، تصنیف "قیژک کولی" با شعر محمدرضا شفیعی کدکنی، قطعه‌ی بی‌كلام "مستانه"، اجرای ساز و آواز "کمند زلف"، بداهه‌خوانی از اشعار حافظ و تصنیف "زهی عشق" با شعری از مولانا را اجرا كنند.
بخش دوم هم در مایه‌ی اصفهان،‌ با آهنگ‌سازی سعید فرج‌پوری، قطعه‌ی بی‌کلام "اشتیاق"، "خورشید آرزو"ی فریدون مشیری، تصنیف "چین زلف" - عطار نیشابوری، "عشق پاک" با شعر فریدون مشیری، تصنیف "اسرار عشق" با شعری از حافظ، ساز و آواز "دلشده" بداهه‌خوانی از اشعار عراقی و تصنیف "وطن" با شعری از سیاوش کسرایی همراه است.
بلیط‌ها برای جایگاه شماره‌ی یك، ۳۰ یورو، جایگاه شماره‌ی دو، ۲۰ و گالری ۱۵ یورو فروخته می‌شوند.
 
منبع:خبرگزاری ایسنا
 

 

 

      

 

 

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 2:0 |

کنسرت گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری و خوانندگی شهرام ناظری در سالن مرکزی اتریش برگزار شد.
در این کنسرت که در قالب همایش مولانا و از سوی موسسه باور،شب گذشته برگزار شد، گروه "ایرانی" قطعاتی را در آواز دشتی،اصفهان و دستگاه نوا اجرا کرد.
در ابتدای این مراسم پیام استاد باستانی پاریزی به این همایش و همچنین مقاله وی(با صدا و تصویر استاد) پخش شد و پس از آن دکتر فیاض زاهد(مدیر گروه تاریخ دانشگاه آزاد) در باره زمان زندگی مولانا، به سخنرانی پرداخت.
وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام ، جنگ های صلیبی و جنبش اسماعیلیه درزمان حیات مولانا،در باره علل مهاجرت این عارف بزرگ ایرانی گفت :اخبار هولناکی که در باره یورش مغولان به مناطق آسیای میانه می رسید و تهدیدات دیگری که وجود داشت، خانواده مولانا را وادار به مهاجرت کرد واین مهاجرت به عنوان نخستین توفان زندگی مولانا تاثیرات شگرفی بر دل و جان او گذاشت اما دومین توفان زندگی او در قونیه و کمی پس از آرامش اولیه به سراغش آمد .
وی دربخش دیگری از سخنانش که با تشویق حضار توام می شد گفت : تنها گذر از راسته شکر ریزان و آشنایی با شمس تبریزی کافی بود تا آتش به خرمن ایمان و آرامش او در اندازد و تا دم اتصال به ذات احدی او را بی قرار نماید.
پس ازسخنان دکتر زاهد یکی دیگر از مدعوین همایش ،مقاله وسخنرانی خود را با عنوان"مولانا وزبان" ایراد کرد؛دکتر حمیدرضا توکلی استاد ادبیات دانشگاه سمنان در آغاز با اشاره به بی بدیل بودن مولانا در ارتباط با زبان آوری و توجه او به زبان گفت : در گیری مولانا با زبان و در هم شکستن چارچوب های زبانی و کلیشه های روایی به حدی بوده که او را در این زمینه دلیر ساخته به طوری که به نو آیینی هایی دست می یابد که از روزگار او هرگز انتظارنمی رود.
توکلی در ادامه با تاکید براعجاب آور بودن استفاده مولانا از زبان و تلاش او برای گریز از تنگناهای زبانی گفت : مولانا به دو مقام امن و استثنایی معطوف بوده است :کلمه،زبان و دیگری موسیقی که مولانا سخت بدان دلبسته بوده و ازآن برداشتی ازلی و ابدی داشته است.
در ادامه این همایش شهرام ناظری به همراه گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری به روی صحنه آمدند . این گروه با اجرای قطعاتی از موسیقی ایرانی در دستگاه نوا و آواز های دشتی و بیات اصفهان توجه میهمانان بویژه اتریشی های حاضر در سالن را جلب کردند به طوری که پس از رفتن اعضای گروه با تشویق ممتد و مستمر حضار دوباره به روی صحنه بازگشتند و یک قطعه دیگر (اندک اندک) را اجرا کردند.
در پایان کامران کوهستانی- از فعالان ایرانی حوزه فرهنگ در اتریش-، لوح تقدیری را به مناسبت یک عمر تلاش وفعالیت شهرام ناظری در زمینه موسیقی و شعر مولانا از سوی ایرانیان ساکن اتریش به وی اهدا کرد.
گفتنی است درحاشیه این همایش نمایشگاه عکس فرشید صفاری با موضوع سماع برگزارشد؛همچنین پژمان طاهری،سنتور، رضا آبایی قیچک،سیاوش پورفضلی،تار،بهروزرضایی،تارباس،رشید کاکاوند،تنبک واردوان طاهری،سه تار و دف، گروه ایرانی را تشکیل می دادند.
 
