اركستر ملي به رهبري فخرالديني و خوانندگي سالار عقيلي شب گذشته آخرين اجراي خود را در سومين روز نهمين جشن خانه موسيقي به روي صحنه بردند.
بنا بر اين گزارش، در اين اجرا كه با حضور همايون خرم و صديق تعريف برگزار شد ،اركستر با تاخير 20 دقيقهاي به روي سن آمد و قطعه بيكلام طرب انگيز را اجرا كرد بعد از آن سالار عقيلي به دعوت فخرالديني و با تشويقهاي مردم به روي صحنه آمد و شروع به اجراي قطعه شبگرد به آهنگسازي حبيبالله بديعي كرد، اين خواننده بعد از اجراي اولين بيت از اين قطعه به همايون خرم كه در مقابل سن نشسته بود، اداي احترام كرد و به اجراي مابقي اين آهنگ پرداخت.
در ادامه اين كنسرت، اركستر در بخش اول قطعاتي چون رنگ بيات شيراز با تنظيم علي اكبر قرباني، ساحل به آهنگسازي اميرحسين زنديان با شعري از بيوك ملكي و تنظيم شهرام توكلي، گزيدهاي از موسيقي سريال امام علي (ع) به آهنگسازي فخرالديني باشعري از سعدي و سرود رودكي به آهنگسازي طالب خان شهيدي با شعري از رودكي را اجرا كردند.
به گزارش فارس، بخش دوم كنسرت با اجراي يك قطعه بيكلام آغاز شد و با آمدن سالار عقيلي به روي سن قطعاتي چون حالا چرا به آهنگسازي روح الله خالقي با شعري از شهريار و تنظيم فخرالديني، سلام شيراز به آهنگسازي علي اكبر قرباني با شعري از شهريار،قطعه بيكلام بخارا به آهنگسازي طالب خان شهيدي، زلف كج به آهنگسازي شيدا و با تنظيم مهرداد دلنوازي براساس اشعاري از شيدا و واي از شب من به آهنگسازي همايون خرم با شعري از رهي معيري و تنظيم شهرام توكلي را اجرا كردند.
بنابراين گزارش، سالار عقيلي در تمام طول اجراي قطعه «واي از شب من» همايون خرم را مخاطب خود قرار داده بود كه پس از اتمام به درخواست فخرالديني همايون خرم در ميان حاضران بلند شد و با تشويقهاي مردم فخرالديني و عقيلي به آهنگساز اين قطعه اداي احترام كردند.
اركستر ملي اجراي خود را با قطعه دختر كولي به آهنگسازي عباس شاپوري و با شعري از معيني كرمانشاهي به پايان رساند و همانند تمامي كنسرتهايش براي احترام به مخاطبان به منظور درخواست قطعه اي ايران ،اركستر نيز آن را نواخت.
آخرين اجراي اركستر ملي در جشن نهم خانه موسيقي شب گذشته در تالار بزرگ كشور به پايان رسيد.
منبع:خبرگزاری فارس






عرصه
هنر ايراني هم از اين تلقي عمومي مستثني نيست. تجربه نشان داده است که جمع
هنرمندان ما جمع پريشاني است که نبايد به دوام و بقاي آن دل بست. نمونه اش
همين گروه هاي متعدد موسيقي ايراني که انصافاً خيلي هايشان در برهه اي
بسيار موفق عمل کردند و کارهاي خوبي به دست دادند، اما با گذشت زمان نه
چندان درازي همه پکيدند و از هم متلاشي شدند. مگر مي شود فراموش کرد گروه
هايي مثل شيدا و عارف و کانون چاووش را که اوايل انقلاب بنيانگذار تحول
بزرگي در موسيقي ايراني شدند و کارهاي نو و پسند جامعه به دست دادند؟ اما
چه شد که به يکباره آن جمعيت پراکنده شد و هر کس دنباله کار خويش گرفت؟
آيا منبع الهام لطفي، مشکاتيان، شجريان و عليزاده و بقيه اعضاي گروه به
يکباره خشکيد؟ يا اين مردان بزرگ حوصله شان کم کم از يکديگر سر رفت که
ترجيح دادند از هم جدا شوند؟ يا اصلاً شرايط جامعه به گونه يي شد که ادامه
همکاري صورتي محال به خود گرفت؟... بحث ما يافتن پاسخ براي اين سوالات هم
نيست، چه اين خود فصل مفصلي مي طلبد بلکه طرح اين سوالات بيشتر از آن جهت
است که وقتي با گروهي مواجه مي شويم که 17 سال است در کنار هم، کار موسيقي
مي کند و خوب (لااقل در سطح قابل قبول و بالاتر از استاندارد روز) هم کار
مي کند، متوجه اين باشيم که سواي هر نظري که درباره کيفيت کار آن داريم،
موضوع صحبت، استثنايي در عرف جامعه موسيقي ما است. گروهي که قريب 20 سال
دوام آورده و نه تنها دچار تعارضات فرسايشي نشده، بلکه رفته رفته خود را
به عنوان يک گروه جدي که رو به جلو حرکت مي کند، به جامعه مخاطب بي حس و
حال موسيقي ايراني شناسانده و تحميل کرده است. وقتي از «دستان» حرف مي
زنيم، نبايد بي تفاوت به اين باشيم که دستان يک اتفاق منحصربه فرد طي
20سال اخير در موسيقي ما است.حتي با در نظر گرفتن تغيير ترکيب اوليه گروه
مثل جدايي کيهان کلهر.
وقتي
آن روز با اشتياق به بروشور کار رجوع کردم، به نام هايي تقريباً آشنا
برخوردم. حميد متبسم، سعيد فرج پوري، حسين بهروزي نيا که به شيوه يي
کاملاً مدرن آهنگسازي و تمرين و تنظيم و کار مي کنند؛ کاري که محصول آن
اجراي کنسرت هاي موفقي در اروپا و امريکا بوده و حتي جايزه معتبري چون
ديپلم افتخار بهترين موسيقي سال 2003 فرانسه را به خاطر انتشار آلبوم
«شوريده» (بر مبناي ساخته هايي از هر سه نفر) به ارمغان داشته است؛ کاري
که بعد از برگزاري کنسرت هاي نه چندان موفق بزرگان موسيقي(نسبت به سطح
توقع از اين افراد) طي ماه هاي اخير، اين انتظار را ميان مخاطبان موسيقي
ايراني به وجود آورده که مشتاقانه در انتظار کنسرت گروه با همايون شجريان
در تهران باشند تا بلکه شاهد اجرايي - به نسبت خوب- از موسيقي ايراني
باشند....

