تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان - لطفي قطعه‌اي در مدح رسول اكرم(ص) مي‌سازد
وي اظهار داشت: من عاشق حضرت علي(ع) هستم. در يك پروسه روحي نيز ارتباطي معنوي با حضرت رسول(ص)، اين شخصيت بزرگ، يافتم .
اين آهنگساز ادامه داد: ساخت قطعه اي در مدح پيامبر در دل من وجود دارد و بايد آن شرايط آماده شود. من اعتقاد دارم خود آنها به هنرمند الهام مي كنند و نمي‌توان با دريافت پول‌هاي كلان چيزي نوشت. البته من براي بعضي از افراد كه چنين كاري مي كنند احترام قائل هستم، اما اگر يكي يك ميليارد به من پول دهد كه قطعه اي را بسازم نمي توانم. ممكن است در عرض يك ساعت 10 تا آهنگ بسازم ولي هيچ فايده اي ندارد.
اين نوازنده گفت: هنر و موسيقي در بسياري از موارد از مقوله الهام است. ما تنها بايد قلبمان را صيقل دهيم تا آن نور بتواند در تاريكي حركت كند.
وي در خصوص ساخت قطعات موسيقي با رويكرد مذهبي گفت: بحث اعتقاد به مذهب مساوي با اين نيست كه شما خودتان را درعرصه‌اي قرار دهيدتا توفيقي بدست بياوريد. بلكه آنجا آن تفحص و موسيقي‌دان بودن شما با داشتن اعتقادات شكل مي‌گيرد كه آن هم مجازي سفارش داده نمي شود.
لطفي افزود: موسيقي مذهبي در دنيا و در ايران يك خط ويژه و كاربرد ويژه دارد. مراسم سوگواري يك كاربردي دارد. موسيقي مذهبي، سينه زني، زنجيره ني، نوحه خواني، مداحي و در بخش‌هايي قرآن خواني اين‌ها خودش يك خط قوي داشته و دارد و سنتش هم خيلي قوي است به طوري كه سينه به سينه رسيده و حركت كرده است.
وي بيان داشت: وقتي يك موسيقي داني به خاطر علايق خودش يك تم و داستان مذهبي را تبديل به يك سمفوني كند، آن يك اتفاق شخصي است كه درون آن هنرمند افتاده است. هنرمند وقتي نام حضرت علي(ع) را به زبان مي آورد بايد حالش با گفتن اين نام دگرگون شود، اگر چنين نشود اثري كه مي‌نويسد اثر هنري نيست.
خالق قطعه «شب نورد» با اشاره به وضعيت استفاده از موسيقي مذهبي گفت: در زمان گذشته مداحان با خواندن يك بيت شعر سوزناك، اصلي‌ترين گوشه‌ها را اجرا مي كردند چرا كه همه آنها رديف دان بودند و گوشه هاي موسيقي را مي دانستند. در واقع اين افراد تكنيك‌ها را خوب مي دانستند.
وي ادامه داد: من هم اكنون نمي‌دانم كه آيا نسل‌هاي جديد ما كه در اين عرصه وارد شدند با زندگي مدرن كنوني آيا همان مشكلاتي را پيدا كردند كه ما در عرصه‌هاي ديگر پيدا كرديم يا خير؟ به عقيده من آنها بايد آموزش‌ها را دنبال كنند تا نسل‌هاي بعدي هم اين سنت را ياد بگيرند و ادامه دهند.
لطفي بيان داشت: در حال حاضر خيلي از نوحه‌هايي را گوش مي‌كنيم نسبت به بچگي‌ام كه گوش مي‌كردم خيلي تفاوت پيدا كرده است در واقع نوحه‌ها بيشتر موسيقي پاپ شده اند كه داراي شعرهاي ريشه دار نيستند.