منبع:خبرگزاری مهر
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 18:6 |

مجید درخشانی»به همراه گروه خورشید آلبوم موسیقی «آسمانه»را در بازار موسیقی منتشر می‌كند.
«مجید درخشانی» نوازنده تار و سرپرست گروه موسیقی خورشید گفت: در حال حاضر آلبوم «آسمانه» را به خوانندگی «غلامرضا رضایی» آماده پخش داریم كه به زودی وارد بازار موسیقی می‌شود.
وی افزود: این اثر شامل مجموعه تصنیف‌ها در دستگاه‌های مختلف برای اركستر زهی است كه بر اساس اشعاری از فریدون مشیری ،مولوی،حافظ،سایه و...شكل گرفته است.
این آهنگساز ادامه داد: یك مجموعه گروه نوازی در دستگاه چهارگاه نیز در حال آماده شدن است.
درخشانی با اشاره به دیگر آلبوم گروه خورشید اظهار داشت: این آلبوم با عنوان «از بودن» در بیات ترك و بر اساس اشعاری از كدكنی و مولوی است كه این اثر نیز در حال آماده شدن است.
سرپرست گروه خورشید در خاتمه خاطر نشان كرد: آلبوم آسمانه زودتر از دیگر آلبوم‌هایم در بازار موسیقی منتشر خواهد شد.

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:46 |

امروز شصت و ششمین سالروز تولد محمدرضا لطفی نوازنده تار است.

محمدرضا لطفی در ۱۷ دی ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی به مدت پنج سال به آموختن موسیقی پرداخت و موسیقی را نزد استادانی چون علی اكبر شهنازی، حبیب‌الله صالحی فرا گرفت. پس از پایان هنرستان به دانشكده موسیقی راه یافت و به تكمیل آموخته هایش پرداخت. در این زمان لطفی از دیگر استادانی چون نور علی برومند،عبد‌الله دوامی، سعید هرمزی و سایر استادان دانشكده موسیقی نیز بهره برد.
وی در جشنواره موسیقی جشن هنر ۱۳۵۴در شیراز به همراه محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگ فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت كه بسیار مورد توجه قرار گرفت. در اجرای ردیف آوازی توسط عبداله دوامی با ساز تار وی را همراهی كرد. در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشكده موسیقی درآمد و در همین سال همكاری خود را با رادیو آغاز كرد. به مدت یك سال و نیم به عنوان مدیر گروه موسیقی دانشكده موسیقی هنرهای زیبای تهران به كار مشغول شد و پس از آن از این سمت استعفا كرد.
این نوازنده تار در سال ۱۳۵۴ گروه شیدا را راه اندازی كرد و به همراه گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت.كانون موسیقی چاووش را با همكاری هنرمندانی مثل حسین علیزاده، پرویز مشكاتیان، علی اكبر شكارچی و... راه اندازی كرد و در طی یك فعالیت چشمگیر آثاری از این گروه به جای ماند.
محمد رضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جایزه نخست موسیقی دانان جوان را نیز كسب كرد. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهای زیادی كه برای كنسرت به ایتالیا، فرانسه و آلمان كرد، در سال ۱۳۶۵ به آمریكا رفت. علاوه بر كنسرتهای متعدد در سراسر آمریكا، مركز فرهنگی هنری شیدا را در واشنگتن تاسیس كرده است. وی هم اكنون پس از سالها دوری از وطن به ایران بازگشته است و در مكتب خانه میرزا عبدالله به تدریس علاقه‌مندان موسیقی مشغول است.

