تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان
سلام به همه دوستان عزیز

از اینکه این یک سال با شما دوستان خوبی آشنا شدم به خودم میبالم

امیدوارم تونسته باشم هر چند کوچک  شما دوستان عزیز رابا موسیقی اصیل ایرانی به خصوص استاد مسلم آواز ایران استاد محمد رضا شجریان آشنا کرده باشم 

در آخرین پست سال ۱۳۸۶ امیدوارم هر کس از من بدی دید یا مطلبی در وبلاگ کسی رو آزرد مرا به بزرگواری خودش  ببخشد.

امیدوارم بازم توفیق داشته باشم تا در سال آینده نیز در کنار شما دوستان عزیز باشم

موفق باشین وسالی سرشار از بهروزی براتون آرزو میکنم.

یا علی مدد

 

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 14:36 |

تصویر فوق را از وبلاگ دوست گرامی سیاووش به امانت گرفته ام

http://www.moamayehasti.blogfa.com

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 23:50 |

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت

این سه آواز را بشنوید :

اولی از گلهای تازه شماره 60 ، دومی از آلبوم پیوند مهر و سومی قسمتی از آواز بخش اول کنسرت تابستان 86 در تهران است . اینجور هم میشود گفت : شجریانی که دنبال رو عبادی ست . شجریانی که همراه با شریف است و شجریانی که یکه و تنها همه کار میکند .

وجه مشترک هرسه آواز ، این غزل سعدی ست :

هر کس به تماشایی رفته است به صحرایی  /  مارا که تو منظوری ، خاطر نرود جایی...

 

این فایلها کم حجم هستند و به راحتی قابل دریافت میباشند .


شجریان shajarian

 

 

 

گلهای 60 ... ضبط در استودیو (شجریان جوان همراه با استاد عبادی)

 

 

                                       دریافت

 

شجریان shajarian

 

 

 

پیوند مهر ... محفل خصوصی (همراه استاد شریف . سال 1363)

 

 شجریان shajarian

 

   دریافت

 

 

 

 

سخن عشق ... ضبط از کنسرت 1386 (به همراه گروه آوا)

 

 

دریافت

 

 


با مطالعه و مقایسه این سه آواز و این سه شجریان ، و آوازهای چنین میشود به نتایج جالبی درباره تغییرات در لحن ، جنس ، حجم و گستره صدای شجریان دست یافت .

این مطلب ، درآمدی ست بر تحلیلی که ممکن است طولانی هم بشود . بعد ، بیشتر خواهیم گفت .


پی نوشت:مطالب بالا عینا از وبلاگ دل آواز به امانت گرفته شده اند.