مي‌خواهم «شجريان» و «ناظري» ديگري به وجود بيايد

لطفي ضمن اعلام آمادگي براي اجراي كنسرت مشترك با بزرگان موسيقي همانند سابق گفت: آثار بوسيله خالقش ماندگار مي‌شود. به عنوان مثال تجويدي خالق و بنان مجري تصنيف تجويدي است وقتي بنان خواننده فوق‌العاده‌اي باشد و كارش را خوب بداند اين اثر را جاودانه‌تر نگاه مي‌دارد.
وي افزود:در گروه شيداي سابق خواننده‌ها بودند كه عوض مي‌شدند در واقع ناظري و شجريان خوانندگاني بودند كه با گروه شيدا كار مي‌كردند اين خواننده‌ها كه 2 خواننده بزرگ مملكت هستند در واقع كار خودشان را كرده‌اند و زحمتشان را كشيده اند و آثاري را نيز ارائه داده‌اند و به شهرت بالايي رسيده‌اند حالا اگر قرار باشد در كار مجدد من هم دوستانم شركت كنند اين بايد خودش به صورت طبيعي پيش بيايد.
اين نوازنده سه‌تار با بيان اينكه هدف من اين است كه افراد ناشناس را معرفي كنم، اظهار داشت: من مي‌خواهم فرصتي به جوانان دهم تا بتوانند اينها هم يك شجريان و ناظري ديگري باشند. البته من هيچ وقت اين را نفي نكرده‌ام كه فعاليت من با جوانان معادل كار نكردن با بزرگان است ولي بايد اين فضا پيش بيايد كه در وهله اول ما بايد ارتباطمان را پيدا كنيم و البته اين هم بوسيله كسي اتفاق نمي‌افتد چرا كه نمي‌شود با واسطه چيزي را به چيز ديگري چسباند بنابراين براي اينكه اين اتفاق رخ دهد بايد يك فضاي فرهنگي بين ما بزرگان پيش بيايد.


همه هنرمندان دنبال كنار هم بودن هستند

لطفي با اشاره به فضاي همدلي دوران جنگ گفت: بعد از جنگ و حتي در دوره جنگ فضاها به همديگر نزديك بود و اين باعث جمع شدن آدم ها دور هم و بيان كردن درد دلشان در قالب ساز و آواز بود. اما بعد از اين همه سال شايد يك خستگي براي همه افراد اين كار بوجود آمده و تمام انرژي‌هايشان را در اين سال ها مصرف كرده‌اند و خيلي دنبال سكوت و آرامش و كنار بودن هستند ولي با اين حال ديدارهايي بين من با شجريان، ناظري، مشكاتيان، عليزاده و كياني صورت گرفته اما هنوز فرصت آن فضا كه مثل قديم خانه همديگر برويم و دوستي نزديك داشته باشيم رخ نداده است.
وي با اشاره به اينكه در زمان گذشته شخصي واسطه شكل گيري دوستي‌ها مي‌شد، افزود:اين افراد موزيسين نبودند اما شاعر و اديب توانمند و موسيقي‌شناس بودند كه ساز هم مي‌زدند مثل هوشنگ ابتهاج. اين‌ها در واقع چون دلشان مي‌خواست موسيقي بشنوند و براي موسيقي اتفاقي بيفتد تلاش مي‌كردند و قرارهايي بين ما هنرمندان مي‌گذاشتند در حال حاضر حضور چنين افرادي كم شده و در واقع واسطه‌ها كم رنگ شده‌اند اما در مقابل رابطه‌هاي مجازي زيادند كه آرمان خواهند و دلشان مي‌خواهند اين اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:البته در كنار اين همه مسائلي كه در اين زمينه مطرح است يك مقدار گلايه‌هاي گذشته‌‌ نيز وجود دارد و بعضي از دوستان ما هنوز دلشان را نسبت به ماجراهاي گذشته صاف نكرده‌اند.


شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... جملگي جريان ساز بودند

سرپرست گروه شيدا در خصوص صحبتهايي كه در بدو ورود به ايران مطرح كرده بود، مبني بر اينكه در اين چند سال كاري در زمينه موسيقي انجام نشده، اظهار داشت: من چنين اظهاراتي نكردم درواقع يك مقداري بد فهميده شده حتي بعضي از دوستان گفتند كه لطفي فكر مي‌كند ما اينجا هيچ كاري نكرديم در صورتي كه من اصلا جمله‌ام اين نبود. بلكه گفتم كارهايي كه شده در جاي خودش. چه كسي مي‌تواند بگويد شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... زحمتي نكشيده‌اند اين‌ها زحمت كشيده‌اند، موثر بوده‌اند و تاثيراتشان هم خيلي عالي بوده اما هم اكنون يك آدم مثل من اينجا هست كه آمده و در حال به راه انداختن يك جرياني نويي است.
وي افزود: به نظر من وقتي اين جريان راه مي‌افتد به همه موسيقي‌دانها كمك مي‌كند من در زمانهاي گذشته هم با همين موتور كار مي‌كردم كه ‌آن اتفاقات افتاد و موسيقي يك هويت محترمانه‌اي پيدا كرد