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:16 |

بیائید از کودکی پرویز مشکاتیان شروع کنیم اینکه چهل و دو سال پیش کودکی هشت ساله کنسرتی هر چند کوچک و دوستانه در محیط دبستان بدهد حکایت از آن دارد که باید شرایط مهیایی در فرهنگ خانواده وجود داشته باشد.پس از خانواده تان بگویید اینکه چگونه می اندیشیدند ونقش محوری را در تربیت بچه ها چه کسی به عهده داشت؟

  • در زندگی پدر همیشه استاد اول ما بود.مردی که معلم بود به ادبیات وفلسفه وتاریخ کهن ایران آشنا بود وتار میزد از همان بچگی مارا با شاهنامه آشنا کرد.شبها دور کرسی مینشستیم و او شاهنامه می خواند.البته در آن نه موسیقی برایم جدی بود ونه شاهنامه ونه فرهنگ کهن ایران بلکه زیر بنایی شد که وقتی به دانشکده هنرهای زیبا رفتم دیدم که چقدر به من کمک کرد پدر آن قدر به تربیت من حساس بود که شش سال اول مدرسه با اینکه مدیر دبستان امر معز بود هر سال تدریس کلاسی را که من در آن بودم به عهده می گرفت.

و موسیقی؟

  • وضع منزل ما طوری بود که خیلی از استعدادهایی که پیرامون من بودند وقتی میدیدند در منزلشان با ساز زدن مشکل دارند به خانه ما می آمدند و پدرم به آنها موسیقی درس میداد و با ما محشور بودند من این را یواش یواش میدیدم وحس میکردم نه درک.

ساز زدن را کی شروع کردین؟

  • شاید از پنج سالگی یادم میآید یک سنتور داشتم که جلوی آن در داشت شش ساله بودم که پدر آن را خرید.دو گنجشک داشتم که برایشان اسم گذاشته بودم "گریگرانه"و"سمبری برانه" حالا اینکه چه معنایی داشت را نمی دانم به آنها مرکوکروم  زده وجلدشان کرده بودم توی باغ.هر وقت سوت میزدم می آمدند روی شانه هایم می نشستند.آنها را میگرفتم و در داخل فضای کوچکی که جلوی سنتور قرار داشت می گذاشتم  ودر را می بستم وشروع به تمرین سنتور میکردم .احساس کودکی ام  این بود که آنها از شنیدن ساز لذت میبرند بعد از مدتی هروقت که سوت میزدم میدیدم که دیگر نمی آیند موضوع را به پدر گفتم.پرسید که موقع ساز زدن آنها را کجا نگه میداری؟ وقتی برایش تعریف کردم گفت:"بیچاره ها کر شده اند"راست میگفت گنجشکها هر وقت مرا میدیدند می آمدند روی شانه هایم می نشستند ولی دیگر صدایی را نمی شنیدند. 

تا اینجا مطالب رو گذاشتم اگر دیدم دوستان علاقه دارن که ادامه زندگی نامه استاد رو بخونن باقی رو هم براتون میزارم پس یادتون نره نظر بدین.

 

 

 

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |
با توجه به اینکه در رای گیری که به عمل آمده در وبلاگ استاد پرویز مشکاتیان بیشترین رای رو از جانب دوستداران به موسیقی اصیل ایرانی بدست آورده تصمیم  بر این شد تا زندگی نامه استاد مشکاتیان رو از اول تا حالا برای شما دوستان تو وبلاگ بذارم ولی چون خیلی زیاده قسمت بندیش میکنم تا بتونم همه اونا رو بذارم .