http://delawaz.blogfa.com

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 23:46 |

كنسرت «محمدرضا لطفي»؛ ارديبهشت87 در تالار بزرگ كشور

خبرگزاري فارس:«محمدرضا لطفي» نوازنده برجسته تار همراه با گروه‌هاي سه‌گانه شيدا،26 تا 28 ارديبهشت سال آينده در تالار بزرگ كشور به روي صحنه مي‌رود.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه دومين فعاليت صحنه‌اي لطفي پس از بازگشت به ايران محسوب مي‌شود،گروه‌هاي «شيدا» به خوانندگي «محمد معتمدي»، «بانوان شيدا» به خوانندگي «عليرضا شاه‌محمدي» و «بازسازي شيدا» به خوانندگي «امير اثني‌عشري» به سرپرستي، آهنگسازي و مديريت هنري محمدرضا لطفي به روي صحنه خواند رفت.
در اين برنامه كه توسط مؤسسه فرهنگي -هنري آواي شيدا برگزار مي‌شود ابتدا گروه «بازسازي شيدا» متشكل از «اميرحسين شريفي» و «آرش غفاري»:تار،«ماهيار تمسكني»: سنتور،«هوشمند عبادي»:ني،«رضا پرويززاده»:كمانچه،«احمد مستنبط» تمبك‌ و «امير اثني عشري»:خواننده به اجراي قطعاتي بازسازي شده از آثار «درويش‌خان» و «علي‌اكبر شيدا» در مايه آواز ابوعطا خواهند پرداخت كه بازسازي و تنظيم قطعات را «محمدرضا لطفي» انجام داده است.
به گزارش فارس،در بخش ديگري از اين برنامه گروه «بانوان شيدا» متشكل از عليرضا شاه‌محمدي:خواننده و نوازبندگاني چون بهاره فياضي،ساناز ستار زاده، هنگامه مشهدي الاصل:تار، سپيده مشكي:سه تار، آزاده شمس:قيچك، بهنوش بهنام نيا:كمانچه، بهناز بهنام نيا و نيره فخري:عود، نسترن سادات هاشمي:سنتور، گهرناز مسائلي:تمبك، نفيسه طباطبائي:ني و الميرا نصيري:دف آثار منتشر نشده‌اي از «محمدرضا لطفي» در دستگاه ماهور را اجرا خواهند كرد.
بخش اصلي اين كنسرت به اجراي گروه شيدا اختصاص دارد. اين گروه با تركيبي متفاوت و متشكل از نوازندگان جوان با حضور محمدرضا لطفي پس از حدود 20 سال با احياي نام گروه شيدا آثار منتشر نشده و بعضا جديدي از محمدرضا لطفي در مايه آواز دشتي را اجرا خواهند كرد.
گروه شيدا را به غير از لطفي،نوازندگاني چون فرخ مظهري:تار،حميد سكوتي:سه‌تار ابريشم ، حميد خبازي، پويان بيگلر و مازيار شاهي:تار، هادي آذرپيرا:عود، فرهاد زالي و هوشمند عبادي:ني‌، آرش كامور، روزبه اسديان و حميدرضا خلعتبري:كمانچه،آريا محافظ:سنتور،عيسي شكري:دايره،‌ شهريار فاميل‌نظري:دف و احمد مستنبط:تمبك و محمد معتمدي:خواننده تشكيل مي‌دهند.
گروه امروزي شيدا حدود يك سال است كه تمرينات خود را زير نظر محمدرضا لطفي در محل مكتب‌خانه ميرزاعبداله موسسه آواي شيدا آغاز كرده و اولين آلبوم خود را هم‌زمان با اجراي كنسرت منتشر خواهد كرد.
محمدرضا لطفي در نظر دارد كه در آغازين روزهاي سال 1387 با برگزاري نشستي مطبوعاتي در محل مؤسسه آواي شيدا به تشريح جزييات اين برنامه بپردازد.
همچنين بنا بر اعلام روابط عمومي كنسرت شيدا، سايت اطلاع‌رساني اين كنسرت از آغاز سال 1387 راه‌اندازي خواهد شد.

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:28 |

دریافت نشان فرهنگی شوالیه توسط شهرام ناظری افتخاری غرورآفرین در عرصه فرهنگ به ویژه هنر موسیقی در سال 86 بود .

حسین یوسف زمانی آهنگساز و نوازنده ویلن با بیان این مطلب در خصوص مهمترین رویدادهای موسیقی در سال 86 در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : برگزاری کنسرتهای زنجیره وار در تابستان امسال یکی از بهترین رویدادها در حوزه موسیقی بود در واقع حضور استادانی چون شجریان ، لطفی، علیزاده، مشکاتیان جانی دوباره به هنر موسیقی بخشید و تاثیر بسیاری بر رشد این هنر گداشت و به نوعی عرصه رقابت در حوزه های مختلف را برای سایر هنرمندان نیز باز کرد و همین رقابت موجب آگاهی بخشیدن به مردم و مخاطب شد .

وی برگزاری بزرگداشت ویژه هنرمندان موسیقی را یکی دیگر از حرکت های مثبت ارزیابی کرد و گفت: برگزاری بزرگداشت های مختلف ویژه هنرمندان موسیقی از جمله حرکت های مثبت سازمان فرهنگی هنری شهرداری بود که جای سپاس و قدردانی دارد البته ناگفته نماند که برگزاری چنین همایش ها و بزرگداشت هایی وظیفه وزارت ارشاد به عنوان متولی اصلی در امور فرهنگی است تا در سایه همایش های موضوعی بستر مناسبی برای فعالیت جوانان فعال در حوزه موسیقی فراهم شود.

یوسف زمانی درباره مشکلات آموزش موسیقی گفت: یکی از معضلات همیشگی در حوزه موسیقی عدم نظارت بر آموزشگاههای آزاد موسیقی است به این معنا که در گذشته هر کس با هر سطح از دانش و آگاهی اقدام به کسب مجوز برای تاسیس آموزشگاه موسیقی می کرد در نتیجه خانه موسیقی برای حل این مشکل وارد عمل شد و با آزمونهایی که از مدرسان متقاضی می گرفت تا اندازه ای به این نابلدی ها سر و سامان داد.