اتصال صدا و سيما با هنرمندان قطع شده است

لطفي با بيان اينكه در گذشته همه هنرمندان براي راديو و تلويزيون و وزارت فرهنگ كار مي‌كردند، گفت: در گذشته اين دو سازمان خودشان توليد كننده موسيقي بودند و ما همه براي اينها كار مي‌كرديم ولي در حال حاضر آن اتصال هم قطع شده نه راديو دعوت مي‌كند كه لطفي و شجريان و ديگران بيايند و مثل سابق كار كنند نه وزارت فرهنگ و ارشاد.
وي افزود:بايد واحدي به نام موسيقي باشد و آدم هاي ورزيده نيز در آن فعاليت كنند كه همان هنرمندان ورزيده مسئول دعوت كردن هنرمندان مطرح باشند در غير اين صورت من خودم به شخصه به دعوت مدير راديو آنجا نمي‌روم ساز بزنم، چون نمي‌دانم آن مدير كه مي‌خواهد ساز و آواز را ضبط كند چه قدر تبحر دارد. بايد گروه متبحري آنجا باشند تا مثل سابق اين حالت اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:در زمان گذشته تجويدي، ناصري ،خالقي و ديگران جزو هيات مديره فني راديو بودند كه با موزيسين‌ها ارتباط داشتند و با كمك‌هاي خود مسئولين راديو از هنرمندان براي اجراي برنامه دعوت مي‌كردند. در حال حاضر نيز بايد واحدهاي مشخصي در راديو باشد كه ما در آن قرار بگيريم بعد آن موقع خروجي مناسبي پيدا مي‌كند و جهت‌هاي فرهنگي مشخص مي‌شود.
لطفي بيان داشت: البته تاحدودي اين اتفاق افتاده ولي كيفيت اين فعاليت‌ها آنقدر پايين است كه موزيسين‌هاي در سطح من و يا شجريان ، عليزاده ، مشكاتيان و ديگران با گفتار اين افراد آنجا نمي‌روند.
لطفي تصريح كرد: هنر ما به خصوص موسيقي هنوز استراتژي ندارد و در تاكتيك‌ها و زيگزاگ‌ها حركت مي‌كند به قول معروف مي‌گويند گل قضيه گم شده و همه توپ را تو زمين گرفته‌اند و به همديگر پرتاب مي‌كنند تا بالاخره يكي آن را گل كند.


رويكرد اجتماعي در موسيقي سنتي ضعيف شده است

لطفي با اشاره به وضعيت ساخت موسيقي بر اساس مسائل اجتماعي گفت: توجه به مسائل اجتماعي در موسيقي سنتي بعد از انقلاب متوقف نشده بلكه تا مدتها جريان داشته اما متاسفانه امر آموزش دچار ضعف شديم.
وي با اشاره به وارد شدن موسيقي پاپ در عرصه اجتماعي افزود: موسيقي پاپ در ذات خودش اين را دارد كه بازگو كننده مسائل اجتماعي باشد چرا كه يا از درد، شادي و يا يك عاشقانه‌اي صحبت مي كند، در ضمن ساده‌پذيرتر نيز هست اما هنرهاي سنتي و كلاسيك سخت حركتند و جسمشان سنگين است .
اين نوازنده تار ادامه داد: موسيقي پاپ چيز جديدي است به خصوص با اين نوعي كه طي سالها حركت كرده ميكسي بين موسيقي ايران و پاپ بود و نوع جديدي براي خودش بوجود آورد كه جالب هم بود ولي اين را نيز هم اكنون از دست داده و دوباره در مسير ضجه‌هاي بي مورد افتاده و دچار آسيب شده است.
لطفي تصريح كرد: در زمانهاي گذشته موسيقي پاپ بر اساس اشعار مولانا شكل مي گرفت و به همين واسطه اتفاقاتي در حال رخ دادن بود اما متاسفانه اين هم حركتش خيلي كند شد.
وي بيان داشت: مسائل اقتصادي، عدم انتقال تجربه، عدم‌آموزش و مساله اجتماعي شدن و اجتماعي بودن يك هنرمند دلايل بروز چنين مشكلاتي است. همه موزيسين‌ها و هنرمندان اجتماعي نيستند بعضي از آنها اصلا دوست ندارند اجتماعي باشند و فراگير نيستند.
لطفي با اشاره به موزيسين هاي اجتماعي دوران انقلاب گفت: در انقلاب صدها موزيسين وجود داشت كه از اين تعداد آنهايي وارد عرصه اجتماعي شدند كه قبلا اجتماعي فكر مي‌كردند و خودشان در دوران انقلاب در خيابان ها بودند و تحت تاثير اتفاقات قرار گرفته بودند. در حال حاضر نيز يك وازدگي و سكوتي كل جامعه را فرا و يك بي‌تفاوتي در اهل انديشه و اهل هنر شكل گرفته است كه اين مشكل را بايد روانشناسان، جامعه‌شناسان و آدمهايي با زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي علت يابي و برطرف كنند.