خوشحال میشم نظرتون رو راجع به این موضوع بدونم  

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 0:29 |

محمدرضا شجریان و شهرام ناظری" استادان بنام کشورمان بزودی در کرمانشاه کنسرت برگزار می کنند

محمدرضا شجریان و شهرام ناظری" استادان بنام کشورمان بزودی در کرمانشاه کنسرت برگزار می کنند.
رییس انجمن موسیقی کرمانشاه در پی رایزنی های بعمل آمده حضور استاد گرانمایه عرصه موسیقی ایران ، محمدرضاشجریان و برگزاری کنسرت در کرمانشاه بعد از ماه های محرم وصفر قطعی شد.
همچنین به پاس تکریم از استاد شهرام ناظری به خاطر دریافت نشان "شوالیه" که یکی از بزرگترین نشان های هنری فرانسه می باشد،مراسم بزرگداشت ایشان با کوشش انجمن موسیقی کرمانشاه و با حضور اساتید برجسته ، چهره های فرهنگی و هنری از جمله معینی کرمانشاهی، میرجلال الدین کزازی، هوشنگ ظریف، محمدرضا درویشی، داریوش پیرنیاکان، دکتر سیدحسینی،حسن ناهید، دکتر جعفری، محمدعلی چاووشی، علی اکبر مرادی و دیگر بزرگان ،ساعت ۱۵روز جمعه ۱۴ دی ماه سال جاری در تالار کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان برگزار خواهد شد.
منبع:خبرگزاری ایسکانیوز
+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 1:5 |
گفتگوی اختصاصی با استاد پرویز مشكاتیان به بهانه بزرگداشت زنده یاد ایرج بسطامی