وی در پایان گفت:  متاسفانه گویا این نظارت مدتی است که دیگر با خانه موسیقی نیست و به نظر می رسداین معضل همچنان بر قوت خود باقی بماند.

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:21 |

آیا ما مفهوم واقعی موسیقی را می شناسیم؟کدامیک را می پسندیم و کدام یک از انواع آن برای ما گویا تر است ومی توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم؟
متاسفانه بعضی از واژه ها همیشه و به صورت دقیق گویای معانی و مفاهیم ظریف واقعی نیستند و به همین علت بیشترین کوشش فرزانگان و سخن سنجان همواره انتقال صحیح مفاهیم ظریف و شکننده ای است که در میان این گونه واژه ها وجود دارد.بنا بر این با استفاده از اصل "دلالت لفظ برمعنا" می توان حالت و صفت و به طور کلی ویژگی های ظاهری یک موجود "دال" را بر وجود دیگری به نام "مدلول" مشخص نمود که در بدو امر مشاهده و احساس نمی شود؛ به این معنی که با دیدن یک واژه "ذهن"ما به تصور "مفهوم"آن پرداخته و آن را مجسم می کند."تصورذهنی"انسان از واژه ی "موسیقی"نظیر صورتی است که در آینه منعکس می شود با این تفاوت که آینه "فعل پذیر محض" است ولی ذهن فعالیت دارد و متناسب با تخیلات نیازها سلیقه ها و خلاقیت ها و آگاهی صاحب آن " در تصور" خود  تصرف کرده است وازآن شکل و صورت جدیدی را متجلی می سازد.."|تصور"به اعتبار کمیت از نطر جز یا اجزا تشکیل دهنده آن سه گونه است.الف: تصور جزیی ب: تصور اضافی ج- تصورکلی.
تصور جزیی شامل یک مورد معین است که مفهوم آن مستقل بوده و ربطی به مورد دیگر ندارد مانند واژه "تار" و واژه "سه گاه" در موسیقی تصور اضافی شامل بیش از یک مورد است مانند "سازهای مضرابی" که می تواند شامل تار-سنتور-سه تار-گیتارو غیره باشد "تصور کلی" آن است که برای تعدادی زیادی از واژه ها در نطر گرفته می شود مانند واژه "ساز" در موقعیتی که شاکل نمام آلات موسیقی است .
"کلیت" نیز به نوبه خود به "جنس"،" نوع"، "فصل"، "عرض خاص" و عرض عام تقسیم می شود.
جنس تصوری است که به موجودات مختلف الحقیقه دلالت دارد مانند هنر که نقاشی، نمایش، ادبیات، سینما شعر و موسیقی را در بر دارد "نوع" به موجودات متفق الحقیقه دلالت دارد مانند انواع موسیقی چینی، ژاپنی ایرانی ،ملی، اصیل ،محلی، بومی که همه از انواع مختلف موسیقی هستند.
"فصل" وجه یاوجوه تمایزی است بین افراد یک نوع مانند تمایز بین موسیقی ایرانی و فرانسوی و موسیقی علمی و عامیانه. عرض خاص که وجه تمایزی است بین یک جزء از اجزاء یک نوع با کل آن مانند گوشه که یکی از اجزا ردیف در موسیقی ایران است.
عرض عام صفتی است مشترک میان افراد یک نوع مانند موسیقی محلی ،مقامی،عامیانه و سنتی که در موسیقی ایرانی صفت مشترک آن ها ایرانی بودن است.
البته این صفات در موسیقی کشور ما یا ملت های مختلف نیز صادق است به این معنی که کشور های دیگر نیز به نوبه خود موسیقی ملی ، محلی، مقامی ، عامیانه مخصوص به خود را دارند مانند موسیقی ملی ،محلی و مقامی کشور مجارستان.
از آنجا که ملت عبارت است ازمجموعه افراد یک کشور و ملیت شامل مجموعه صفات وخصائص افراد یک کشور است می توان گفت که موسیقی ملی مجموعه ای است شامل کلیه زیر مجموعه هایی که اجزا آن به شکار می روند و چون در این مورد در کشور ها و ملت های دیگر نیز صادق است بنا بر این می توان گفت " موسیقی ملی ایران" مجموعه ای است متشکل از زیر مجموعه هایی مانند موسیقی سنتی ،پاپ،اصیل،محلی یا فولکلوریک عامیانه شهری ،موسیقی روز عامه پسند بومی ، جدی و بازاری وغیره.