برخي قطعاتم را هنگام قدم زدن در خيابان هاي تهران ساخته‌ام

لطفي در خصوص رويكرد اجتماعي در ساخت آثارش گفت: هميشه رويكرد اجتماعي در كارهاي من وجود دارد حتي در كنسرتي كه پيش رو داريم قطعاتي را اجرا مي كنيم كه در طول مدتي كه در ايران بودم درهمين خيابانها راه رفتم و ساختم. در اين مدت يك قطعه را نيز با عنوان «وطنم، ايران» براي اولين بار با شعر خودم ساخته ام كه شعر آن را زماني سرودم كه تصميم گرفتم به ايران بيايم.
وي افزود: من براي يك نيتي كار مي‌كنم چرا كه اگر بر اساس نيتي خير حركت ‌كنيد باعث توفيق مي‌شود. من مثل مادرم عقيده دارم كه اگر نيت آدم خير باشد همه كارها درست مي‌شود و مشكلي پيش نمي‌آيد و اگر هم پيش بيايد مشكلات فني روزمره است. من هميشه دلم مي‌خواهد حركت كنم اما اين روحيه شخصي من است و جوشش من فردي، ‌آرماني، ‌تكاملي ، ميهني و اجتماعي است.


قصد ندارم از ايران بروم

موسس مركز فرهنگي هنري شيدا در واشنگتن در پاسخ به اين سوال كه آيا باز هم بعد از مدتي در ايران ماندن ترك وطن خواهد كرد يا خير؟گفت: من خودم قصد ندارم از كشورم بروم چرا كه هيچ كجاي دنيا جاي كشورم را نمي گيرد. انسان در هيچ جا مثل كشور خودش احترام ندارد.
وي با بيان اينكه شرايط دشوار موسيقي دليل رفتن من از ايران شد، اظهار داشت: در آن زمان من ديگر نمي‌توانستم كار موسيقي انجام دهم چرا كه جنگي شده بود كه فقط سرود كاربرد داشت و موسيقي‌هاي ديگر اجازه فعاليت نداشتند من هم به عنوان يك موزيسين نمي توانستم تنها سرودهاي اين چنيني بسازم و در مقابل آموزش و دانشگاه و ..... هم نبود.
اين نوازنده تار با بيان اينكه من با هدف انتقال فرهنگ ايران به خارج از كشور رفتم، گفت: من هميشه نگران اين بودم كه اين همه ايراني كه بيرون هستند سرنوشتشان چه مي‌شود فرزندانشان اگر بخواهند يك ساز بزنند وضعيتشان چه مي شود. من ديدم اگر بتوانم شاگرداني در خارج از كشور تربيت كنم ، مي توانند ايراني بودن را آنجا ادامه دهند.
لطفي گفت:من هم اكنون 63 سال سن دارم و تا آنجايي كه انرژي دارم كار مي‌كنم. ما كه يك لحظه بدون وطنمان نبوديم و هرجا كه بوديم پرچم ايران را علم كرديم.


شاگردان من يك جريان موسيقي را در سراسر اروپا و آمريكا راه انداخته‌اند

وي گفت: من از دانمارك و سوئد تا اروپاي غربي، شهر به شهر تمام ايالت‌هاي آمريكا را درس دادم و در حال حاضر شاگردان من يك جريان موسيقي تعليماتي را در كل اروپا و آمريكا دارند. در واقع 70 درصد حركت‌هايي موسيقي خارج از ايران بواسطه شاگردان من انجام مي شود.
وي با بيان اينكه من در خارج فعاليتم را به اتمام رساندم، بيان داشت: بعد از اين جريان احساس كردم در كشورم نياز به من بيشتر است ومن درست در بدترين شرايط موسيقي از نظر خودم آمدم و اين شرايط را پذيرفته بودم.