بعضی از نامها اعتباردهنده هنرند. در هنر موسیقی ما استاد محمدرضا شجریان در آواز و استاد پرویز مشكاتیان در آهنگسازی از سرآمدان هستند و بعضی از بهترین كارهای تكرارناپذیر استاد شجریان را با نام مشكاتیان می شناسیم؛ «بیداد»، «دستان»، «نوا»، «مركب خوانی» و...
همچنین علیرضا افتخاری با «مقام صبر» و ایرج بسطامی با «افق مهر»، «وطن من»، و... در كنار او بوده اند. نوشتن از هنرمندی كه در طول سالیان سال خالق تعدادی از ماندگارترین آثار موسیقایی این سرزمین بوده، كار ساده ای نیست. دست و دل آدم می لرزد به خصوص آن گاه كه با ساخته های این آهنگساز بزرگ و توانا خاطرات فراوانی داشته باشی؛ در خوشی ها و ناخوشی ها به ساخته هایش گوش داده باشی و در مقابل سنتورنوازی بی بدیل او سر تكان داده باشی و فراموش كرده باشی دنیا را و در آسمان پرواز كرده باشی.
مشكاتیان روزگاری برای خواننده ای جوان آهنگسازی كرد. نام مشكاتیان باعث شد نگاه ها بیشتر متوجه خواننده جوان شود و او «ایرج بسطامی» بود. جوانی زاده كویر و سادگی.
حالا سالها از آن روزگار می گذرد و ایرج بسطامی نیست تا دیگر مشكاتیان برایش آهنگی بسازد و او در اوج بخواند. حالا چهارمین سالگرد هم آغوشی ایرج و خاك است و زمین او را چون مادری مهربان در آغوش گرفته است و او آوازهایش را تنها برای خاك می خواند.
امروز، استاد مشكاتیان برای دومین بار برای بسطامی بزرگداشت می گیرد كه نشان دهد تا چه اندازه برای هنرمندان جدی ارزش قایل است و برای ایرج كه مانند بعضی ها به تولید انبوه دست نزد تا نشان دهد هنرمند كم می گوید و گزیده چون در، و سخت گیری ها، وسواس ها و ممارست هاست كه خلق اثر هنری ارزشمند را تضمین می كند.
به بهانه برنامه امروز با استاد مشكاتیان درباره زنده یاد ایرج بسطامی گفتگویی انجام داده ایم كه می خوانید.روح هنرمند توانا ایرج بسطامی شاد و سپاس فراوان از استاد مشكاتیان به خاطر قبول این گفتگو.
● استاد مشكاتیان، لطف كنید برای شروع از شخصیت هنری و اخلاقی زنده یاد بسطامی برای خوانندگان قدس بگویید.
ایرج همان گونه كه می دانید متولد ۱۳۳۶ در بم بود. چند سالی نزد عمویش یدا... بسطامی به آموختن موسیقی مشغول بود. بعد از سكونت در تهران چند سالی محضر استاد شجریان را درك كرد. مدتی هم نزد اینجانب تلفیق شعر و موسیقی را فرا گرفت و در ادامه هم اولین كارهای مشترك من و ایرج شكل گرفت. اولین كار ما «افشاری مركب» بود كه در تالار رودكی سابق پنج شب اجرا شد، اما به دلیل استقبال خوب مخاطبان برنامه را دو شب تمدید كردیم و هفت شب شد. قرار بود كنسرت دوباره تكرار شود، اما سفر پیش آمد و همراه ایرج به اروپا رفتیم و در برگشت «مژده بهار» آماده پردازش شد.
«مژده بهار» حاصل سفر و كنسرت های اروپا بود. «كنگره جهانی خواجو» بهانه ای شد تا روی كارهای خواجو كار كنم و حاصل كار كنسرتی در ۷ شب در بم شد كه در تهران هم به اجرا درآمد. نوار آن برنامه هم با نام «افق مهر» آماده شد و به دست دوستداران هنر موسیقی رسید.«وطن من» كار بعدی ما بود كه حاصل كار سه ساله ای بر روی شعرهای استاد ملك الشعرای بهار بود. خب كارهای دیگری هم ایرج با آقایان، كوروش متین، كیوان ساكت، حسین پرنیا و... انجام داده است كه در بازار موجود است.
در زمینه توانایی های موسیقایی و حنجره ای، ایرج خواننده ای چپ خوان بود با صدای بالا ولی نت های زیر را بسیار توانا اجرا می كرد، به گونه ای كه كمتر خواننده ای در این اشل صدایی با صدای بالا می تواند بخواند. با توانایی فراوان، تحریرهای ریز را اجرا می كرد و این به آهنگساز امكان می داد بدون دغدغه برای خواننده آهنگ بسازد و دست آهنگساز باز بود. بسیار هم در یادگیری قطعات مستعد بود و واهمه خواندن نداشت. او پر جرأت و توانا كارها را به انجام می رساند.
از لحاظ صفات اخلاقی هم بسیار حق شناس، زلال و بی ادعا بود. تواضع از دیگر صفات ارزشمند ایرج بود.