  *مصطفی کمال پورتراب

منبع:خانه موسیقی

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:15 |
      

          

داريوش پيرنياكان موسيقي دستگاهي ايران را در نشست های هنرمندان و پژوهشگران بررسی می کند.

به گزارش سایت خانه موسیقی، داریوش پیرنیاکان در چهارمین نشست از سلسله نشست های هنرمندان و پژوهشگران موسیقی دستگاهی ایران که چهارشنبه بیست و دوم اسفند ماه برگزار می شود در مجموعه فرهنگی هنری آسمان، به بررسی موسیقی دستگاهی ایران می پردازد.

در ادامه این سخنرانی، احمدرضا ميرهاشمي به تكنوازي كمانچه و وصال عرب‌زاده به تكنوازي سه تار خواهند پرداخت.

 سلسله نشست‌هاي هنرمندان و پژوهشگران موسيقي دستگاهي ايران با هدف فراهم آوردن محيط مناسب براي برقراري ارتباط نزديك بين هنرجويان موسيقي با استادان و صاحبان فن و همچنين اجراي موسيقي با توجه به ارزش‌هاي اين هنر برگزار مي‌شود.

منبع:خانه موسیقی

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:13 |

خبرگزاری فارس:گروه آوا خود را برای اجرابااستاد محمدرضا شجريان آماده كرده‌اند كه در صورت بهبودي كامل ايشان كنسرت‌هايشان را از بهار آينده آغاز كنند.

مجيد درخشاني نوازنده تار در گفت‌ وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:برنامه‌ريزي‌هاي قبلي گروه در خصوص برگزاري كنسرت‌هاي بهاره گروه آوا در آمريكا و كانادا انجام شده و گروه براي اين اجراها كاملا آماده است كه با بهبودي كامل استاد شجريان طبق برنامه قبل، كنسرت‌هايمان را از بهار آينده برگزار خواهيم كرد.
وي افزود: در اين دو كشور قطعات كنسرت تابستان‌مان در تالار بزرگ وزارت كشور را اجرا خواهيم كرد.
درخشاني در خاتمه خاطر نشان كرد: براي تعيين تاريخ دقيق كنسرت‌ها منتظر استاد شجريان هستيم.

منبع خبرگزاری فارس 

پی نوشت:از تمامی علاقه مندان به صدای آسمانی استاد شجریان تقاضا دارم برای سلامتی استاد دعا کنند.

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 0:57 |
شنبه‌شب، 16 فوریه 2008 ، همایون شجریان به همراه گروه دستان و در ادامه‌ی تور کنسرت‌های اروپا، اجرایی در آمستردام، در تأتر تروپن داشت که خالی از بحث نبود .

این کنسرت در دو بخش «دشتی» و «اصفهان» اجرا شد. برنامه بر خلاف بیشتر برنامه‌های ایرانی، بدون هیچگونه اعلام و صحبت (به‌ویژه برای غیر فارسی‌زبانان) آغاز شد و این برای همه جای پرسش و شگفتی داشت.

گروه دستان و همایون شجریان در آمستردام (عکس‌ها از پژمان اکبرزاده)

بخش نخست برنامه، در «دشتی»، از کارهای حمید متبسم و آوازهایی با تنظیم همایون تشکیل می‌شد. کنسرت با اجرای ترانه‌ی« عاشقانه» از متبسم آغاز شد؛ کاری آشنا که پیش از این بارها از گروه «مضراب کوچک» شنیده شده بود؛ البته با اجرایی کاملأ مغایر!

رخی از حاضرین که این ترانه را شنیده بودند به گوش‌شان آشنا بود اما متوجه‌ي تفاوت اجرا نشدند و به همین دلیل می پرسیدندکه این ترانه؟... البته تنظیم آن برای گروهی به کاملی ِ دستان بسیار زیباتر، جذاب‌تر و رساتر شده بود اما تفاوت اجرایی آن کاملأ مشهود بود. این بار، همایون با سبک آوازی «شجریانی» آن را خواند که به دور از سبک «متبسمی» است. اما صدای دلپذیر همایون از زیبایی آن نکاست و تنها از سبک آن دور شد. هرچند که این قطعه تا آخر نیز اجرا نشد و اوج آن که بخش زیبای کلامی آن است خوانده نشد.