به جوانان اهميت و بها دادم

اين نوازنده تار در خصوص تشكيل گروه‌هاي جوان سه‌گانه شيدا گفت: هدف موسيقي‌دان توليد موسيقي خوب با كاربرد و تاثيرگذاري زياد است كه مردم با شنيدن آن احساس خوب و اميد بيشتري پيدا كنند و در مقابل نيز سختي كارشان را كم كند. در واقع آرمان انساني هنر چنين است و از آنجايي كه موسيقي جزو پديده‌هاي حسي بشر است همه با آن ارتباط دارند.
وي افزود:من هم مثل همه آدم‌ها دوست دارم توليد موسيقي خوب داشته باشم و از طرف ديگر به آموزش كه يكي ديگر از كارهايم است نيز بپردازم كه اين مساله بتواند به درستي نسل به نسل انتقال يابد و با اين اتفاق آينده مملكت هم هموارتر حركت مي‌كند. ما در اين سال ها فعاليت‌مان را انجام داده و زحمت‌مان را كشيديم و بايد اين تجربه و حركت را جوان‌ها كه نيروهاي بعدي كشور هستند،انجام دهند.
اين نوازنده كمانچه ادامه داد: شجريان، مشكاتيان، عليزاده، كياني و ...احتياجي به كمك ندارند. اينها خودشان موفقيت دارند به همين دليل من به جوانان اهميت و بها دادم كه خيلي سخت‌تر است. چرا كه آنها تجربه لازم را ندارند و بايد به صحنه بروند، تحقيق كنند و آموزش ببينند تا به مرحله ما برسند. من در خارج هم شايد 99 درصد انگيزه‌ام اين بود كه جوانان بتوانند در اين فعاليت ها شركت كنند و به آينده‌شان اميدوار باشند و جوان هاي ديگر هم كم كم به آنها و موسيقي جدي بپيوندند.
وي با بيان اينكه اكثر اعضاي گروهم از شاگردان كلاسم هستند،اظهار داشت:جوانان گروه من 10 سال كار كرده‌اند و براي گروه از فيلترهايي رد شده‌اند.البته ورود به كلاسهاي من نيز به همين شكل است به طوري كه ابتدا آزموني مي‌گيرم و در اين آزمون كساني كه كل رديف موسيقي را زدند و 4 تا رپرتوار يك بخش از موسيقي را حفظ هستند به كلاس رديف تحليلي و موسيقي تحليلي من راه مي‌يايند.
لطفي ادامه داد: در اين كلاس ها 3 ماه درس مي‌دهم و 1 ماه تعطيل هستم و سپس امتحان مي‌گيريم و يك تعداد از اين ها به كلاس هاي بالاتر مي‌روند. در اين يكي دو سال هم آنهايي كه خيلي با استعداد و پركارند و مي‌خواهند حرفه‌اي كار كنند به سمت كلاس هاي تخصصي من كشيده شده‌اند و اكثر نوازندگان شيدا از همين كلاس ها انتخاب شده‌اند.


كمبود وقت علت اصلي با هم نبودن گروه قديمي شيدا بود

لطفي در خصوص عدم تشكيل شيداي قديم گفت: در گروه شيدا 8 موزيسين بودند كه زير نظر من كار مي‌كردند در حال حاضر از اين تعداد 4 نفر در گروه كامكارها فعالند و خودشان گروه دارند و 4 نفر ديگر هم درخشاني، سماواتي، صدقي‌آسا و افشارنيا هستند. من در وهله اول درخشاني و افشارنيا را دعوت كردم اما آنها وقت لازم را بواسطه پر كار بودنشان نداشتند. سماواتي و صدقي آسا نيز آلمان هستند. با اين وضع من در ابتداي كار تلاش كردم كه بخشي از گروه عارف و شيدا را در يك گروه قرار دهم و جوان ها را در كنار اين ها بگذارم اما عملا نشد چرا كه هيچ كدام وقت نداشتند. وقتي نوازنده‌ها خودشان وقت ندارند من نمي‌توانم بر مشغله آن بيفزايم.
وي افزود: نقطه مقابل اين روند نيز بزرگاني مثل مشكاتيان هستند كه خودشان جريان ساز بوده و گروهي را دارند و اين طبيعي است كه وقتي كسي گروه خودش را دارد، كنسرت خودش را هم مي‌دهد. اما اين سوال را همه از من مي‌كنند كه چرا شيدا را دور هم جمع نكرديد؟

مطلبی که خواندید گفت‌وگویی بود  از سحر طاعتي  خبرنگار خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط ..::محسن::.. در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:34 |