● خیلی از خوانندگان در كشور ما این آرزو را دارند كه شما سازنده آهنگ برای آثارشان باشید و شما هم سخت گیری های خاص خود را دارید و علاقه ای برای آهنگسازی برای هر خواننده ای را ندارید. در بسطامی چه توانایی و یا چه چیزی دیدید كه پنج كاست را برای او آهنگسازی كردید؟
بله همین طور است. مردم به خواننده زود دل می بندند و خواننده را بیشتر می بینند و بیشتر دوست دارند. پیام گروه و تفكرات گروه، دست خواننده است و مردم ارتباط سریعتری با خواننده برقرار می كنند. خواننده زودتر از آهنگساز نزد مردم معروف می شود و اینها ابزاری است كه شما به دست هنرمند می دهید. بنابراین هنرمند باید از خصایص اخلاقی والایی برخوردار باشد كه بتواند از ابزار و اسلحه ای كه در اختیار او گذاشته ایم درست استفاده كند.
یعنی در راه اعتلای انسان و انسانیت نه منافع شخصی یا مادی بازار و چیزهایی از این قبیل كه در همه جای جهان هم وجود دارد، بنابراین محك من در آهنگسازی برای خواننده، نسبت وفاداری او در برابر مردم است و این برای من بسیار مهم است كه هنرمندی كه برایش آهنگ می سازم تا چه حد با مردم خواهد بود. برای من مهم است كه خواننده ای كه به معروفیت می رسد و با او كار كرده ام به همه چیز پشت نكند و همه چیز را فراموش نكند.
● به نظر شما زنده یاد ایرج بسطامی در زمان حیات به آن جایگاهی كه بایسته و شایسته این هنرمند بود رسید؟
ببینید، «نیچه» می گوید: «برای پدید آوردن یك كار ماندگار، شغل تمام وقت لازم است.» بنابراین، راز ماندگاری آثار موسیقایی، دغدغه آهنگساز، تنظیم كننده گروه، خود خواننده و برخی عوامل دیگر است و اگر گروه به درستی كار خود را انجام دهد، كار ماندگار خواهد شد. شما اگر به كارهای ایرج نگاه كنید هر دو سال یك كار به بازار داد و این به خاطر وسواسی بود كه به خرج می داد.
یعنی به انبوه سازی بی توجه بود و به تعالی سازی فكر می كرد و این هم زمان می خواهد. ایرج در زمان خودش با توجه به وسواس متعهدانه ای كه داشت - كه اگر مانده بود باز هم می داشت - بیش از این نمی توانست كار كند، اما زمان به ما مجال نداد و ایرج در اوج محبوبیت و توانایی كه می توانست خیلی كارهای خوب دیگر انجام بدهد، از میان ما رفت.
● به نظر جنابعالی روند كاری زنده یاد بسطامی از اولین كار یعنی «افشاری مركب» تا آخرین كار یعنی «ا... مزار» چگونه بوده است؟
من همیشه گفته ام: «در قفس كردی چو مرغ خوش سخن / تا به خود خواهی بگویی مرغ من...»
من با ایرج با كار «راست پنجگاه» پنج كار كرده ام كه با توجه به تفكراتم و نوع كار من این كارها باید در مدت ۱۰ سال شكل می گرفت و ۱۰ سال وقت صرف می شد تا این پنج كار مثلاً ماندنی خلق می شد.
من با ایرج این پنج اثر را انجام دادم، ولی ایرج نتوانست بماند و به كارهای متعالی تر دست پیدا كند و علت هم زمزمه های آدمهای سودجو بود كه می خواستند ایرج را بازاری كنند و سود بیشتری ببرند. من هم نمی توانستم كاری انجام بدهم. گذاشتم ایرج خود تجربه كند و بیاموزد و در جریان قضایا قرار بگیرد و خوشبختانه ایرج برگشت، البته بعد از سه سالی ما قرار كنسرتهای اسكاندیناوی را داشتیم كه آن اتفاق تلخ یعنی رفتن ایرج همه قرارها را برهم زد.
● اگر ایرج با شما كار می كرد ما توقع كارهای بهتر و ارزشمندتری را داشتیم و شنونده كارهای خوب دیگری بودیم...
به تصورم باید همین طور می بود. ایرج خیلی خوب مطرح شد، چون خوب كار كرد. تازه درختی شكوفه داده بود، ولی متأسفانه به میوه نرسید.
● از بین كارهایی كه برای زنده یاد بسطامی آهنگسازی كرده اید كدام كار را بیشتر می پسندید؟
از بین پنج اثری كه با هم كار كردیم از نظر تكنیكی چه گروه و چه خواننده، «افق مهر» و از جهت وجه اجتماعی كار «وطن من» را بیشتر می پسندم.