در بخش «ساز و آواز» بده و بستان سازهای آوایی کوتاه، جذاب و زیبا بود. همچنان که در موسیقی اصیل ایرانی شنیده‌ایم، این بده و بستان‌ها که بین یک ساز و آواز است، در اینجا همچنان ادامه می یافت به سازهای دیگر و مثلأ در جایی که تار و بربط به هم پاسخ می دادند، و کمانچه در زیر این پاسخ و پرسش شنیده می شد زیبا بود. معمولأ «دشتی»هایی که حمید متبسم تنظیم و اجرا می کند بوی خراسان را به سالن کنسرت می‌آورد و در این بخش هم همینطور در جریان بود. با توجه به کارهای اخیر او که از حال و هوای سنتی و « یک خطی» دور شده، این رنگ و بوی خراسانی حالی دیگر به کارهای دشتی آن شب بخشیده بود.

آواز در اینجا اما، با توجه به تفاوت زنگ صدای همایون از صدای پدر (محمد رضا شجریان) و با شنیدن رد پای سبک « شجریانی» همچنان حال مغایری داشت؛ هرچند که به نظر عوام همیشه او در قالب پدرش می خواند، در این اجرا همایون بیش از اوقات دیگر و به ویژه وقتی با پدر هم آوایی می کند، به سبک خودش نزدیک بود و رنگ « شجریانی» آن کمتر بود؛ البته تنها در بخش دشتی.

جای بسی امید که این روزها همه می‌کوشند صدا و کارشان رونوشتی از کار شجریان باشد و واژه‌ی «سبک» برایشان محلی از اعراب ندارد، اما همایون که از ده سالگی تحت آموزش مستقیم پدر بوده، خوشبختانه نشان داد که می تواند خودش باشد. همایون در اجرای آواز به دور از کپی‌کاری‌های متداول روز، اگر بخواهد می تواند نوعی دیگر بدرخشد و با گوشی کارشناسانه درمی یابیم که رنگ صدایش بسیار خوش طنین و دلنشین است، نوع صدادهی حنجره اش بسیار لطیف و تأثیر گزار، به شرطی که با حس خودش بخواند و خودش باشد. این نکته در آوازهای آن شب، در بسیاری جاها به ویژه در «دشتی» کاملأ محسوس بود.

در جواب آوازها ظرافت زیادی به کار می‌رفت، هرچند که جواب آواز تار با آواز هماهنگ نبود، یعنی منطبق با سبک اجرای آواز نبود، اما همکاری سازها وانتقال جواب آواز از سازی به ساز دیگر، همچنان زمینه‌ای بودن ساز سوم از مهارت ویژه‌ای برخوردار بود؛ به ویژه جایی که کمانچه صدای زمینه‌ای بود برای پرسش و پاسخ تار و بربط، کمانچه صدایی صحرایی و رمیده داشت.

ترانه ی «غیژک کولی» ساخته‌ی متبسم، در وزنی سنگین، زیبا و نه چندان ساده اجرا شد، انتخاب شعر و هماهنگی کلام با زاویه‌های آوایی تصنیف، نشانگر توانایی آهنگساز و چیرگی خواننده بر موسیقی و شعر بود.

قطعه‌ی «مستانه» که بدون آواز اجرا می‌شد در وزنی حماسی ساخته شده و جایی که تنها صدای تار شنیده می شد، سبک ویژه‌ی آهنگسازی واجرای متبسم بسیار پر رنگ بود. پنجه گرفتن‌های روی کمانچه نیز که کاری نوست در این قطعه.

دونوازی سازهای کوبه ای که در ابتدا جذاب بود، به دلیل کش آمدن و یک‌نواختی از گوش‌نوازی به در شد و شنونده را از حال و هوای خاص شنیداری بیرون می کشید.

باز به ساز و آواز می رسیم که در اینجا جواب آوازها با تار است و باز دچار همان ناهماهنگی که همایون منطبق بر سنت می خواند و تار منطبق با سبک «متبسم». اما باز که به بده و بستان های سازها می رسیم، همان مهارت و ظرافت شنیده می‌شود.