● قبلاً در گفتگوی كوتاهی كه داشتیم فرمودید كتاب «سكوت گویا» را كه امسال درباره ایرج بسطامی به كوشش جمشید زرگر به چاپ رسیده است دیده اید...؟
بله.
● ارزیابی شما از این مجموعه چیست؟ توانسته است نشان دهنده توانایی های ایرج باشد؟
وقتی برای اولین بار به یك مورد و موضوع پرداخته می شود نباید توقع داشت در كار كاستی وجود نداشته باشد، یعنی نباید خیلی با نگاهی ایده آل گرا به نقد این موضوع بپردازیم. آقای زرگر صادقانه تلاش كرده اند و موفق هم بوده اند.
اما مثلاً عكسهایی از حضور ایرج در جشنواره های بین المللی هم موجود است كه در دسترس آقای زرگر نبوده، امیدوارم در چاپ دوم كتاب این كارها هم دیده شود و از آنها در راستای غنای كتاب استفاده شود و یا مطالبی كه در اروپا نشریات درباره این خواننده نوشته اند هم می تواند در چاپ بعدی كتاب آورده شود. اینها چیزهایی است كه باعث می شود در چاپ دوم، كتاب پربارتر شود.
● جای یادداشتهای تحلیلی درباره آثار زنده یاد بسطامی در كتاب خالی نیست؟
بی تردید این طور است و امیدواریم در چاپ بعدی كتاب مطالبی از این دست هم دیده شود.
● در یادداشت آقای زرگر در كتاب آمده است كه قرار بر این بود شما كتاب را قبل از چاپ ببینید و اگر این اتفاق می افتاد كار جدی تر و بهتر می شد...
بله! قرار بود كتاب را ببینم، ولی سفر اروپا پیش آمد و نتوانستم كار را ببینم، اما همان طور كه گفتم امیدوارم چاپ دوم كتاب بهتر از چاپ اول آن باشد. ضمن اینكه كتاب دیگری نیز توسط محقق و نویسنده معاصر آقای علومی با همین موضوع در دست چاپ است و امیدواریم به برنامه بزرگداشت (امروز) برسد.
● چه برنامه هایی برای بزرگداشت امروز در نظر گرفته شده است؟
وقتی كه نام ایرج می آید هنرمندان و گروه های فراوانی قدم پیش می گذارند و دوست دارند به سهم خود برای او كاری انجام بدهند، ولی نباید برنامه مانند برنامه قبلی شود كه نكوداشت بنده هم قسمتی از آن بود و باعث طولانی شدن برنامه شد. من همین جا از همه گروه هایی كه برای اجرای برنامه اعلام آمادگی كرده اند تشكر می كنم.
اگر برنامه ریزی شده كه مراسم طولانی نشود به خاطر مردم است كه برنامه آنها را خسته نكند. بعضی از برنامه های امروز عبارتند از: خوش آمدگویی به وسیله خانواده ایرج یا بنده ، اجرای گروه «اشراق» را با علی جهاندار در نظر داریم.
دكتر مرتضی كافی با موضوع هنر و هنرمند سخنرانی دارد و گروه وزیر به سرپرستی و آهنگسازی كیوان ساكت و خوانندگی امیرمحمد تفتی اجرای برنامه دارند و شعرخوانی شاعرانی از بم هم از دیگر برنامه های امروز است كه شاهد خواهید بود.
● با تشكر فراوان از شما برای قبول این گفتگو، اگر صحبت خاصی هست می شنویم؟
صحبتی نیست. از شما كه برای پوشش دادن برنامه بزرگداشت خواننده توانا زنده یاد ایرج بسطامی این گفتگو را ترتیب داده اید متشكرم.

مصاحبه: روزنامه قدس

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 1:3 |

 

همایون شجریان در بخش هایی از فیلم "آتش سبز" به کارگردانی محمدرضا اصلانی آواز می خواند

محمدرضا درویشی آهنگساز فیلم مستند داستانی "آتش سبز" در میان خواننده های موسیقی ایرانی همایون شجریان را گزینه مناسب برای آواز این فیلم می داند و قراراست این خواننده جوان در بخش هایی از موسیقی متن "آتش سبز " بخواند.

"آتش سبز" که بر اساس افسانه کهن "سنگ صبور" نوشته شده، داستان دختری به نام ناردانه است که در کودکی سروش ازدواجش را با یک مرد مرده می‌شنود و برای گریز از این سرنوشت خوفناک ناخواسته گام در راهی دشوار می گذارد.

لازم به ذکر است محمدرضا درویشی موسیقی متن این فیلم را براساس قطعه "بی‌نشان" ساخته و ضبط کرده است.

 عزت‌الله انتظامی، مهدی احمدی، مهتاب كرامتی، فرخ نعمتی، آهو خردمند، پگاه آهنگرانی و فهيمه نارمنجی در این فیلم به ایفای نقش میپردازند.

منبع:خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 1:4 |