ورود این بخش به آخرین قطعه که تصنیفی بسیار قوی از متبسم است به وسیله‌ی سازهای کوبه‌ای صورت می‌گیرد که به خوبی از پس آن بر می‌آیند. تصنیف «زهی عشق» کاری منحصر به فرد است که بسیار جای مانور دارد اما با انتظاری که از همایون می‌رود، به گوش کارشناسانه، خالی از هر مانوری به پایان رسید و می توانست بهتر از این اجرا شود.

بخش دوم کنسرت به آثار سعید فرج‌پوری در مایه‌ی اصفهان اختصاص داشت که در میانه سفری نیز به ابوعطا می‌کرد و باز به فضای اصفهان برمی‌گشت. آغاز آن با آواز اصفهان بود که دو چندان لطیف‌تر و قوی‌تر از آواز دشتی بود. دلیل آن هم این بود که کارهای فرج‌پوری بیشتر با سبک سنتی انطباق دارند و تسلط همایون نیز در این مقوله بیشتر است، اما متأسفانه در این حوالی است که او از خودش دور می شود و بیشتر به صدای پدر نزدیک می‌شود و تنها وقتی که بم می خواند ما باز صدای خودش را می شنویم.

در این بخش به جز سازهای کوبه‌ای از لحاظ صدادهی، شنونده به لحاظ ملودی و وزن به یاد کارهای «کارگاه چاووش» می افتد. حتی تار متبسم نیز در این بخش، از سبک خودش دور شده و کاملأ در قالب سنتی نواخته می شود. البته در بخش اصفهان صدای تار نیز بیشتر شنیده می‌شود

هنام سامانی مانند همیشه با دف مهارت خودش را نشان داده و با کنترل صدای دف به چیرگی او بیش از پیش اطمینان پیدا می کنیم

جایی که فضا رنگ ابوعطا می گیرد، آواز بسیار زیبا می شود اما نه بی‌نظیر که بسیار به صدای استاد شبیه می‌شود و تنها در القای حس است که می‌توان به تفاوت همایون با پدر پی برد. تأثیر گذاری او بیش از پدر است، زمانی که او در جوانی ابوعطا می خواند.

تصنیف «اسرار عشق» علاوه بر اجرای خوب، از ملودی و وزنی غنی برخوردار است. البته درهمه‌ی ضربی‌های این بخش، رد پای موسیقی کردستان پیداست و معمولأ از فرج‌پوری کمتر، از این دست تأثیرات در کارهایش می شنویم و این نکته‌ی مثبت کار اوست.

بازگشت به اصفهان، با کمانچه بسیار نرم و سحرانه صورت می گیرد؛ و در انتها تصنیف «وطن» با شعری از سیاوش کسرایی اجرا می شود که با نوازندگی و خوانندگی بسیار خوب همه‌ی گروه، رایحه‌ی شاهنامه در فضای سالن می پیچد و همه‌ی حاضران را تحت تأثیر قرار می‌دهد

برای ترانه‌ی درخواستی نیز مرغ سحر اجرا شد که دور از انتظار بود اما ظاهراً رضایت عامه‌ی تماشاچیان جلب شد.

اما نسبت به کل کنسرت، واکنش تماشاچیان بسیار متناقض بود. برخی بسیار مشعوف بودند و برخی سرخورده! مشعوف از اینکه پسر جای پدر را گرفته است و شور و هیجان اجرا بسیار بود؛ و سرخورده از اینکه پسر هم که شد کپی برابر اصل پدر و یا در اجراها تعداد تصنیف ها زیاد بود و اجرای آواز کم و ....

درست نیست که همایون کپی پدر شود و یا هر خواننده‌ی دیگری کپی استادی دیگر. هر هنرمندی باید خودش باشد و سبک خودش را داشته باشد. همانطور که محمد رضا شجریان هم در سبک خودش می‌خواند و نه کپی طاهرزاده؛ اگرچه تحت تأثیر سبک اوست اما مانند او نمی‌خواند و در تاریخ موسیقی آوازی ایران به نام «صاحب سبک» ثبت شده است. امیدواریم که همایون شجریان هم به مرور سبک خودش را به دست آورده و او نیز در تاریخ، نامی اینچنینی برای آیندگان به جای بگذارد. دیر نباشد آن روز!

 مرسده هاشمی خواننده و مدرس آواز ایرانی مقیم هلند

منبع:

http://radiozamaaneh.com/music/2008/02/dastan_homayun.html

 

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:50 |